
سلام دوستان گلم
از این بعد علاقمندان به برنامه های تلویزیون کانال های مختلف تلویزیونی را به صورت زنده در این وبلاگ مشاهده کنند لینک شبکه های مختلف رو براتون تو بخش زنده تلویزیونی قرار دادم فعلا از تلویزیون خودمون شروع کردم شبک های ماهواره ای هم در آینده قرار میدم
یک تذکر هم بدم که برای دیدن پخش زنده باید سرعت اینترنتتون هم بالا باشه
![]()
فدای دوستان![]()
![]()
علیرغم پیشرفتهای بسیار چشمگیری که در فهم جهان فیزیکی نصیب علم جدید شده است ، شمار رازهای ناشناختهای که دانشمندان برای کشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است . در این مقاله به بررسی هفت راز بزرگ از میان مجموعه پرشمار اسرار کشف ناشده میپردازیم .
● سوال اول :
چه عاملی کیهان را به تکاپو وا میدارد؟
علم جدید تا برای این پرسش ، پاسخ خرسند کنندهای بدست نیاورد نمیتواند به کشف راز بسیاری دیگر از پدیدههای جالب توجه اهتمام ورزد. برای درک اموری نظیر منشأ کیهان ، سرنوشت نهایی سیاهچالهها ، امکان سفر در زمان ، میباید نخست برای این پرسش که کیهان چگونه عمل میکند ، پاسخ درخوری یافت شود. فیزیک قرن بیستم بر مبنای دو نظریه بنیادین یعنی نظریه نسبیت انیشتین و نظریه مکانیک کوانتومی بنیاد شد. در قرن بیست و یکم دانشمندان با بهرهگیری از این دو نظریه توفیق یافتهاندکه شناخت خوبی از بسیاری از ذرات بنیادی به دست آورند اما این دو نظریه ظاهراً در بن و اساس با یکدیگر ناسازگارند و تصویرهای متعارضی از واقعیت نهایی ارائه میدهند. حال آنکه علی الفرض واقعیت میباید واحد باشد . تلاش برای وحدت بخشیدن به این دو نظریه ظاهراً متعارض، بسیاری از برجستهترین دانشمندان را به خود مشغول داشته است. مشکل اساسی در این است که نیروی جاذبه که نظریه نسبیت درباره آن سخن میگوید ، کل ساختار زمان ـ مکان و بنابراین تمامی کیهان را در بر گرفته ، در حالی که نظریه مکانیک کوانتومی درباره سه نیروی بنیادی دیگری سخن میگوید که درون این ساختار جای دارد. به این ترتیب کاربرد نظریه کوانتومی درمورد نیروی جاذبه نظیر استفاده از جزء برای فهم کل، با مشکلاتی جدی همراه است.
کیهان از چه چیز ساخته شده است؟
رصدهایی که به وسیله اخترشناسان صورت میگیرد این نکته را مشخص ساخته که به ازای هر یک گرم از مادهای که سیارات و ستارگان و کهکشانها را بوجود آورده، چند گرم از مادهای وجود دارد که ماهیت آن ناشناخته است وجود این ماده بر اساس نوع رفتاری که اجرام کیهانی از خود آشکار میسازند حدس زده میشود .
براساس قوانین فیزیک اگر آتشگردانی را با سرعت به چرخش درآوریم با سرعت در هوا به پرواز درخواهدآمد. در مورد ستارگانی که در حاشیه کهکشانها به دور مرکز در گردشند نیز دقیقاً همین وضع برقرار است . نخ یا رشتهای که این ستارگان را پایبند نگه میدارد همان نیروی جاذبه است.
اما محاسبات نشان میدهد که نیروی جاذبه حاصل از ماده فیزیکی قابل رؤیت موجود در کهکشانها برای نگهداری ستارگانی که با جرم عظیم و سرعت زیاد در حاشیه آنها در حال گردشند کافی نیست.
برای نگهداری این ستارگان به صورت دیوان پای در زنجیر، به طناب یا رشته مستحکمتری نیاز است و از همینجا دانشمندان نتیجه گرفتهاند که در درون هر کهکشان میباید ذخایر عظیمی از نوعی ماده نادیدنی وجود داشته باشد که نیروی جاذبه لازم برای جلوگیری از گریز ستارگان را فراهم میآورد. استدلال مشابهی دلالت میکند بر اینکه از این نوع ماده نادیدنی میباید در فضای ما بین کهکشانها نیز موجود باشد و حرکات کهکشانها را نسبت به یکدیگر تنظیم کند.
آیا فرضیه نیروی ضد جاذبه که انیشتین پیشنهاد کرد نادرست بود ؟
انیشتین زمانی برای برقراری نوعی تعدیل در فرضیهای که درباره وضع و حال کیهان پیشنهاد کرده بود، به وجود نوعی نیروی ضد جاذبه قائل شد اما اندکی بعد این فرضیه را پس گرفت و از آن با عنوان «بزرگترین خبط علمی خود» یاد کرد.
اما تحقیقات جدید نشان میدهد که احیاناً وجود چنین نیرویی چندان دور از واقعیت نیست.
عبارتی که انیشتین در معادلات مربوط به فرضیه نسبیت عام خود وارد ساخت، از خاصیت نیروی دافعه برخوردار است و موجب میشود کیهان دچار انبساط شود . انیشتین که معتقد بود کیهان درحال ثبات قرار دارد ناگزیر شد این عبارت را اضافه کند تا اثر نیروهای انقباضی در معادلات خود ( ناشی از وجود جرمهای عظیم در کیهان ) را خنثی سازد.
چرا ما در عالمی سه بعدی زیست میکنیم؟
فیزیکدانان براین باورند که ظهور عالمی که ما در آن جای داریم به دنبال وقوع مه بانگ (انفجار) اولیه امری کاملا تصادفی بوده واحیاناً کیهان هایی دیگری نیز وجود دارند که شماره ابعاد آنها متفاوت است.
صد سال قبل نویسنده ای به نام ادوین ابوت کتابی منتشر کردبا عنوان « سرزمین مسطح » که در آن عالمی دو بعدی مورد بحث قرار گرفته بود.
قوانین علمی یک جهان دو بعدی احیاناً با قوانین جهان سه بعدی ما تفاوت بسیار دارند به عنوان مثال امواج در یک جهان دوبعدی به سهولت جهان سه بعدی سیر نمی کنند و بنابراین انواع واقسام دشواریها در خصوص برقراری ارتباط وانتقال پیامها پدید می آید واز آنجا که ظهور حیات خودآگاه متکی به انتقال نخواهد شد . از سوی دیگر زندگی در عوالمی که بیش از سه بعد دارند نیز با دشواریهای خاص خود روبروست .
آیا سفر در زمان امکانپذیر است؟
براساس نظریه نسبیت انیشتین امکان سفر در زمان خواه به آینده وخواه به گذشته وجود در عین حال به بروز بسیاری از پاردوکس ها منجر می شود از این رو برخی از فیزیکدانان مدعی اند که برخی از موانع عملی مانع از انجام چنین سفری می شود (برای تفصیل مطلب به مجموعه مقالات ساینتیفیک امریکن در مورد مفهوم زمان رجوع شود.)
آیا ما در یک صافی کیهانی زندگی میکنیم ؟
هر چند مفهوم سیاهچاله ها امروزه برای همگان آشناست اما این اجرام عظیم کیهانی هنوز حیله وشگفتیهای زیادی در آستین دارند ، سیاهچاله ها ستاره های بزرگی هستند که انرژی هسته ای خود را به پایان رسانده اند وهمه را در اثر تشعشع از دست دادهاند در این حال هسته عظیم وچگال ستاره تحت تأثیر نیروی جاذبه غول آسای آن در کسری از ثانیه به درون خود ریزش می کند اگر شکل هندسی هسته دقیقاً کروی باشد ، به واسطه اثر تقارن همه ماده موجود در مرکز کره مجتمع می شود و به این ترتیب شدت میدان جاذبه تا حد بسیار بسیار زیادی افزایش می یابد.
از آنجا که جاذبه تأثیر خود را به صورت تغییر شکل زمان – مکان آشکار می سازد (نظیر یک گوی سنگین که بر روی بالش قرار داده شود شکل آن را تغییر میدهد) وجود یک میدان جاذبه عظیم ومتمرکز در یک نقطه هندسه زمان – مکان اطراف این نقطه را دستخوش تغییرات اساسی می سازد وحفره ای به وجود می آورد که همه چیز را به سمت خود میکشد.
پدیدار آگاهی از کجا وچگونه پدید آمده است ؟
پرسش بی پاسخ دیگری که ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول داشته این است که چرا برخی از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در مغز وسلسله اعصاب جریان دارد با خود احساس وآگاهی به همراه می آورد در حالی که برخی دیگر از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در شبکه های سراسری برق سیر می کنند ظاهراً چنین آثاری با خود به همراه نمی آورند.
مساله را به صورت معکوس نیز می توان مطرح کرد چگونه است که آگاهی واحساسات که احیاناً مادی نیستند می توانند الکترونها ویونها را در مدارهای مغز به حرکت در آورند و موجب بروز پدیدارهای فیزیکی شوند سوال دیگری که می توان مطرح کرد این است که آیا اساساً این قبیل پرسشها معنا دار هستند؟ واگر چنین است آیا پاسخگویی به آنها وظیفه فیزیکدانان است؟
برخی از فیزیکدانان معتقدند که اگر فیزیک یک رشته فراگیر است واگر علم نهایتاً قابل تحویل به امور فیزیکی است در آن صورت فیزیکدانان باید به اینگونه پرسشها نیز بپردازند گاهی اوقات گفته می شود که حیات در لابلای قوانین فیزیکی مندرج است.
البته هر چند این نکته درست است که اگر قوانین فیزیکی اندکی متفاوت می بودند حیات شکل نمیگرفت و اما اگر اصلی تحت عنوان « اصل حیات» وجود داشته باشد نمی توان رد آن را در قوانین فیزیکی به دست آورد . برای دستیابی به این اصل باید به سراغ نظریه های ریاضی نظیر نظریه مربوط به سیستمهای بسیار پیچیده یا نظریه های اطلاعات رفت هر چه باشد هر سلول زنده به یک معنا عبارت است از سیستمهای بسیار پیچیده ای که فعالیت اصلیش پردازش اطلاعات و باز تولید است.
حالا درسته زن و مرد كلا با هم فرق دارند ...
، اما چرا بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟ 
بياييم از خانم ها شروع کنيم
:
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای کوچکي انجام می دهند.
آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از هيچ کاری دريغ نمی کنند.
زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.
آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت تبديل کنند.
زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.
آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.
زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.
زنان صادق و وفادارند.
زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.
آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند.
آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
............
..........
........
......
....
...
..
.
.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند
))))))) !!!
******
بنده هر كاري كردم ديدم نميشه بين زن و مرد صلح برقرار كرد 
بنابراين مجددا كل كل بين آقايان و خانمها را بر قرار خواهيم كرد 
حالا خانومها با اين ايميل حال كنند تا يكي دو روز ديگه كه بد جوري قراره گير بدهيم به مزيت هاي مرد بودن
...
فعلا خانومها حال كنيد 
تا بعد ...
در اين گزارش درصددم كه تاريخچه و چگونگي پيدايش نان سنگك را براي ايرانيان عزيز ساكن كانادا كه امروزه از مغازهها و سوپرماركتهاي ايراني نان سنتي ايراني سنگك با كيفيت و بسته بندي بهداشتي تهيه مينمايند را شرح دهم. قبل از آنكه وارد اين بررسي بشويم به اطلاع عزيزان وخوانندگان هفتهنامه سلام تورنتو و سايت سلام تورنتو ميرسانم اگر چه در سالهاي اخير سيستم پخت نان در ايران و بويژه در تهران ماشيني شده و اين موضوع از كميت و كيفيت پخت نان كاسته است ولي هنوز هم نانواييهايي وجود دارند كه به پخت اين نانهاي سنتي به روش قديم ادامه ميدهند. اصولاً چهار نوع نان در سطح ايران بعنوان نانهاي سنتي و ملي شناخته شدهاند:
-نان سنگك
-نان بربري
-نان تافتون
-نان لواش
در زمانهاي بسيار قديم، خانوادهها و افرادي كه با هم زندگي ميكردند، مايحتاج زندگي خود را بطور ساليانه و يكجا و بيشتر هم در ا يام برداشت محصولات كشاورزي كه بيشتر در پايان فصل تابستان و آغاز فصل پاييز بود، تهيه كرده و در منازل خود نگهداري ميكردند و به مرور آن را مورد استفاده قرار ميدادند. يكي از اين نيازها تهيه و نگهداري گندم براي پخت نان در طول سال بود. بطوريكه نان ما در همه» غذاها و نيازهاي خورد و خوراك تلقي ميگرديد. من يادم است كه حدود پنجاه سال پيش هنگامي كه ما در شهرستان زندگي ميكرديم، صبحانه اغلب افراد نان وچاي شيرين بود، كم كم كه وضعيت اقتصادي رشد كرد و شهرنشيني زياد شد و محصولات دامي و كشاورزي فرآوري شده و به سوي شهرها سرازير شد. چيزهاي ديگر مانند پنير، حلوا ارده با سرشير، عسل و تخممرغ هم به اين صبحانهها افزوده گرديد.
در گذشتهاي نه چندان دور در هر خانهاي چرخي سنگي وجود داشت كه خانمهاي خانه با آن گندم را آرد ميكردند و خمير ميزدند و در تنورهاي گلي كه در هر منزلي وجود داشت و با هيزم داغ ميشد، نان ميپختند. كم كم آسيابهايي براي آرد كردن گندم ساخته شد كه اول آسياب آبي بود و بعداً به آسيابهاي ديزلي و برقي تغيير يافت و پس از چندي واحدهاي نانوايي و نان پزي در سطح شهرها و روستا احداث گرديد، بطوريكه كم كم پختن نان در منازل متوقف گرديد و افراد براي تهيه نان مورد نياز خود آن را از مغازههاي نانوايي خريداري كرده و ميكنند.
نانواييهاي اوليه طريقه خمير زدن و پختن و سوخت تنورهاي خود را به روشهاي سنتي و قديمي انجام ميدادند و اخيراً حدود 10 تا 15 سال است كه روشهاي ماشيني و پخت نانهاي فانتزي رسم شده و ديگر از آن عطر و طعم نانهاي پخته نانواييهاي قديمي كه به قول معروف بوي نان تا هفت خيابان اطراف ميپيچيد و اشتها را باز ميكرد، خبري نيست.
درصدد تهيه كردن اين گزارش بودم كه مشاهده كردم يك خوش ذوق و علاقمند، ساختمان زيبا و دو طبقهاي را تبديل به مجتمع توليد انواع نان سنتي كرده بطوريكه انواع نانهاي سنگك، بربري، تافتون و لواش را در يك مجموعه ميپزد و هر كسي كه هر نوع نان را دوست دارد با مراجعه به واحد توليد آن نان، نان مورد نياز خود را ميخرد. جالب توجه است كه اين مجموعه كاملاً بهداشتي و در فضاي مناسب است كه براي مشتريان صندلي براي نشستن در نظر گرفتهاند و انواع وسايل سرگرمي مانند تلويزيون و... در آنجا قرار دادهاند و سفارش خود را حتي ميتواني از طريق كامپيوتر موجود در نانوايي ثبت نمايي و رسيد پرداخت وجه و تحويل نان دريافت كني.. اين كار در نوع خود ابتكاري زيبا و ماندني است. قيمت نان سنگك در اين نانوايي برحسب نوع سفارش كوچك و بزرگ و يك رو خشخاشي يا دو رو خشخاشي از مبلغ 400 تومان در نوسان است كه با توجه به كيفيت خوب نان پخت سنتي و بهاي نانهاي فانتزي و ساندويچي فعلي موجود در بازار، قيمتها چندان بالا نيست.
لازم به توضيح است ك چون هنوز دولت در توليد نان مصرفي افراد يارانه پرداخت ميكند، قيمت نان در ايران پايين است ولي اين گونه نانواييها از آرد آزاد و قيمت فروش آزاد تبعيت ميكنند كه قيمت فروش آنها تا دو برابر قيمت فروش نانهاي يارانهاي است. خوب حالا برگرديم به اصل مطالب و بيان تاريخچه و چگونگي پيدايش نان سنگك ايراني.
در رابطه با چگونگي و محل و تاريخ دقيق پيدايش نان سنگك در ايران هيچ گونه اطلاع دقيق و روشني در دسترس نيست. كهنترين نوشته و تحقيقي كه در آن از نان سنگك نام برده شده، كتاب فرهنگ لغاتي است به نام "برهان قاطع" كه توسط نويسندهاي به نام خلف تبريزي در سال 1062 هجري قمري نگارش يافته و مولف در آنجا در زير معني واژه سنگك مينويسد:
"نوعي از نان هست كه روي سنگ ريزههاي گرم بپزند."
همچنين در تقويم سالنمايي كه توسط كميته» نانوايان تهران كه در 19 ارديبهشت سال 1326 شمسي در تهران چاپ شده در رابطه» تاريخچه و چگونگي پيدايش نانوايي و نان سنگك اين گونه آمده است:
"شاه عباس براي رفاه حال طبقات تهيدست و لشگريان خود كه غالباً در سفر احتياج به نان و خورش موقت و فوري داشتند و لازم بود به هر شهري ميرسند نانواهايي باشند كه بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهيه نمايند و غذايي باشد كه خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل اين مشكل را از "شيخ بهايي" كه از اجلّه» علما و دانشمندان ايران بود خواست. شيخ بهايي با تفكر و تعمق تنور سنگكي را ابداع نمود. اين اختراع كه با دقت و هوشياري طرح و عملي شده است به قدري كامل و دقيق است ك پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اوليه» مورد استفاده و ناني كه از تنور سنگكي بدست ميآيد، مأكول ترين نان است." البته بايد اين نكته را توجه داشت كه عليرغم اين ادعا كه در اين سالنامه آمده است، نانوايان و كارگران و شاطران نانواييهاي سنگكي در رابطه با پيدايش اين نوع نان، نظرهاي ديگري هم دارند كه شايد اين ديدگاهها واقعيتر و به حقيقت نزديكتر باشد.
اين ديدگاهها اين است كه پخت نان سنگك قبل از ورود اسلام به ايران رواج داشته و پيدايش آن اين گونه بوده كه يكي از پادشاهان ساساني بيمار ميشود، طبيب معالج او تجويز ميكند كه براي شاه بايد ناني تهيه نمايند كه آن نان روي ريگ (سنگهاي كوچك) پخته شود. در اجراي اين كار دستور داده ميشود كه روي توري مقداري ريگ و سنگريزه بريزند و در زير آن آتش پرحجمي روشن نمايند تا ريگها كاملاً داغ گردند و آنگاه خمير نان را با دست در روي تختهاي پهن كرده و در روي سنگهاي داغ قرار دهند تا بپزد. ولي چون در اين روش قسمت پايين نان پخته و قسمت رويي نميپخت، آمدند توري ديگري هم در روي خمير قرار دادند و روي آن آتش ريختند تا هر دو طرف نان پخته شود. كم كم اين روش پختن نان توسعه و تكامل يافته تا به صورت امروزه در آمده است. همچنين در كتب تاريخي ذكر شده است كه وقتي سربازان عرب به شهر مدائن آمدند و نان سنگك را در روي ميز نانوايي ديدند، نميدانستند كه آن چيست و همين هم خود دليلي بر قدمت پخت نان سنگك در ايران است..
همچنين در سالهاي قبل در قلعهاي قديمي در نزديكي شهر ورامين در زير زمين اين قلعه بقاياي يك نانوايي سنگكي كشف شد ك تنور آن سالم مانده و ريگهاي داخل آن موجود بود.
نان سنگك كه از نظر مزه، طعم، هضم و بهداشت و سلامت بهترين نان ايراني و حتي دنيا است از آرد مرغوب و سالم، آب خالص و كمي نمك پخته ميشود. مايه خمير و يا خمير ترش هم براي ورآمدن خمير و بالا بردن كيفيت پخت نان به آن افزوده ميگردد.
در پخت نان سنگك به غير از سه ماده ذكر شده، نبايد چيز ديگري به آن افزود. استفاده از جوش شيريني كه در سالهاي اخير رواج پيدا كرده ممنوع است و حتي آرد اين نان بايد از گندم مرغوب و سالم بدون هيچ نوع آرد ديگري مانند آرد جو يا حبوبات باشد.
اگر گندمي دچار آسيب يا آفت از قبيل سن و چيزهاي ديگر باشد يا ناخالصي داشته باشد بدرد توليد اين نوع نان نميخورد. حتي انواع گندم كه در نقاط مختلف از لحاظ آب و هوا بدست ميآيند در كيفيت پخت نان سنگك موثرند. شاطرها و نانواهاي ماهر ميگويند آرد گندم براي پخت نان سنگك بايد ري آن (12 كيلو گرم) احتياج به يك تبريزي (سه كيلوگرم) ترشي و يك نصفه (ظرف نيم پر) نمك داشته باشد.
در زمانهاي گذشته شغل نانوايي كه به شاطري معروف است در خانوادهها موروثي بود و يك نوع تقدس خاص خود را داشت. يعني از پدر به پسر ميرسيد و به همين دليل نانوا حتي در صورت ضرر حاضر نبود از اين شغل پدري دست بكشد و كار ديگري انتخاب كند. بنابراين نانواها پشت در پشت اين شغل و مغازه» پدري را حفظ ميكردند و ادامه ميدادند و شغل نانوايي شغلي بود كه هر كسي وارد به آن نميشد. به همين دليل نانواها در كار خود تخصص داشتند و در شناخت گندم، توليد نان خوب و مرغوب و پر بركت از هر كوششي دريغ نميورزيدند. بنابراين آنها براي حفظ حرمت خانوادگي اين شغل همه سعي ميكردند با تهيه گندم خوب و پرورش خمير خوب، نان مرغوب و سالم به مشتريانشان تحويل دهند. خدا هم بركت كار را ميداد.
نكته قابل توجه در مديريت و گردش كار نانوايي سنگكي اين است كه چون نانواييها اغلب، در طول كل روزهاي سال باز است بنابراين تهيه مواد اوليه از لحاظ گندم، آب و نمك و ساير وسايل و لوازم ديگر بايد با توجه به اين زمان توليد و تعهد صنفي برنامهريزي گردد. يعني نانوا بايد پيشبيني مصرف حداقل يكسال گندم، آرد و ساير نيازهاي خود را بكند و آنها را در يك محل مناسب و مطمئن و بهداشتي نگهداري نمايد.
يكي از نكات بسيار مهم ديگر، مهندسي و معماري ساخت كورهپخت نان سنگك است كه ميبايست توسط معماري وارد و ماهر و با اطلاع از چگونگي پخت و فضاهاي گردش نان و محوطه نانگيري، ساخته شود. لازم به توضيح است كه كار كردن در محيط نانوايي علاوه بر آنكه به صورت موروثي و پدر فرزندي بوده ولي از يك لطف وزيباييهاي ديگري هم برخوردار است. اصولاً آنهايي كه يك واحد نانوايي سنگكي را ميچرخانند همچون يك خانواده در كنار هم زندگي ميكنند و براي تنوع و تهيه غذا از گرماي داخل تنور نان براي پختن غذاي افراد هم استفاده مينمايند، بطوريكه غذاهايي مانند بار گذاشتن ديزي، پختن سيب زميني، چغندر، كدو حلوايي و ساير غذاهايي ديگر، در داخل تنور صورت ميگيرد.
يكي از دردسرهاي مربوط به اداره كردن يك نان سنگكي تامين سوخت مورد نياز براي داغ كردن تنور بوده، در گذشته از انواع بوته، هيزم و اخيراً هم از نفت سياه (مازوت)، گازوئيل و در حال حاضر هم از گاز شهري استفاده به عمل ميآيد كه سوختي تميز و بي دردسر است.
در گذشته با توجه به اينكه شغل نانوايي شغل اجتماعي و پرطرفدار بود، نانواييهاي هر محله براي سرگرمي و همچنين تشويق جوانان به آموزش بيشتر، كارها و نوآوريهايي براي شاطرها انجام ميدادند و با برگزاري مسابقه و گردهم آمدن و پختن انواع نانهاي مختلف با ايجاد نقش و نگارها روي آن و همچنين پختن نانهاي مخصوص مثل نان پاي غنچه عقد، يا نان پاي غنچه هفت سين، يا پختن انواع نانهاي قندي و توتك، شور و حالي ديگر به محيط نانوايي و اين شغل ميدادند و محيط كار را شاداب و با نشاط ميكردند. ولي در حال حاضر از اين نوع كارها در نانواييها خبري نيست.
در رابطه با قوانين و مقررات مربوط به احداث يك واحد نانوايي از گذشته هاي بسيار دور ضوابط و آئيننامههايي وجود داشته، نگارنده در بررسيهاي خود برخورد كرد به مداركي در رابطه با چگونگي تاسيس نانوايي و فرمها و شرايط اجازه نامههاي دولتي كه مربوط به سال 1312 شمسي يعني زمان حكومت پهلوي اول بود. در اين آيين نامه و اجازه نامه كليه تعهدات طرفين كه دولت گندم و آرد در اختيار نانواها ميگذاشت و شرايط پخت نان و عرضه آن ذكر گرديده و كار مدام توسط بازرسان كنترل ميشده است. يكي از چيزهاي مهمي كه كنترل ميگرديد، نرخ فروش نان بود كه ميبايست با يك قيمت معقول به دست مردم كه غذاي عمومي آنها نان بود برسد و اگر خداي نكرده نانوايي يا شاطري در اين كار تخطي ميكرد اين عمل باعث نارضايتي و اعتراض مردمي و اجتماعي ميشد و چه بسا مشكل عمدهاي براي دولت ايجاد ميكرد. حتماً شما يا بزرگترها اين مثل را شنيدهايد كه در زمان شاه عباس و يا رضاشاه، قيمت نان ناگهان گران شد و شاه در آن زمان با لباس مبدل در نانواييها سركشي ميكرد و هنگامي كه مشاهده كرد نانوايي تخلف كرده است، او را در كوره نانپزي انداخت و از آن به بعد شايعه شده بود كه ممكن است در اين صف مشتريان نان، ماموري ايستاده باشد، بنابراين خود به خود قيمت نان كنترل شد و پايين آمد.
چون تامين نان مردم از اهميت خاصي برخوردار بود و يكي دو بار هم در زمان انقلاب مشروطيت و جنگ جهاني اول و دوم در تهران و شهرستانها مشكل نان پيش آمده بود، از دير هنگام و حتي تاكنون چگونگي تامين و عرضه نان مورد نياز مردم تحت نظارت دولت صورت ميگيرد. نگارنده در بررسيهاي خود به مداركي تحت عنوان نظامنامه نانوايي برخورد كرد كه در سال 1316 شمسي توسط وزارت داخله (وزارت كشور فعلي) و بخش امور شهرداريها تدوين شده و چگونگي تاسيس، مديريت، سهميه آرد، فروش و... واحدهاي نانوايي را در اين نظامنامه تعريف و مشخص كردهاند. يكي از ضوابط و مقررات سختي كه در اين دستورالعمل است توجه به بهداشت، سلامت، تميزي، لباس و استحمام كاركنان است كه بسيار به آن توجه گرديده است.
ولي نكته ديگري كه بايد در اين رابطه به آن اشاره كرد، شغل و كار در نانوايي و مخصوصاً نانوايي سنگكي است كه بسيار سخت و طاقتفرساست. بطوريكه كارگران و افرادي كه در نانواييها كار ميكردند به علت سختي و سنگيني كار زود شكسته ميشدند و از بيماريهاي مختلف رنج ميبردند. چون كار اكثر اين نانواييها سرپايي و مشكل است و افراد را به انواع ناراحتي جسمي و بيماري دچار ميكند. در گذشته براي رفع اين مشكل چارهاي نبود و افراد به انجام اين گونه كارها مشغول ميشدند ولي اخيراً هنگامي كه من به يك نانوايي چندگونه پز وارد شدم، مشاهده كردم كه ديگر محيط كار مانند گذشته نيست. فضا بسيار روشن و بهداشتي و كارگران و كاركنان نانوايي از بيمه و حقوق مناسب برخوردارند و حتي با يكي از شاطرها كه صحبت كردم ايشان ظاهري بسيار آراسته و باريشي پروفسوري و شيك در پشت پاروك نانپزي ايستاده بود و لنگ پاكيزه و زيبايي به دور كمر داشت و هنگامي كه از حقوق ماهيانهاش پرسيدم، رقمي به من گفت كه حتي مهندسين تحصيل كرده و ساير مشاغل اداري مشابه از اين سطح حقوق برخوردار نبودند.
اينجا بود كه خوشحال شدم و يادم افتاد به نسلهاي گذشته از نانواها و شاطرها، مانند شاطر عباس صبوحي قمي كه نان سنگك ميپخت و شاعر بود و شعرهاي زيبايي ميگفت و شاطر محمد قمي، شاطر سيد داود روغني، شاطر سيدجمال، شاطر مير ابوالقاسم، شاطر سيد جواد، شاطر غلامرضا، شاطر آقا حسين، شاطر ميرآقا و ساير شاطرهاي ديگري كه در ساليان دراز در اين شغل زحمت كشيدند و نان سنگك پختند و قت لايموت مردم را فراهم نمودند. روحشان شادباد. گزارش را با شعري از شاطر عباس صبوحي قمي به پايان ميبرم:
من اگر رندم و قلاشم، اگر درويشم
هر چه ام عاشق رخسار تو كافر كيشم
خواهمت تا كه شبي تنگ در آغوش كشم
چه غمم از خطري صبح در آيد پيشم
من همان "شاطر" عشقم كه به تو شرط كنم
گر كشم دست ز دامان تو نادرويشم
Oprah Winfrey![]()
مقام : 1
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,500
سن : 52
مجرد
شغل : مجری تلویزیونی
J.K. Rowling
![]()
مقام : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,000
سن : 43
ازدواج کرده و طلاق گرفته
تعداد فرزند : 3
شغل : نویسنده (خالق هری پاتر)
Martha Stewart
![]()
ارزش خالص دارایی : millions $ 638
سن : 64
ازدواج کرده و طلاق گرفته

ارزش خالص دارایی : millions $ 325
سن : 49
متاهل
تعداد فرزند : 3
Celine Dion
ارزش خالص دارایی : millions $ 250
سن : 38
متاهل
تعداد فرزند : 1
ارزش خالص دارایی : millions $ 225
سن : 36
ارزش خالص دارایی : millions $ 150
سن : 40
مجرد
شغل : خواننده
ارزش خالص دارایی : millions $ 140
سن : 39
متاهل
تعداد فرزند : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 110
سن : 40
متاهل
تعداد فرزند : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 110
سن : 37
مجرد
شغل : هنرپیشه سینما و تلویزیون
1- نگران سوژه نباشید. چیزی كه زیاد پیدا می شود سوژه است. جامعه ای كه بین سنتی بودن و مدرن شدن گیر كرده، تمام اشخاص، مكان ها، رفتار ها، روابط و اتفاق هایش خنده داره. فقط كافی است بتوانید آن ها را بنویسید. البته یك اشكال وجود دارد: خنداندن آدم های چنین جامعه ای به شدت سخت است، تمام لطیفه ها و نوشته های طنز آمیز برای این ها خاطره است
.
2- می توانید برای ساختن شعر طنز دو مصراع بی ربط را در یك بیت جا دهید، همین بی ربطی باعث خنده می شود، بسیاری از طنز پردازان معروف معاصر از این تكنیك در شعرهایشان استفاده كرده اند، كه به آن تكنیك «نامربوط گویی» یا «این دو مصرع با چسب دو قلو هم به هم نمی چسبند لطفاً تلاش نكنید» می گویند.
3- به هیچ كس رحم نكنید، برای خنداندن دیگران همه را مسخره كنید. از آدم های غریبه شروع كنید تا به دوستان نزدیكتان برسید. اگر جواب نداد، اقوام درجه یك و دو را امتحان كنید. اگر باز هم كسی نخندید، خودتان را سوژه كنید. مطمئناً جواب می دهد، اگر جواب نداد، شما آدم بی مزه ای هستید. البته نگران نباشید، طنز پرداز بی مزه هم زیاد داریم كه آثارشان را گاهی طنز سیاه یا گروتسك می نامند و گاهی آثار خود را بالاتر از فهم مخاطب تصور می كنند.
4- مخاطبان را تهدید كنید كه اگر نخندند، دیگر طنز نخواهید نوشت، مطمئناً آن ها نخواهند خندید. راه درست تر آن است كه بگویید: «اگر نخندید به طنز نویسی ادامه خواهم داد.» آن وقت ببینید چگونه از خنده زمین را گاز می گیرند. درست حدس زدید در این دنیا همه چیز برعكس است.....(البته این مورد در رابطه با من سقط نمیکنه
.
5- یك گروه حرفه ای خنده كن تشكیل دهید، تا وقتی در شب های شعر طنز، آثارتان را می خوانید، از خنده روده بر شوند و با خنده های خود سالن را منفجر كنند. به بعضی از آن ها بگویید صندلی ها را از خنده گاز بگیرند و از برخی بخواهید از خنده غش كنند، این طوری می توانید ادعا كنید كه كار شما گرفته است.
6- اگر می خواهید طنز پرداز محبوب زیر 18 سال شوید، در یكی از مجلات «چهل كلاغ» یا «شیر تو شیر جوان» به نوشتن متن های بی نمك و توهین آمیز در مورد شخصیت های معروف سیاسی و اجتماعی بپردازید. با این كار هم زنگ خور تلفنتان بالا می رود و هم به زودی به یك چهره محبوب زیر 18 ساله ها تبدیل می شوید. در نوشته هایتان حتماً به نیكبخت و گلزار و دیگر شخصیت های محبوب زیر 18 سال بپردازید و از اصطلاحات «خفن»، «نسل سومی»، «جواتی»، «آی كیو» و ... استفاده كنید. می تونید برای شهرت بیشتر اسم خودتان را عوض كنید(یه چی تو مایه های نریمان
.
7- از رو نروید در صورت نداشتن استعداد هم به كار خود ادامه دهید یا در جوانی طنز پرداز می شوید یا در میانسالی مدیر اداره تولید و نشر خنده می شوید یا در پیری به عنوان استاد و پیشكسوت مورد تقدیر قرار می گیرید كه در هر صورت شما به عنوان یك طنز پرداز شناخته می شوید
متولد فروردین ماه
گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس، گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاسهای چتربازی، سبدی از گل های ابریشمی
متولد اردیبهشت
زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،انواع سی دی نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستی
متولد خرداد
مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی
متولد تیر ماه
یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا
متولد مردادماه
زبرجد ، گل سوسن ، خودکار طلا ، کارت بازی ، کتاب جُک لباس ، ابزار باغبانی ، نوارهای ویدیویی ورزشی ، دستگاه قهوه ساز
ظروف چینی ، بازوبند تنیس ، دستگاه ضبط صوت ، جعبه سوغاتی
متولد شهریور
یاقوت کبود ، گل مینا ، کتاب ، جدول ، ساعت رومیزی برنجی ، کامپیوتر پَر گردگیری ، گلدان ، ساعت مچی طلا ، موی شتر
کُت ، پارچه رومیزی ، بالش های تزئینی (کوسن) ، چرخ خیاطی
متولد مهرماه
عقیق ، گل همیشه بهار ، قاب پنجره ، بلیط باله ، کتاب و رمان های جدید رومیزی ابریشمی ، لباس زیر (زنانه) ، بلیط کنسرت
عطر ، ستِ آبرنگ ، عطرپاش ، لباس ورزشی ، تُستِر ، قفس پرنده سیگار ، ماساژُر بدن ، لوازم نقاشی
متولد آبان ماه
یاقوت زرد ، گل داوودی ، لوازم آرایش ، چوگان گلف بازی ماساژُر پا ، روغن های رایحه درمانی ، گیلاس های کریستالی بلیط سفرهای دریایی ، کتاب های ستاره شناسی ، ملحفه و روتختی ابریشمی عطر ، زیرپوش ها و لباسهای زیر ، بلیط پارک آبی
متولد آذر ماه
فیروزه ، گل نرگس ، راکت تنیس ، اطلس یا کره زمین آکواریوم ، کتاب های هنری ، کتاب شعر کتاب راهنمای سفر ، لوازم چادر زدن ، گیره سر ، بلیط سینما مجله های دایره المعارفی ، بلیط پارک حیوانات وحشی
متولد دی ماه
لعل ، گل میخک صدپر ، پرده دیوارکوب ، لوازم آشپزخانه مجسمه ، سی دی موسیقی ، ظروف سفالی و سرامیکی ، قاب عکس
کفش راحتی ، لحاف ، خوراک پرنده ، جارختی ، تلویزیون ، بلیط نمایشگاه
متولد بهمن ماه
یاقوت ارغوانی ، گل بنفشه ، الات موسیقی ، ستِ شطرنج جدول کلمات متقاطع ، بخور خوشبو ، بلیط کنسرت موسیقی سنتی
وسایل اسکی ، ثبت نام کلاسهای رقص ، ستِ بازی کروکت ، بلیط گالری های هنری
متولد اسفند
زمرد کبود ، گل نسترن ، ستِ قهوه خوری کتاب های تاریخی ، لوازم حمام ، دستمال توری ، روتختی ابریشمی ست چای خوری نقره ، بلیط تئاتر ، شمع ، گل خشک ، کتاب های اسطوره ای
1.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بين اين همه مدلاي عجيب و غريب يه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اينکه مد روز وتحصيل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرميهاي الکي تو زندگي دنبال پيشرفتن.
2.مدل نازنازي:اين مدل کارو زندگيشون با دوستا بيرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگي تو اتاقشون عروسک نگه ميدارن فعاليتهاشونم شامل
خريدن هر چيز مد روزو به باد دادن پولاي باباجون هست.
ولي وسط همون کارها هم تا يکم کار جدي بشه دادشون در مياد که بابا ما خانوميم اين قدر کار سخت بهمون ندين!
4.مدل مرد ذليل:اين مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمياب بودن اين مدل نتونستم اطلاعات بيشتري در موردشون پيداکنم). 5.مدل مامانم اينا:اين مدل دختراي محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام ميدن خيلياشونو ميشه تو گروه خرخونا که تو پايين توضيح دادم هم پيدا کرد. 6.مدل ضد پسر:اين مدل يه جورايي همکارمنن همه فکر و ذکرشون اينه که يه پسرو ضايع کنن و تا يک سال اين اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعريف کنن 7.مدل خرخون:اين مدل تو زندگي فقط يه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بري ميبيني از ديپلم خياطي بگير تا گواهينامه زير دريايي رو گرفتن .ولي پاي عمل که برسن هيچي بلد نيسن 8.مدل روشنفکر:اين مدل خودشونو عقل کل ميدونن و عشق شرکت تو کلاسهاي مختلفن از يوگا بگير تامديتيشن و ... 9.مدل سرگردون:خانوماي عزيزي که اين مطلبو خوندين و جزو هيچکدوم نبودين/شما شامل ترکيب هچل هفتي از مدلاي بالا هستين که به مدل سرگردون معروفه!


همانطور که میدونیدخوشبختانه امروز مملکت عزیز ما تبدیل به ملک شخصی جناب عزرائیل عزیز شده و بعد از اینکه خیابان هامون تبدیل به مسلخ گاه این فرشته نازنین شد گویا الان نوبت آسمونه که باید شاهد هنرنمایی آقای(یا شایدم خانوم) عزرائیل دوست داشتنی باشه. به امید روزی که مرگ های غیر طبیعی کمتری رو در ایران عزیز شاهد باشیم.
خبر کوتاه ولی بسیار تکان دهنده بود:
باز هم یکی از هواپیماهای روسی با نام �خپلف� در آسمان ایران سقوط کرد.این هواپیما که متعلق به شرکت هواپیمایی �غازپین(GHAZPYAN )� بود صبح روز چهارشنبه در حواشی قزوین و در حالی که هیچ پرنده و چرنده و جنبنده ای در آسمان وجود نداشت تا هواپیما بتواند با آن تصادم نماید و تا 200 کیلومتری اطراف هم هیچ کوه ، صخره ،تپه و حتی تکه سنگی نیز وجود نداشت تا هواپیما خود را به آن بکوبد ، در نهایت در یک دشت صاف و بی آب و علف و بسیار هموار(با تأکید روی کلمه بسیار) موفق به سقوطی جانانه شد و تمامی 168 نفر خدمه و مسافرین معمولی و قاچاقی و خارجی آن فوت کردند و محض رضای خدا حتی یه مگس هم از این سانحه جان سالم به در نبرد.
بعد از این حادثه جان خراش و در عین حال روح نواز ، مسئولین همیشه در صحنه اعلام کردند با جدیت تمام کمیته ای را برای بررسی این حادثه معرفی خواهند کرد.در همین رابطه �اکبر کله پز� سخنگوی کمیته مذکور به خبرنگار ما گفت: �تمامی دست اندرکاران و دلسوزان شبانه روزی مشغول گشت و گذار در دشت مذکور هستند تا جعبه های سیاه هواپیما را پیدا کنند.هر چند به علت فرسوده بودن هواپیمای مذبور و به دلیل گذشت قرن ها از زمان ساخت هواپیما جعبه های مورد اشاره دچار خوردگی و زنگ زدگی و رنگ پریدگی گشته اند و کار ما برای پیدا کردن جعبه هایی با رنگ سیاه در این دشت برهوت کمی مشکل شده است و ما به دنبال پیدا کردن جعبه هایی به رنگ خاکستری و احتمالاً قهوه ای و یا سفید خواهیم بود!�
در همین رابطه یک منبع آگاه که برایش فرقی نداشت نامش فاش بشود یا نشود به خبرنگار ما گفت: فوق فوقشم که این حعبه های سیاه پیدا بشه. لابد بعدش یه چیزی در حدود هزار و دویست و بیست و پنج ممیز شصت و پنج صدم نفر- ساعت وقت ، صرف بررسی و شکافتن و جر دادن و پاره کردن ابعاد حادثه خواهد شد و بعد هم بازم مثل همیشه و بعد از اعلام مقصران احتمالی ، تاکتیک جالب و همیشگی �تقصیر من نبود تقصیر اون یکی بود� و نیز �من چیکاره بیدم� توسط مسئولان زیربط ارائه خواهد شد و پس از برکناری �آبدارچی� و �نظافت چی� برج پرواز مسئله به خیر و خوشی و به گونه ای باقلوا مانند حل خواهد شد و تا سقوط هواپیمای بعدی ماست مالی خواهد شد.گفتنی است این منبع آگاه دقایقی بعد از این اظهارات نژاد پرستانه و وطن فروشانه ، در حالی که مشغول رانندگی پشت فرمون پژو 405 اش بود به صورتی کاملاً اتفاقی(با تأکید روی کلمه کاملاً) ماشینش سوخت و سقط شد!
در همین زمینه روزنامه كيهال! به مدیر مسئولی پرفسور حسي بلا بلا بلا طلا ملا (!) که دارای مدرک دکترا در خنثی کردن انواع کودتاها و توطئه ها و انقلاب های مخملین از دانشگاه �هپروتستان� می باشد در سرمقاله روز پنج شنبه ابعاد تازه ای از این ماجرا را فاش کرد.به گفته جناب پرفسور اسنادی مبنی بر دست داشتن انگلیس و امریکا و شبکه bbc Persian و اپوزویسیون ضد انقلاب و منافقین مشارکتی و اشخاصی به نام �م .ح .م� و �م. ک� بدست آمده است که نشان می دهد این یک برنامه از پیش تعیین شده و مهندسی شده بوده است و حتی در صورتی که هواپیما سالم هم به مقصدش میرسید قرار بود اجرا شود.خبرها حاکیست آقای بلا بلا بلا طلا ملا در ادامه و پس از گفتن یک آه طولانی افزودند: حیف مهماندارهای هواپیما.جیگرمون سوخت واسشون! حيف كه پودر شدن و قاطي دشت و مزرعه و خس و خاشاك شدن!
نکته مهم: منظور از این خس و خاشاک ، اون خس و خاشاک نیست ها.اینجا منظور همون گرد و خاکه نه اون اغتشاش گرای وابسته به دولت انگلیس و دست نشانده زهره خانوم که یه ماهه دارند صدا و سیما رو برای اطلاع رسانی دچار مشکل می کنند!!!
در حاشيه سقوط هواپيما بين خس و خاشاك :
در جايي كه جز تكه هاي كوچكي از اعضاي بدن كس ديگري ديده نميشود ، پليس با باتوم ديده ميشود !!!!!!!!!!!!!! !!!!
گفتنی است اعضای تیم ملی نوجوانان جودو نیز در این هواپیما حضور داشتند و همه آنها کشته شدند. شبکه استانی خرم آباد در همین رابطه دیروز با سه تن از اعضای تیم نوجوانان که قاعدتاً باید تا الان مرده می بودند مصاحبه کرد و این عزیزان در حالی که هیچ گونه خراش کوچکی در صورت و اعضا و جوارحشان وجود نداشت به سوالات خبرنگاران این شبکه پاسخ دادند.اخبار تکمیلی حاکیست فدراسیون جودو در پاسخ سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه اگه اعضای تیم نوجوانان جودو همه در این حادثه کشته شده اند پس این سه تا که زنده موندن و نامشون در بین کشته شدگان به چشم میخورد کی هستند به گفتن جمله �جانم؟� بسنده کرد و حاضر به توضیح دیگری به خبرنگاران نشد.او سپس مشغول صحبت با موبایلش شد که در بین مکالمه اش جملاتی همچون �لو رفتیم� ، �گندش در اومد� و ... شنیده شد.
مرکز آمار ایران هم اعلام کرد از این پس سوانح هوایی جزو �حوادث طبیعی� قلمداد خواهد شد. گفتنی است بعد از مرگ در اثر اعتیاد ، حوادث رانندگی دومین عامل مرگ و میر ایرانی ها محسوب می شود و گویا قرار است در آینده ای نزدیک سوانح هوایی در رتبه سوم این تقسیم بندی جای بگیرد.
ضمناً ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه طی بیانیه ای اعلام نمود: با توجه به فرا رسیدن فصل تابستان و آغاز سفر ها و تورهای تابستانی به مقصد دوبی و ارمنستان و... (و کلاً جاهایی که برادران و خواهران اون ور آبی کنسرت برپا می کنند) از هموطنان عزیز درخواست می شود حتی الامکان در خانه بمانند و از انجام سفر های هوایی بی مورد خودداری نموده یا با وسایل امن تری همچون الاغ و اسب و درشکه سفر نمایند و همچنین هنگام سوار شدن به هواپیما حتماً نام و نام خانوادگی و شماره شناسنامه خود را با خودکار کف پایشان بنویسند تا بعدها عملیات شناسایی اجساد راحت تر صورت بگیرد و بتوانیم قبل از تجزیه اجساد آنها را تحویل خانواده هایشان دهیم ضمناً سعی کنید حتی الامکان از سوار شدن به هواپیماهایی که آخراسمشان به �اف� یا �اوف� یا �ویچ� و اینها ختم می شود خودداری کنید !
این نکته رو هم خودم خارج از شوخی بگم:
یادمه چند سال پیش چند تا [...] به خاطر سقوط یک هواپیما در راه زاهدان کشته شدند و کل کشور به مدت سه روز عزای عمومی اعلام شد ولی الان که �شهروندان معمولی� ما در این حادثه جانشان را از دست داده اند دریغ از یک تسلیت و اظهار تأسف آقایون...!!
هیچ چیز بیشتر از این خوشبختی و شادی من را تباه نمی کند که وقتی خودم را با کسی مقایسه می کنم. اما چرا اینکار را می کنم؟ اینکار باعث می شود دیگر از آنچه هستم و آنچه دارم نتوانم لذت ببرم. همیشه کسی وجود دارد که شغلی بهتر، پول بیشتر، ماشین زیباتر، یا صورت جذاب تری داشته باشد. خیلی ها هم هستند که همه اینها را با هم دارند. شما هم عادت کرده اید مدام خودتان را با دیگران مقایسه کنید؟
البته ما همیشه ظاهر کار را می بینیم. تصورت ما همیشه براساس ظاهر بیرونی شکل می گیرد. اینجور مقایسه فقط باعث ناراحتی ما می شود.
من خودم تو موقعیت های خیلی زیادی اینکار اشتباه را انجام می دهم. مثلاً در کار با خودم فکر می کنم که چقدر همکارم باهوش است و غبطه می خورم که چرا من نمی توانم مثل او باشم؟ گاهی اوقات همکارانی را می بینم که پول بیشتری در می آورند و باز همان حسرت و غبطه. اینگونه فکرها فقط احساس ناراحتی، ناامنی و افسردگی در من باقی می گذارند.
راه های مختلفی وجود دارد که مقایسه کردن خودمان با دیگران باعث آسیب رساندن به ما می شوند و اگر ادامه پیدا کنند، آنوقت یک خلاء عمیق عاطفی در ما ایجاد می شود. در زیر به بعضی از احساساتی که موقع مقایسه کردن خودم با دیگران به من دست می داد اشاره می کنم. ببینید شاید شما هم درگیر چنین احساساتی می شوید.
1. دزدیدن حس شادی. از همان ثانیه اول حس رضایت و خرسندی از من گرفته می شود. شانس لذت بردن از آنچه که دارم و آنچه که تابه حال به دست آورده ام از من دزدیده می شود. در قلبم حس حسادت رشد می کند و دوست دارم چیزی را داشته باشم که آن فرد دارد. کم کم مرغ همسایه برایم غاز می شود. واقعاً احمقانه است که چرا باید به خودم اجازه بدهم همچنین احساسی در من ایجاد شود و خوشحالیم از بین برود.
2. ایجاد حس بی کفایتی. وقتی خودم را با کسانی که موفق تر از من هستند مقایسه می کنم، همچکدام از تلاش هایم خودم دیگر به چشم نمی آیند. البته واقعیت این است که من هیچ درک عمیقی نسبت به موقعیت آنها ندارم. نمی دانم که چطور به چنین موقعیتی رسیده اند و فکر میکنم چون باهوش تر و عاقل تر از من بوده اند، موفق تر از من شده اند.
3. ایجاد حس ناامنی. مقایسه کردن خودم با این وضعیت، حس اعتماد به نفس من را خراب می کند. همه چیز خودم دیگر برایم زیر سوال می رود. نگران این می شوم که دیگران چه فکری درمورد من می کنند. گاهی فکر می کنم که دیگران از من سوء استفاده می کنند.
اگر اجازه بدهم این احساسات نارضایتی، بی کفایتی و ناامنی همه من را فرا می گیرند. گودال عمیقی می شوند که همه انگیزه و لذت من را در خود دفن می کند. البته، راه هایی برای دوری از این دام وجود دارد.
طی سالها سعی کرده ام به خودم آموزش دهم که دیگر خودم را با کسی مقایسه نکنم. متوجه شده ام که این نوع فکر کردن به ضرر من است و باید از آن دوری کنم. در زیر به بعضی از راه هایی اشاره می کنم که به شما کمک می کند از دام مقایسه کردن خود با دیگران دور بمانید.
1. در نطفه خفه اش کنید.
اولین کاری که می کنم این است که کنترل افکارم را در دست می گیرم. وقتی متوجه می شوم که دارم خودم را با کسی مقایسه می کنم، بالافاصله از آن دست می کشم. فکرم را به همه چیزهایی که باید به خاطرشان قدردان باشم معطوف می کنم. در ذهنم به خود متذکر می شوم که خانواده خیلی خوبی دارم، شغل خوبی دارم و زندگیم عالی است. لیستی از همه چیزهایی که باید برایشان قدردان باشم تهیه کرده ام. این لیست خیلی خوب به من کمک می کند تا فکرم را عوض کنم.
2. همه چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.
به خودم یادآور می شوم که من فقط دارم به ظاهر زندگی آن فرد نگاه می کنم. خیلی وقت ها به تجربه فهمیده ام که همیشه همه چیز آنطور که در ظاهر به نظر می رسد نیست. آنهایی که اط نظر مالی خیلی موفق به نظر می رسند خیلی وقت ها روابط بسیار اسفناکی دارند. آنهایی که آزادی خیلی وسیعی دارند، معمولاً خیلی تنها هستند. خیلی مهم است که از رو جلد یک کتاب درمورد آن قضاوت نکنیم.
3. آنچه که اهمیت دارد ظاهر نیست.
به خودم یادآور می شوم که ارزش من به عوامل ظاهری مثل اینکه چقدر پول دارم، چه ماشینی سوار می شوم، و کجا زندگی می کنم نیست. افتادن در چنین دامی خیلی راحت است. جامعه ما چنین طرز تفکری را ایجاد می کند. ما معمولاً آدم ها را برحسب این چیزها می سنجیم. اما ارزش واقعی آدم باید از این باشد که می دانیم دیگران را دوست داریم، انتخابات عاقلانه ای می گیریم، و از این قبیل. همه ما خصوصیاتی داریم که باید تحسین شود، همه ما آدم های خاص و به طریق خودمان ارزشمندیم.
دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران بردارید و زندگی کنید.
برای داشتن یکز ندگی کامل و شاد باید استعدادها و توانایی های خودمان را پرورش دهیم. باید پیدا کنیم که به چه چیزی علاقه داریم و نقاط قوتمان را در همان راستا تقویت کنیم. نباید سعی کنیم مثل دیگران باشیم و باید قدر آنچه که داریم بدانیم و به خاطر آن سپاسگذار باشیم. این ممکن نیست مگر اینکه کنترل افکارتان را به دست گیرید، قدرشناس بودن را تمرین کنید و ارزش واقعی خودتان را کشف کنید.
شما برای اجتناب از مقایسه کردن خودتان با دیگران چه می کنید؟
احتمال اول: الف.ق در مصاحبه مطبوعاتي پس از بازي مي گفت: من هر روز صبح به بازيکنانم يک ليوان شير مي دادم، آنها دل شير داشتند، من به اونها «سازمانداري» ياد دادم، من کارم خيلي درسته، قول مي دم توي آفريقا هم شيرهاي آفريقايي رو بخوريم!!
احتمال دوم: ع.د هم پس از شنيدن خبر صعود تيم ملي مصاحبه اي اين چنيني انجام مي داد: چارچوب تيم ملي رو من بسته بودم، تيم ملي با من تمرين کرده بود و بدنسازي اش رو انجام داده بود، نتايج درخشان تيم ملي با حضور من و امتيازاتي که من گرفته بودم باعث شد به جام جهاني بريم، اگه مي ذاشتن خودم سرمربي تيم ملي بمونم قدرتمندانه تر صعود مي کرديم!
احتمال سوم: آقاي ع.ک هم در برنامه ورزش و مردم با خنده هاي هميشگي شان مي گفتند: واقعا از صعود تيم ملي به جام جهاني خوشحالم، بزرگترين دليل خوشحال بودنم هم اينه که اين روزها براي خنده هام دليل دارم! اين برد نتيجه زحمات و تلاشهاي شبانه روزي و تصميمات فوق العاده دقيق آقاي علي آب ... ببخشيد زحمات و تصميمات خودم و بقيه همکارانم در فدراسيون فوتبال بود، دممون گرم با اين انتخاب مربي مون!
احتمال چهارم: آقاي م.م هم با صدور بيانيه اي اعلام مي داشتند: من اين پيروزي رو به همه تبريک مي گم و خطاب به همه گنده باقالي ماقالي ها و قندلي مندلي ها مي گم که دماغ سوخته مي خريم! من خيلي خوشحالم که بيانيه هاي من باعث شد مربي تيم ملي رو تعويض کنند و قطبي سرمربي تيم ملي بشه، چون مطمئن بودم با مربي قبلي هرگز به نتيجه نمي رسيديم ... چي؟! .... راست ميگي؟! ... مربي قبلي خودم بودم؟! من فکر مي کردم مربي قبلي قلعه نويي بوده! کاش زودتر مي گفتين و من اون بيانيه ها رو نمي نوشتم و خودم مربي تيم ملي مي موندم!!
احتمال پنجم: ع.ف در برنامه 90 مسابقه پيامکي با اين مضمون مي گذاشت: «به نظر شما علت صعود تيم ملي به جام جهاني چه بود؟! »، و گزينه هايش اين چنيني بوده اند:گزينه اول: عادل فردوسي پور، گزينه دوم: برنامه 90 ، گزينه سوم: مجري برنامه 90 ، گزينه چهارم: سردبير و تهيه کننده نود
۱. به خاطر داشته باش که عشقهاي سترگ ودستاوردهاي عظيم، به خطر کردنها و ريسکهاي بزرگ محتاجند.
۲. وقتي چيزي را از دست دادي، درس گرفتن از آن را از دست نده.
۳. اين سه ميم را از همواره دنبال کن:
. محبت و احترام به خود را
. محبت به همگان را
. مسئوليت پذيري در برابر کارهايي که کرده اي
۴. به خاطر داشته باش دست نيافتن به آنچه ميجويي گاه يک شانس بزرگ است.
۵. اگر مي خواهي قواعد بازي را عوض کني اول قواعد را بياموز.
۶. به خاطر يک مشاجرۀ کوچک، ارتباطي بزرگ را از دست نده.
۷. وقتي دانستي که خطايي مرتکب شده اي، گامهايي را پياپي براي رفع آن خطا بردار.
۸. بخشي از هر روز خود را به تنهايي گذران.
۹. چشمان خود را نسبت به تغييرات بگشا، اما ارزشهاي خود را به سادگي در برابر آنها وانگذار.
۱۰. به خاطر داشته باش گاه سکوت بهترين پاسخ است.
۱۱. شرافتمندانه زندگی کن؛ که هر گاه بيشتر عمر کردي، با يادآوري زندگي خويش دوباره شادي را تجربه کني...
۱۲. زيرساخت زندگي شما، وجود جوي از محبت و عشق در محيط خانه و خانواده است.
۱۳. در مواقعي که با محبوب خويش ماجرا مي کني و از او گلايه داري، تنها به موضوعات کنوني بپرداز و سراغي از گلايه هاي قديم نگير.
۱۴. دانش خود را با ديگران در ميان گذار؛ اين تنها راه جاودانگي است.
۱۵. با دنيا و زندگي زميني بر سر مهر باش.
۱۶. سالي يک بار جايي برو که تا کنون هرگز نرفته اي.
۱۷. بدان که بهترين ارتباط آن است که عشق شما به هم، از نياز شما به هم سبقت گيرد.
۱۸. وقتي مي خواهي موفقيت خود را ارزيابي کني، ببين چه را از دست داده اي که چنين را به دست آورده اي...
۱۹. در عشق و آشپزي، جسورانه دل را به دريا بزن.
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم
پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800 ، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه
ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت
ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي
اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي
راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده
همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت
راستي:گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ولي وقتي يادم افتاد که ديگه... ![]()
سلام به دوستان عزیز و گلم
بعضی از دوستانم از من شکایت کردن که چرا تو وبلاگت مطلب از خودت نمی نویسی راستش من داستان نویس خوبی نیستم و نمی تونم جملات و سر و هم کنم واسه همین از مطالب دیگران استفاده می کنم اول وبلاگم هم نوشتم که این وبلاگ نوشته هاش از خودم نیست و سعی میکنم مطالب جالب و از این ور اونور گیر بیارم و تو وبلاگم بزارم سعی می کنم در آینده مطلبی هم از خودم بزارم و حق کپی رایتو رعایت کنم و لی به هر حال از همه دوستان پوزش می طلبم و برای همتون آرزوی خوشبختیدارم به امید روز های خوب برای تک تک تون
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
با نظراتتون من و کمک کنید تا وبلاگم بهتر بشه

نگاه کنید ما مرد ها چه قدر مثبت اندیش هستیم خانما باید از ما یاد بگیرند![]()
به اندازه فاصله زانو تا زمين!
روزي دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسيدند:
" فاصله بين دچار يك مشكل شدن تا راه حل يافتن براي حل مشكل چقدراست؟"
استاد اندكي تامل كرد و گفت:
"فاصله مشكل يك فرد و راه نجات او از آن مشكل براي هر شخصي به اندازه فاصله زانوي او تا زمين است!"
آن دو مرد جوان گيج و آشفته از نزد او بيرون آمدند و در بيرون مدرسه با هم به بحث و جدل
پرداختند. اولي گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت اين بوده است كه بايد به جاي روي زمين
نشستن از جا برخاست و شخصا براي مشكل راه حلي پيدا كرد. با يك جا نشيني و زانوي غم در
آغوش گرفتن هيچ مشكلي حل نمي شود. "
دومي كمي فكر كرد و گفت:" اما اندرزهاي پيران معرفت معمولا بارمعنايي عميق تري دارند و به
اين راحتي قابل بيان نيستند. آنچه تو مي گويي هزاران سال است كه بر زبان همه جاري است و
همه آن را مي دانند. استاد منظور ديگري داشت."
آندو تصميم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معناي جمله اش را بپرسند. استاد با ديدن مجدد
دو جوان لبخندي زد و گفت:
" وقتي يك انسان دچار مشكل مي شود. بايد ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتي است كه انسان در مقابل كائنات و خالق هستي زانو مي زند و از او مدد مي جويد.
بعد از اين نقطه صفر است كه فرد مي تواند برپا خيزد و با اعتماد به همراهي كائنات دست به
عمل زند. بدون اين اعتماد و توكل براي هيچ مشكلي راه حل پيدا نخواهد شد. باز هم مي گويم
فاصله بين مشكلي كه يك انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بين زانوي او و زميني است كه برآن
ايستاده است!"
عالم فروتن ...
گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ٬ کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :
این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :
و این دانه گندم هم فلان عالم است !
و شروع کرد به تعریف از خود .
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :
آن یک دانه گندم هم خودش است ٬ من هیچ نیستم...
ایمان واقعی ...
روزی بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالا های گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد امده است .
فکر می کنید آن مرد چه کرد؟!
خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت ؟
او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : "خدایا ! می خواهی که اکنون چه کنم؟
مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود ، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود :
مغازه ام سوخت ! اما ایمانم نسوخته است ! فردا شروع به کار خواهم کرد !
به یه نفر ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن!
به یه نفر ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!
به یه نفر ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!
به یه نفر ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!
به یه نفر ميگن: با «تلاش» جمله بساز، ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!
به یه نفر ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم ميكنم!
به یه نفر ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
به یه نفر ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن!
به یه نفر ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما را داره!!
به یه نفر ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز، ميگه: زنبور خره، گاو منه!
به یه نفر ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سفت ايز آف (mobile set is off)!!!
به یه نفر ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباساينا رفتيم بيرون!
به یه نفر ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير ميخوري؟!
به یه نفر ميگن: با «شيشه» جمله بساز، ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!
به یه نفر ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت ميكردم صدا قطع شد!
به یه نفر ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!
به یه نفر ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي
به یه نفر ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.
به یه نفر ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!
به یه نفر ميگن: با «كشور» جمله بساز، ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم!
به یه نفر ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيش ميشي؟
به یه نفر ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو،هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز.
به یه نفر ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا!
به یه نفر ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين!
به یه نفر ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه
به یه نفر ميگن: با «ممه» جمله بساز. ميگه: گرممه
به یه نفر ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب.
به یه نفر ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسماينا رفتيم بيرون!
به یه نفر ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب!
به یه نفر ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچههاي تيم ملي واقعا زحمت ميكشند، نخسوزن علي دايي!
به یه نفر ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!
به یه نفر ميگن: با «ريلکس» جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس گرفتیم!!!
به یه نفر ميگن: با «لجن» جمله بساز ميگه همه تو ايران با ما لجن!!!
به یه نفر ميگن: با «کشور» جمله بساز ميگه بچه با کش ور نرو!!!
به یه نفر ميگن: با «ماست» جمله بساز مي گه بربري در انتظار ماست!
به یه نفر ميگن: يه جمله بساز كه توش مرده: باشه مي گه آمبولانس !!
این ایام رو به تمامی دوستان عزیز تسلیت می گم.

ديروز جان نثاري زهرا اگر نبود امروز از ولايت و قرآن اثر نبود
آن آتشي که خانه زهرا در آن بسوخت رشک غدير و بغض علي بدشرر نبود
سيلي که خورد فاطمه بهر بقاي دين تاثير آن جداي ز شقالقمر نبود
آنجا قمر دو پاره شد اين جا قمر گرفت آنجا خبر ز معجزه، اينجا خبر نبود
آنجا به شهر مکه، اينجا مدينه بود آنجا نبود دختر و اينجا پدر نبود
آنجا فراز کوه و در اينجا به کوچهها آنجا خديجه بود در اينجا دگر نبود
ماه علي گرفت در اينجا که نيمه روز هنگامه گرفتن قرص قمر نبود
گويند عدهاي سند ميخ در کجاست ما نيز قائليم که کاش اين خبر نبود
اما فشار ضرب در آن گونه خرد کرد آن سينه را که حاجت گل ميخ در نبود



یک سخن معروف از یه آدم معروف هست که میگه:انسان های پولدار و موفق همیشه زن های زشت و بد هیکلی دارند!(البته در منابع فارسی این سخن به گونه دیگری تعبیر شده و این جوری بیان شده که پشت سر هر آدم موفق یک زن ایستاده که خوب هم من و هم این آدم معروف شدیداً این حرفو تکذیب می کنیم!)امروز تصمیم گرفتم یه سری از راه حل های موفقیت رو براتون شرح بدم تا اینشالله شما هم بتونید یه آدم پولدار و موفق بشید.فقط قبلش صمیمانه از خانوم های محترمی که این مقاله رو فقط به چشم یک شوخی نگاه می کنند و از دادن هر گونه نسبت ناروا به شخص نویسنده و خانواده بزرگوارش خود داری می کنند تشکر می کنم و بهشون قول میدم در مطالب بعدی جبران لطف و محبت این عزیزان رو بکنم .
1-اگر یه روز خیلی اتفاقی یه خانوم خیلی خوشگل و خوش هیکل رو دیدید و خیلی اتفاقی یه دل نه که صد دل عاشقش شدید و خیلی اتفاقی اون خانوم هم توجهش به سمت شما جلب شد و خیلی اتفاقی ایشون هم یه دل نه صد دل عاشق شما شد ، لطف کنید و قبل از هر گونه پیشنهاد ازدواج یا اقدام احمقانه دیگری کمی دست نگهدارید و به فیلم های سینمایی عبرت آموزی که تا به حال از تلویزیون دیده اید تفکر کنید.چون درسته تمام احساسات و عواطفی که به شما دست داده بوده اتفاقی بوده اما در مورد اون خانوم چنین چیزی نبوده و تجربه نشون داده هیچ زنی از روی اتفاق عاشق نمیشه!مطمئن باشید اون زن همدست دشمنان شماست و پشت همه این عشق و عاشقی ها یه نقشه شوم برای شما کشیده شده!
2-اگر یه روز در یک رستوران نشسته بودید و خیلی اتفاقی خانومی بسیار شیک پوش و متشخص در میز رو به رویی دیدید که با لبخندی ملیح و احیاناً دو یا سه تا چشمک ملیح تر شما رو بر انداز می کنه و به سمت میزش دعوت می کنه ،لطف کنید و قبل از اینکه مثل احمق ها پا بشید برید سر میز اون خانوم بشینید ،اول اون تراول پنجاه هزار تومنی رو که از گوشه جیبتون پیداست در جیبتون فرو کنید و بعد با خیال راحت غذاتون رو بخورید و به هیچ چیز دیگه ای هم فکر نکنید!
3-اگر شما یک دانشجوی تنبل ، پپه ، دست . پا چلفتی ، بی مایه و به عبارت بهتر مسعود شصت چی تشریف دارید و یه روزی دیدید یکی از همکلاسی های دخترتون خیلی اتفاقی هر جا شما میرید جلوتون سبز میشه وبا کلی ایما اشاره بهتون میگه که دنبال برقراری رابطه با شماست ،لطف کنید و قبل از اینکه به دست و پاتون رو گم کنید ، مطمئن باشید که با این وضعیتی که شما دارید اون دختر یا زوال عقلی داره یا دنبال سوژه خنده می گرده که دنبال شما اومده پس مثل نفهم ها ساعت 6 نرید پشت دانشکده سر قرار!
4-اگه رییس یک شرکت خصوصی هستید و یک منشی تو دل برو و وحشتناک جیگر دارید که خیلی اتفاقی سرو گوشش زیاد می جنبه و با رفتار هاش شما رو تحریک میکنه و خیلی اتفاقی عصر پنج شنبه شما رو دعوت می کنه خونه اش ، نه اینکه نرید ،اتفاقاً برید چون شانس یه بار بیشتر در خونه آدمو نمیزنه، اما وقتی رسیدید خونه این همشیره گرامی، قبل از اینکه مثل احمق ها دنبال اتاق خواب بگردید اول سیم اون دوربین مخفی که قراره از روابط پنهانی شما و خانوم منشی فیلم بگیره تا بعد ازتون اخاذی کنه رو قطع کنید!
5-اگه یه کارگردان یا فیلنامه نویس بسیار موفق و معروف هستید و یه فیلم درباره دفاع از حقوق زنان و رفع تبعیض دختران ایرانی ساختید لطف کنید و قبل از اینکه فیلمتون رو برای پخش به وزارت ارشاد تحویل بدید حتماً یه نسخه از اون رو برای خودتون حفظ کنید تا فرداش که با سانسور ها و ممیزی و حذف و اینا فیلمتون تبدیل به یه فیلم ضد زن شد بتونید صحنه های سانسور شده اش رو توی اینترنت و یوتیوب پخش کنید و حداقل کمی حیثیت از دست رفته تون رو جبران کنید!
6-اگر یه طنز نویس موفق و پر طرفدار هستید و مطالب شما هم همیشه در سایت ها و مجله های کشور(هر چند بدون اجازه شما) چاپ میشه و توسط تلویزیون های اون ور آبی تبلیغ میشه (و اسباب دردسر شما میشه) اگه یه روز یکی از خانوم های مجری تلویزون های اون ور آبی ازتون درخواست مصاحبه تلفنی کرد لطف کنید و قبل از اینکه مثل دیوانه ها قبول کنید ،به یاد بیاورید که شما هنوز در کشور ایران زندگی می کنید و علی رغم میل باطنی هنوز نتونستید ایران رو ترک کنید پس جواب رد بدید و کماکان از لذت تنفس برخوردار بمونید!
خوب همانطور که می بینید در هر بدبختی رد پای یه زن به چشم می خوره!
شوخی کردم. نزنید لطفاً. امیدوارم حرف اصلی من رو از نوشتن مطالب بالا رو (که در دو مورد از اون 6 مورد حرف دلم رو زدم) فهمیده باشید.نظرات خودتون رو با من در میون بگذارید و به یاد داشته باشید با رنگ سبز به استقبال روز های بهتر بریم
۱/ کاری انجام دهید
دانشمندان بر این باورند که نرمش های هوازی منظم می تواند ساده ترین و مهم ترین راه برای سلامتی طولانی مدت مغز باشد. در حالی که قلب و ششها واکنشی سریع نسبت به دویدن بر روی دستگاه دوی ثابت نشان می دهند، مغز هم به آرامی با هر قدم قعالیت میکند. برای سلامت دائمی مغز، روزانه حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت جسمانی (دویدن و نرمش های هوازی) می تواند نقش شایان توجهی داشته باشد.
۲/ متعادل بخورید
انرژی بسیار زیاد یا انرژی بسیار کم خللی بزرگ در کارایی مغز ایجاد میکند. رژیم غذایی تشکیل شده از مواد قندی کم با فیبر بالا و چربی و پروتئین معمولی بسیارآرام تر از غذاهایی با میزان قند بالا (مانند شیرینی جات و نشاسته) در بدن تجزیه میشوند. سرعت ثابت و ملایم هضم در روده مقدار انرژی بیشتری را به مغز می رساند، و باعث بهینهسازی سوخت و ساز در ارگانهایی شوند که می توانند در سلامتی طولانی مدت نقش بسزایی داشته باشند.
۳/ مراقب رژیم غذاییتان باشید
در حالی که پرخوری فعالیت مغز را کند میکند و در طولانی مدت باعث وارد آمدن به مغز میشود، کمبود کالری هم می تواند اثر مشابهی را بر مغز گذارد. رژیم های غذایی مفرط می تواند باعث طولانی شدن برخی دردها در بدن و در نتیجه سلب آسایش شوند، احساسی که باعث اعتیاد افراد به لاغر ماندن (anorexia) (ترس از چاق شدن) شود. بسیاری از مطالعات رژیم های غذایی مفرط را با حواس پرتی ، اختلال در حافظه و پریشانی مرتبط می دانند.
۴/ مراقب بدن خود باشید
بسیاری از بیماری های قابل پیشگیری مانند دیابت نوع دوم، چاقی، فشار خون و… می توانند تاثیر بسزایی در پیر شدن مغز داشته باشند. فعال و سالم نگه داشتن سیستم گردش خون با کارهایی از قبیل سیگار نکشیدن و عدم استفاده از چربی های اشباع شده مانع از پیری زودرس مغز میشود.
۵/ از استراحت و آرامش لذت ببرید
در زمان استراحت و رویا، خاطرات به آرامی مرور میشوند، بعضی دور ریخته میشوند و بعضی ذخیره می شوند. مطالعات نشان میدهند وقتی دچار کمبود خواب هستیم، پروتئینی که سیناپسها (محل تماس دو عصب) را شکل می دهد توانایی کافی برای تفکر و فراگیری را از دست میدهد، علاوه بر این خواب ناکافی با فراموشی در ایام کهولت رابطه مستقیم دارد.
۶/ از قهوه تان لذت ببرید
تحقیقات نشان داده است که استفاده منظم از کافئین از مغز محافظت می کند. بر اساس یک مطالعه علمی ۲ الی ۴ بار سرحال آمدن بعد از خستگی در یک روز می تواند به کاهش فراموشی کمک کند و ۳۰ تا ۶۰ درصد از بروز آلزیمر پیشگیری کند. اینکه آیا کافین موجود در چای و قهوه باعث رفع خستگی میشود یا آنتی اکسیدان موجود در آنها هنوز مشخص نیست اما قهوه باعث افزایش سطح هوشیاری در این بعد از ظهر و چند سال بعد میشود.
۷/ ماهی بخورید
براساس تئوری های جدید وجود ماهی در رژیم غذایی انسانها می تواند نقش بسزایی در تقویت حافظه انسانها داشته باشد. اسیدهای چرب مورد نیاز مانند امگا ۳، برای ساختمان مغز مهم بشمار می آیند و تاثیر آنها برای درمان بیماری های مغزی بسیار موثر است. مطالعات انجام گرفته بر روی تاثیر مکمل امگا ۳ نتایج جالبی را به همراه داشت که نشان می داد امگا ۳ دربرخی دیگر از منابع غذایی مانند تخم کتان، ماهی ها و برخی از حیوانات علف خوار نیز یافت می شود.
۸/ خونسرد باشید
استرس تاثیر بد و مخربی روی مغز می گذارد و با ترشح هورمونهای خطرناکی در ناحیهی هیپوکمپوس (hippocampus) و سایر قسمت های مغز، حافظه را تحت تاثیر قرار میدهد. بعضی از دانشمندان بر این عقیدهاند که داشتن یک زندگی متعادل و دنبال کردن فعالیت های آرامش بخش مانند یوگا، حضور در اجتماع و انجام فعالیتهای هنری می تواند روند فراموشی بر اثر کهولت سن و پیری مغز را به تاخیر بیاندازد.
۹/ از مکمل ها استفاده نکنید
اخیرا استفاده از مکمل ها به وسیله برای جبران کاستیها تبدیل شده اند، استفاده از مکمل های آشنا برای ما مانند مولتی ویتامین ها تنها نوعی هدر دادن هزینه است. دارو های مکملی مانند (ginkgo) و (melatonin) امروزه از نظربسیاری از افراد به سطل های زباله تعلق دارند. علیرغم منشا طبیعی، اینگونه داروها فاقد عوارض جانبی نیستند، عوارضی مانند: فشار خون بالا، مشکلات گوارشی، مشکلات باروری و افسردگی. برای انسانهای سالم داروی (ginkgo) هیچ تاثیر مثبتی ندارد و گاها تاثیر دارونماها از این گونه مکمل ها بیشتر است.
۱۰/ مغز را به چالش بکشید
حل یک جدول، بازی فکری یا تست هوش به عنوان سوالات هوش و محرک مغز به شما کمک میکنند تا همیشه ذهنی جوان و سالم داشته باشید. هرچند که کمبود سواد عامل موثری در کاهش حواس و کمکاری ذهن است. هرچه بیشتر برای یادگیری تلاش کنید، ذهن شما برای دوران کهولت آمادهتر و جوانتر خواهد بود. کلید کار میتواند انجام یک کار چالشی جدید مانند حل یک پازل جدید و سرگرم کننده باشد.
اگر از كوچه پس كوچههای قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگههايی از خانههای قديمی كاهگلی يافت میشود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانههايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان:
نحس بودن 13 !
آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!!
● 13 عدد اول است.
● 1-13^2 عدد اول مرسن است.
13جسم ارشميدسی موجود است. (اجسام ارشميدسی اجسامی هستند كه وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهای آنها مساوی هستند.)
عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولی است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)
● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعنی رقم های آن مجددا معكوس می شود."
●2^13، 1+!12 را عاد ميكند.
● 13عدد Happy است.(برای دانستن اين كه عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب میكنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته میشود. مثلا برای عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)
● 13نيمی از 3^3+ 3^1- است.
●شاخه زيتونی كه در پشت دلارهای آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.
●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد میكند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده میشود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)
●چرتكه چينی دارای سيزده ستون مهره برای محاسبات است.
● 13بزرگترين عدد اولی است كه می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آيا می توانيد اثبات کنيد؟)
● 1+13- 13^13 عدد اول است.
● نخستين حفرهی اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق میافتد. (منظور از حفرهی اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)
● 13 كوچكترين عدد اول جايگشتپذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم میتوان به 13,17,37,79, 113,119و جايگشتهای آن اشاره كرد.)
● هشت عدد اول ديگر میتواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}
● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی اين كشور بود.
● عدد 13 كوچكترين عددی است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)
● رويهی بيضوی روی اعداد گويا كه دارای نقطهی گويا از مرتبهی 13 باشد موجود نيست.
● 2^13= 19+...+8+7
● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان میشود.
●طولانی ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.
سيزدهمين روز از فروردين شايد تنها بهانهايی باشد برای گذر از ازدحام شهر و رفتن به طبيعت، اما خوب میدانيم اينبار نيز از نحوست 13 فرار می كنيم.
اما 13 برای شما تنها ياآور نحسی آن است؟
●1312111098765432123 45678910111213عدد اول است.
● معكوس عدد 2^13 عددی اول است.
● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفی از حل معادلهی 13 است.)
● 13كوچكترين عدد اولی است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعنی 2^3+2^2 بدست می آيد.
●اقليدس و ديافانتی هر كدام 13 كتاب نوشتهاند.
●با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2
●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك هيچگاه به پايان نرسيد.
●مجموع نخستين 13عداد اول برابر 13 امين عدد اول است.
●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود. قضيهی رياضی را با توجه به حركتهای ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت.
● مجموع باقی مانده های حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است.
● 13كوچكترين عدد اولی است كه مجموع ارقام آن مربع است.
●13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته می شود.
● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجوانی رسيده و تنها 3 نفر باقی ماندند.
● مجموع توانهای چهارم نخستين 13عدد اول به علاوهی عدد يك ، عددی اول(6870733) است.
● 13 كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با :
(p = (x^6+y^6)/(x^ 2+ y^2
● اگر برای عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)
● (13+1)13-13^ (13+1) عددی اول است.
● بد يمن بودن روز جممعه ايی كه 13امين روز ماه باشد يكی از خرافات رايج در جوامع است.
●13كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست.
●به طور طعنه آميز گفته می شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختی است.
●13بزرگترين عدد اول فیبوناچی است كه(13)Fاول است.
13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته میشود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.)
● مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است
● .به طور طبيعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 می شود.
● 13="2^3+1^3+0^3
● كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده میشود و همچنين كوچترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته میشود.
● 13بزرگترين عدد اول مينيمال در پای 3 است.
● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)
● 13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3)
● 0^10+2^10+3^ 10+5^10+7^ 10+11^10+ 13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.)
● 13-13^2عدد اول است.
● 13+13+13/13+ 13*13+!13+ 13^13 و13+13+13/13+ 13*13+13^ 13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند.
● 13جوابی برای معادلهی ديوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. يعنی؛ 3^7-3^8="2^13
● 13/(13+13+13+ 13+13+13+ 13+131313+ 13^13) عددی اول است كه شامل 13بار تركيباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.
● ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بی نتيجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)
● 13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادی هستند كه به نام رياضيدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته می شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است.
● (13="(!3*!1)+(!3+ !1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.
● 13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+pq+p نوشته میشود.
● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)
به مرد بودن خود افتخار کنید
01- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده ميشود.
02- مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
03- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
04- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد.
05- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
06- جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست.
07- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
08- ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
09- همكارانتان نميتوانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به مرد بودن خود افتخار كنيد
به زن بودن خود افتخار كنيد:
01- نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما ميگذارند.
02- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش ميتوانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايرادنميگيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام ميدهند).
03- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
04- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
05- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
06- عمرتان بسيار طولاني است.
07- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نميآوريد.
08- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
09- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي ميرسيد و حالاحالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!.
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي ميخوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد … و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد
كوله پشتیاش را برداشت و راه افتاد.
رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.
نهالی رنجور و كوچك كنار راهایستاده بود، مسافر با خندهای رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جادهبودن و نرفتن؛
درخت زیرلب گفت: ولی تلخ تر آن است كه بروی وبیرهاورد برگردی. كاش میدانستی آنچه در جستوجوی آنی، همینجاست...
مسافر رفت و گفت: یك درخت از راه چه میداند، پاهایش در گِل است، او هیچگاه لذت جستوجو را نخواهد یافت.
و نشنید كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسی نخواهددید؛ جز آن كه باید.
مسافر رفت و كولهاش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پیچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم كرده بود...
به ابتدای جاده رسید. جادهای كه روزی از آن آغاز كرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود.
زیر سایهاش نشست تا لختی بیاساید.
مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را میشناخت.
درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داری، مرا هم میهمان كن.
مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالی است و هیچ چیز ندارم.
درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز كه میرفتی، در كولهات همه چیز داشتی، غرور كمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت.
حالا در كولهات جا برای خدا هست و قدری از حقیقت را در كوله مسافر ریخت...
دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت: هزار سال رفتم وپیدا نكردم و تو نرفتهای، این همه یافتی!
درخت گفت: زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم ، و پیمودن خود، دشوارتر از پیمودن جادههاست ...
این داستان برداشتی است از فرمایش حضرت علی
"من عرف نفسه فقد عرف ربه"
آن کس که خود را شناخت به تحقیق که خدا را شناخته است...
سلام....
قبل از اینکه این پست رو بخونید نه تنها من ضد مرد نیستم بلکه اصلا ضد زن هم نیستم !! 
حالا شما میگید این تست درسته ؟! 
1. هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
1. هدف خاصی نبود 2. گل اضافی بود
3.نسخه آزمایشی بود 4.اصلا کار خدا نبود
2. چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟
1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند 2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم
3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد
4. حالا چه عجله ایه؟
3. اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1.چیز خاصی نمی آفرید 2.پیراشکی
3.خروس دریایی 4.فضای خالی
4. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1.مگه قراره اتفاقی بیافته 2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره
3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد 4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر
5. چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند! 2.هر وقت مامانشون بگه
3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند
4.یک روز از همین روزا !
6.مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند
2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)
3.بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.
7.مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟
1.فنر با ثابت بالا 2.پارچه استرژ
3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته 4.کش تیرو کمان
8.مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
1.هر شب 2.هر وقت که خدا بخواد
3.هر وقت تست استرون بگه 4.سایکل تایم خاصی ندارند
9.مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1..اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!
10.وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
1.چیزی نمی گن چون وقت عمله 2.وقت نمی کنن چیزی بگن
3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه
4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن
11.مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1.با دست 2.با تور
3.با چنگول 4.با زبون
12.معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1.هر که پیش آمد خوش آمد 2.به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
3.ده بیست سی چهل
4.. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد
(پیش بینی نظرات خانمها بعد از خواندن این پست : وای چه باحال بود دقیقا مردا همین هستند!!)
(پیش بینی نظرات آقایون بعد از خواندن این پست : ..... چیزی دریافت نمیشود چون آقایون کلا حال ندارند نظر بدن 
)
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید، چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت میکند
متولد 8 ژانویه 1942
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تكان بدهد یا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد. زیرا عضلات صوتی او كه عامل اصلی تشكیل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقیه عضلات حركتی بدنش در یك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یك صندلی چرخدار كه فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش كار می كنند و بخصوص مغزش فعال است. یك مغز خارق العلده كه دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند.
این اعجوبه مفلوج استیفن هاوكینگ ؛ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبریج همان كرسی استادی را در اختیار داردكه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا می كوشد تئوری معروف نسبیت را تكامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های كوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد كه توجیه كننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا كهكشان های عظیم باشد.
اینشتین معتقد بود كه چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری كرد اما توفیقی نیافت.
استیفن هاوكینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است كه در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امكان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسكوپ ها یا هر وسیله دیگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود این استیفن هاوكینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شكل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با كیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش كیهان دست یافته است كه در دانش فیزیك اختری و كیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشكیل خواهد داد.
کتاب جدید هاوكینگ در این زمینه كه بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یك بمب صدا كرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش كه براستی از كتاب او شگفتی بر انگیز تر است .
استیفن هاوكینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آكسفورد زاده شد و دوران كودكی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده كتاب های درسی مقید نمی كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در كتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !
پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یك زندگی ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود كه تصور می كردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می كنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ایجاد می كرد.
استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز كرد و از همان زمان به فیزیك اختری و كیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود كنجكاوی شدیدی می یافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كیهان پی ببرد. سالهای دهه 60 عصر طلایی كشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می كرد. بعلاوه استیفن از كودكی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به كسب معلومات بیشتر در فیزیك و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دكترا را در رشته كیهان شناسی آغاز كند اما . . .
اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
نومیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاركاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.
به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند. خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسی باشد!
سخنان استفان هاوکینگ در مورد بیماریش ALS:
"اغلب مردم از من سوال می کنند که با ALS چگونه سر میکنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی میکنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر نکنم و در مورد چیزهایی که باعث میشوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکر نکنم.
وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و دستخطم باعث ناامیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت میکردم.
در سال سومی که در آکسفورد بودم احساس میکردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21مین سال تولدم برای انجام تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردند و جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.
تصوری که من داشتم این بود که مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چند سال مرا از پای در خواهد آورد.در آن زمان دید خوب ی به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده بود به علت لوکمی فوت کرد.نمیدانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت عام و کیهانشناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.D خود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش میکردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است.
واقعیت این است که یکی از مجله ها مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله ها این داستان را کپی کرده بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند.
رویاهایم در آن زمان آشفته بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعد با نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنها جایی بود که بیماریم یک معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت می کرد ، بر شهرت من در فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم."
در سالهای بعدی بیماری استفان پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.در این سالها وی دردسر فراوانی را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد.
تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خود شد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید.
تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش با مردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد.
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشد كند. و بارور شود. باید به خداوند توكل داشت و از ناكامیهایی كه پیش می آید خیزگاههایی برای كامیابی ساخت.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی با او می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می كرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.
و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت. ازدواجش با جین در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.
پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مكان از صندلی چرخدار استفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.
در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند. یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند. معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد
عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. كامپیوتر سخنگو را یك استاد آمریكایی كامپیوتر در كالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.
"در این زمان بود که یک متخصص نرم افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش را با حرکت انگشت ،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک ترکیبکننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر دسک تاپ بدین منظور استفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر پرتابل تهیه کرد.من می توانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین میشود .تنها اشکال این برنامه این است که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه در حال کار روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.
در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم ، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم."
هاوکینگ از کامپیوترهای شرکتIBM روی ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،
کامپیوترش را به یک پروسسور Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک سیستم wirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.
برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی با ویندوز XP سازگار شده اند و هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.
ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن كه بوسیله آن رفت و آمد می كند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تكنولوژی است و با نیروی الكتریكی حركت می كند. وی اتكای زیادی به ویلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود. مثلا اگر در یك میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبك خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یك شخص مزاحم از دست بدهد در یك مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش یكی از تاسف هایش این است كه طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است!
یكی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف كه به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیكه اجزای چهره اش بی حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند.
انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هچ وجه خودش را منزوی نكرده است. به كنسرت و پارك می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شركت می كند. و سر به سر شاگردانش كه همیشه او را سوال پیچ می كنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست كه پاسخگویی را گاهی عمدا كش می دهد و در حالیكه پرسش كنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می كنند با یك كلمه بله یا نه از كامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد.
این اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن كرده است. همچنین در صدها كنفرانس و سمینار علمی شركت كرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. كه البته این سخنرانی ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش می شود.
پرفروشترین كتاب علمی
از نكات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوكینگ یكی هم اینست كه او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یك دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یكی از مهمترین انگیزه هایی بود كه او را در مقابله با مشكلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترین امكانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم كند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم كم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یك دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه كفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاریخ كوتاهی از زمان) را منتشر كرد.
در این كتاب كه به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوكینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیك جدید و كیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی كرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج كند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در كتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این كتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در لیست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشكلات مادی استیفن را برای همیشه حل می كند.
كتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی كه بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراكم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به كام می كشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراكم می رسد كه هر سانتی متر مكعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است كه نور و هیچگونه تشعشعی امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسكوپها این غولهای نامرئی را ردیابی كنیم.
اما استیفن هاوكینگ در كتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد كه این اجرام بكلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را كه از ستارگان دیگر جذب و بلع می كنند در مرحله نهایی تراكم به حالتی انفجار گونه از یك كانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست كه بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می كنند. از كانال خروجی عناصر تازه در یك جهان نوزاد تزریق می شود كه می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.
شاید سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوكینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد كه عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است كه این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی كاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر می كند پس وجود دارد.
اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرك و تكلم یك سرمشق است . . . .
برای آن ها كه با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .
برای آن ها كه تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست كم می گیرند . . .
برای بدبین ها و منفی باف ها كه در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف و ظلمانی می بینند . . . .
به سخن استیفن هاوكینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد )
وزير نيرو برنامه خاموشي های تهران را به شرح زير اعلام کرد:
منطقه 1
روزها برق باشد، شبها برای اينکه پارتی ها برهم بخورد از ساعت 20 الی 3 صبح برق برود؛
منطقه 2
مانند بالا؛
منطقه 3
مانند بالا؛
منطقه 4
روزی نيم ساعت برق نباشد صرفاً جهت اعمال قانون و يکنواخت سازی؛
منطقه 5
روزی 2 ساعت برق برود بعلاوه 5 ساعت تنبيه چون سال 1342 منطقه به شرکت برق بدهکار بود (پرونده موجود است)؛
منطقه 6
صبح ها که نور کافيست برق برود فقط کسانی که برق ميخواهند درخواست بدهند بخش اداری پيگيری کند؛
منطقه 7
غلط کردن برق ميخوان، يک روز در ميان برق برود، هر کس اعتراض کرد آب شرب خانوار قطع بشود جهت عبرت سايرين؛
منطقه 8
منزل مادر خانم بنده اونجاست، هميشه برق باشد؛
منطقه 9
منزل خودمان اونجاست، فقط جهت رعايت عدالت روزی 20 دقيقه دم صبح برق برود؛
منطقه 10
منزل باجناق اونجاست، چنان برق برود و بيايد که تمام لوازم خانگی بسوزد؛
منطقه 11
به کل برق نباشد، اگر دليل خواستند گاز هم قطع شود؛
منطقه 12 و 13
بچه محل های قديم اونجا هستند، عاشق فوتبال هستند، شبهايی که فوتبال دارن برق باشد؛
منطقه 14 الی 20
روزی 7 ساعت به دلخواه شهردار منطقه برق برود؛
منطقه 21 و 22
بخشنامه شود که اختراع برق توسط اديسون شايعه بوده؛

كارگردان :
دكترمحموداحمدي نژاد!!!
گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخ هایی که بچه ها دادند عمیق تر و متفکرانه تر از تصورات بود .
سوال این بود : معنی عشق چیست ؟
-
بیلی 4 ساله : وقتی کسی شما را دوست داره اسم شما را متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما را صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده.
-
ربکا 8 ساله : مادربزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هایش رو لاک بزنه . پدربزرگم همیشه این کار را برایش می کنه حتی حالا که دستهاش آرتروز گرفتن .. این عشقه.
-
کریستی 6 ساله : عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون را می دید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودش را به شما بده.
-
دنی 7 ساله : عشق یعنی وقتی که مامانم برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بهش بده امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
-
تری 4 ساله : عشق اون چیزی است که لبخند را وقتی خسته ای به لبت می آره.
-
امیلی 8 ساله : عشق وقتیه که شما همش همدیگر را می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید . مامان و بابای من دقیقا اینجوریند.
-
بابی 7 ساله : عشق همان باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط گوش کنی.
-
نیکا 7 ساله : اگر می خواهی دوست داشتن را بهتر یاد بگیری باید از کسی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی.
-
تامی 6 ساله : عشق مثل یه پیرزن و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستند حتی بعد از اینکه همدیگر را خیلی خوب می شناسند.
-
نوئل 7 ساله : عشق اون موقع است که تو به پسره می گی از تی شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز می پوشتش.
-
کیندی 8 ساله : موقع تکنوازی پیانو من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که من را نگاه می کردند نگاه کردم و بابام را دیدم که وول می خوره و لبخند می زنه . اون تنها کسی بود که این کار را می کرد . من دیگه نترسیدم.
-
کلر 6 ساله : مامانم من را بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره.
-
الین 5 ساله : عشق اون موقعی است که مامان بهترین تیکه مرغ را میده به بابا.
-
کریس 7 ساله : عشق اون موقعی است که مامان ، بابا را خندان می بینه و بهش می گه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تیپ تره.
-
مری آن 4 ساله : عشق وقتیه که سگت می پره بغلت و صورتت را لیس می زنه حتی اگه تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی .
پسر بچه 4 ساله ای همسایه دیوار به دیوار یک آقای مسن بود. این آقا همسرش را از دست داده بود . پسر بچه وقتی پیرمرد را تنها در حال گریه کردن می بیند به حیاط خانه پیرمرد وارد می شود و می پرد بغل پیرمرد و همانجا می ماند . وقتی مادرش ازش می پرسد که چه کار می کردی ؟ میگوید : هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کند."
راستی از نظر شما عشق یعنی چه ؟
پیوند زناشویی فروردین با سایر ماه ها
فروردین با فروردین : ( خوب ) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر
فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باشدفروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد
فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد
فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب
فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد
فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا
فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است
فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند
فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند
فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد
پیوند زناشویی اردیبهشت با سایر ماه ها
اردیبهشت با فروردین : (متوسط ) ممکن است مشکل داشته باشند قابل حل شدن است
اردیبهشت با اردیبهشت : ( متوسط ) نسبتا خودرای و لجباز هستند ممکن است مشکل پیش بیاید
اردیبهشت با خرداد : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو و چندان با هم سازگار نیستند
اردیبهشت با تیر : ( بسیار خوب ) خانواده دوست خونگرم پیوندی محکم و استوار
اردیبهشت با مرداد : ( بسیار خوب ) عاشق پیشه با صداقت وفادار پیوندی مملو از آرامش
اردیبهشت با شهریور : ( خوب ) جوانمرد باسخاوت مددکار و بدون مشکل
اردیبهشت با مهر : ( متوسط ) اهل اعتدال معاشرتی خونسرد و کمی حسادت
اردیبهشت با آبان : ( خوب ) آرمانگرا بلندپرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگار
اردیبهشت با آذر : ( متوسط ) جسور بی پروا نیازمند با آزادی و بدون تفاهم
اردیبهشت با دی : ( بسیار خوب ) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا
اردیبهشت با بهمن : ( بد ) کنجکاو آزادیخواه و آرمانگرا و ایده متفاوت از یکدیگر
اردیبهشت با اسفند : ( خوب ) اشخاصی تودار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند
پیوند زناشویی خرداد با سایر ماه ها
خرداد با فروردین : ( بد ) افرادی پر جنب و جوش و بی قرار ناسازگار و بدون تفاهم
خرداد با اردیبهشت : ( متوسط ) تیزهوش کنجکاو تنوع طلب چندان با هم سازگار نیستند
خرداد با خرداد : ( خوب ) مشورت پذیر با استدلال توانا در برطرف کردن مشکلات
خرداد با تیر : ( متوسط ) با روحیه تنوع طلب و بی قرار خودشان می توانند باعث ایجاد مشکلات شوند
خرداد با مرداد : ( بسیار خوب ) زوجی جذاب و اجتماعی با صفات مشترک فراوان
خرداد با شهریور : ( متوسط ) چندان ذوق و شوقی در روابطشان وجود ندارد
خرداد با مهر : ( بسیار خوب ) خونسرد با سلیقه هنر دوست و بسیار با نشاط می باشند
خرداد با آبان : ( متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر راتحمل کنند
خرداد با آذر : ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک
خرداد با دی : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند
خرداد با بهمن : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر
خرداد با اسفند : ( بد ) خیالباف رویا پرداز مرموز عدم تفاهم با همدیگر
پیوند زناشویی تیر با سایر ماه ها
تیر با فروردین : (متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد
تیر با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) نقطه اشتراک فراوانی با یکدیگر دارند
تیر با خرداد : ( متوسط ) یکی آرام و مهربان دیگری پرشور و با انرژی
تیر با تیر : ( خوب ) علی رغم اختلاف سلیقه پیوند خوبی می باشد
تیر با مرداد : ( خوب ) خصوصیات مشترک زیاد و ازدواجی موفق
تیر با شهریور بسیار خوب) یکی مهارت فراوان در امورمالی و دیگری حسابگر و صرفه جو و هماهنگ
تیر با مهر : ( بسیار خوب ) هر دو مهربان انسان دوست و توانمند
تیر با آبان : ( متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر مسائل هماهنگ می باشند
تیر با آذر : (بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
تیر با دی : (خوب ) از نظر مالی اخلاقی و روابط هماهنگ هستند بنابراین پیوندی موفق میشود
تیر با بهمن : ( متوسط ) ازدواج میتواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
تیر با اسفند : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه با تفاهم کامل
پیوند زناشویی مرداد با سایر ماه ها
مرداد با فروردین : ( خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد
مرداد با اردیبهشت : ( بسیار خوب ) مهربان و خانواده دوست ازدواجی موفق و پایدار
مرداد با خرداد : ( بسیار خوب ) اجتماعی خونگرم همراه با سازگاری مثبت
مرداد با تیر : ( خوب ) اختلاف سلیقه زیادی با هم ندارند موقعیت همدیگر را درک می کنند
مرداد با مرداد : ( خوب ) صفات مشترک خوب باعث تقویت پیوندشان خواهد بود
مرداد با شهریور : ( متوسط ) یکی منضبط و قانونمند دیگری پرشور و زیباپسند
مرداد با مهر : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند
مرداد با آبان : (متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد دیگری عاشق ستایش دیگران
مرداد با آذر : ( متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال
مرداد با دی: ( متوسط ) به دلیل داشتن حق مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند
مرداد با بهمن : (خوب ) هر دو آرمانگرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود
مرداد با اسفند : ( خوب )با هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر
پیوند زناشویی شهریور با سایر ماه ها
شهریور با فروردین : (بد ) یکی پاک سرشت انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب
شهریور با اردیبهشت : ( خوب ) صفات مشترک خوب نظیر جوانمردی و نجابت
شهریور با خرداد : (متوسط ) یکی عاطفی و عاشق پیشهدیگری با نظم و برنامه مشخص
شهریور با تیر : ( بسیار خوب ) در امور مالی هماهنگ و با صفات مشترک فراوان
شهریور با مرداد : ( متوسط ) نسبتا لجباز و خودرای شاید با مشکل مواجه شوند
شهریور با شهریور : ( بسیار خوب ) هر دو صمیمی و صادق و با محبت می باشند
شهریور با مهر : ( خوب ) مشورت پذیر با منطق و در برطرف کردن مشکلات توانا
شهریور با آبان : ( متوسط ) جسور و بی پروا . سرشار از انرژی و بلند پرواز
شهریور با آذر : ( بد ) تنوع طلب خواهان استدلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
شهریور با دی : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت
شهریور با بهمن : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد
شهریور با اسفند خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی می شود
پیوند زناشویی مهر با سایر ماه ها
مهر با فروردین : (بسیار خوب ) خونگرم و مهربان معتقد به تساوی حقوق زن و مرد
مهر با اردیبهشت : ( خوب ) انسان هایی هستند که تمایل زیادی به حفظ آرامش و اعتدال دارند
مهر با خرداد : (بسیار خوب ) آدم هایی حسابگر خونگرم تفاهم مناسبی با هم دارند
مهر با تیر : ( بسیار خوب ) اهل رفت و آمد و معاشرت با دیگران و بسیار شکیبا
مهر با مرداد : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند
مهر با شهریور : ( خوب ) پیوندی موفق چون منصف عادل و با سلیقه می باشند
مهر با مهر : ( خوب ) به دلیل اشتراکات زیادی که دارند می توانند موفق باشند
مهر با آبان : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما می توانند موفق باشند
مهر با آذر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیری می باشند
مهر با دی : ( متوسط ) نسبتا خودرای بلندپرواز . ممکن است با مشکل روبرو شوند
مهر با بهمن : ( بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
مهر با اسفند : (بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند
پیوند زناشویی آبان با سایر ماه ها
آبان با فروردین : ( بد ) آزادی خواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا
آبان با اردیبهشت : ( خوب ) آرمانگرا بلند پرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگاری
آبان با خرداد : (متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر را تحمل کنند
آبان با تیر : (متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر موارد هماهنگ می باشند
آبان با مرداد : ( متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد و دیگری عاشق ستایش دیگران
آبان با شهریور : ( متوسط ) جسور بی پروا سرشار از انرژی و بلند پرواز
آبان با مهر : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما میتوانند موفق باشند
آبان با آبان : ( بد ) مستعد به خشمگین شدن و از کوره در رفتن در نتیجه پیوندی همراه با مشکلات
آبان با آذر : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آبان با دی : ( بد ) هر دو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
آبان با بهمن : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
آبان با اسفند : (بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه و دیگری با اعتماد به نفس کافی
پیوند زناشویی آذر با سایر ماه ها
آذر با فروردین : (عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است
آذر با اردیبهشت : (متوسط ) جسور بی پروا نیازمند به آزادی و بدون تفاهم
آذر با خرداد: ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک
آذر با تیر: ( بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده
آذر با مرداد : (متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال
آذر با شهریور: (بد ) تنوع طلب خواهان استقلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند
آذر با مهر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیر می باشد
آذر با آبان : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد
آذر با آذر: ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار مطلوب توام با سعادت و خوشبختی
آذر با دی : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتن دار باشند
آذر با بهمن : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
آذر با اسفند : ( متوسط ) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی می باشد
پیوند زناشویی دی با سایر ماه ها
دی با فروردین : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند. مرموز و محافظه کار می باشند
دی با اردیبهشت : ( بسیار خوب) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا
دی با خرداد : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند
دی با تیر : (خوب ) از نظر مالی و اخلاقی و روابط هماهنگ هستند
دی با مرداد : (متوسط ) به دلیل داشتن حس مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند
دی با شهریور : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت
دی با مهر : ( متوسط ) نسبتا خودرای و بلند پرواز ممکن است با مشکل روبرو باشند
دی با آبان : ( بد ) هردو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند
دی با آذر : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتندار باشند
دی با دی : (متوسط ) خصوصیات مشترک باعث شادابی یا یکنواختی زندگی مشترک آنها می شود
دی با بهمن : ( متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
دی با اسفند : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه
پیوند زناشویی بهمن با سایر ماه ها
بهمن با فروردین : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند
بهمن با اردیبهشت : ( بد ) کنجکاو آزادی خواه و آرمان گرا و ایده متفاوت از یکدیگر
بهمن با خرداد : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر
بهمن با تیر : ( متوسط ) ازدواج می تواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد
بهمن با مرداد : ( خوب ) هردو آرمان گرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود
بهمن با شهریور : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد
بهمن با مهر : ( بد ) پر جنب و جوش بیقرار تنوع طلب و سرکش
بهمن با آبان : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری
بهمن با آذر : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند
بهمن با دی : (متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی
بهمن با بهمن : ( خوب ) پیوندی بسیار موفق توانا در امور مختلف
بهمن با اسفند : (خوب) یکی روشنفکر و اهل منطق و دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر
پیوند زناشویی اسفند با سایر ماه ها
اسفند با فروردین : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد
اسفند با اردیبهشت : ( خوب ) اشخاصی تو دار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند
اسفند با خرداد : (بد ) خیال باف و رویاپرداز مرموز و عدم تفاهم با همدیگر
اسفند با تیر : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه و با تفاهم کامل
اسفند با مرداد : (خوب ) هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر
اسفند با شهریور : ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی میشوند
اسفند با مهر : ( بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند
اسفند با آبان : ( بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه دیگری با اعتماد به نفس کافی
اسفند با آذر : ( متوسط) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی میباشد
اسفند با دی : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه
اسفند با بهمن : ( خوب ) یکی روشن فکر و اهل منطق دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر
اسفند با اسفند : ( بد ) به خاطر زودرنجی و حساس بودن ممکن است مشکلاتی پیش بیاید
ب.ام.و
دایره ب.ام.و یک ملخ خوش فرم و در حال چرخش هواپیما است.رنگ آبی یاد آور آسمان است.شرکت موتور سازی بایرن(Bayerische Motor Werke)موتورهای هواپیماهای جنگی را می ساخت که کارخانه هایی را که اکنون در تصاحب دارند بمباران میکردند !
فراری
در واقع اسب بلند شده روی دو پا نشانه خلبان آس ایتالیایی در جنگ اول جهانی(Ace در بین خلبانان به کسی اطلاق می شود که حداقل 5 فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کرده باشد) فرانسیسکو باراکا بوده است که والدینش فراری را ترغیب کردند تا نشان پسرشان را روی خودروهای مسابقه ای خود قرار دهد.

پژو
چه رابطه ای بین پزو و تندیس آزادی وجود دارد؟ پاسخ این است که یکی از اولین خودروهای پژو به نام مدل شیر شناخته میشد که نشان محلی شهر بلفورد(محل ساخت مدل مزبور)را روی خود داشت.

مرسدس
ستاره سه پر مرسدس بنز نشان تسلط آن بر زمین ,دریاو آسمان است.این نشان برای اولین بار روی دایملر 1909 دیده شد و ترکیبی بود برای نشان دادن تاج افتخار بنز در تاریخ 1926. نشان کنونی حلقه محاط بر ستاره در تاریخ 1937 طراحی شده است.

سیتروئن
شما ممکن است تصور کنید دو علامت رو به بالا در آرم نظامی سیتروئن به معنای حرکت رو به اعتلا و نزدیک شدن به مهندسی پیشرفته باشد.اما چنین نیست آندره سیتروئن کار در صنعت موتور را با تولید چرخ دنده آغاز کرد و علامت نظامی دو تایی در واقع سمبل دندانه های چرخ دنده هستند.

مزدا
آرم مزدا چیزی بیش از یک لاله خوش فرم است.این آرم توسط ری یوشیمارا یک شرکت مشهور در زمینه تصویر سازی است تکامل یافته است حرف V نمایانگر بالهای باز شده است و در فرهنگ مزدا به معنای ابتکار, درک هدف, لطافت است.

میتسوبیشی
گرچه میتسوبیشی فقط 25 سال در انگلستان زندگی کرد اولین خودرو خود را در سال 1917 ساخت.
.تاریخچه شرکت به سال به سال 1870 باز میگردد هنگامی که اولین کشتی خود را ساخت.سه الماس ملخ کشتی است. واژه میتسوبیشی به معنای سه منشور است. اخیرا مطرح شده است که این نشان از ترکیب دو نشان خانوادگی تشکیل شده و نمایانگر هیچ بخشی از یک کشتی نیست.ارتباط این نشان با کشتی تصور اشتباهی است که به دلیل سابقه کشتی رانی و کشتی سازی شرکت در اذهان ایجاد شده است.

تویوتا
ژاپنی ها در مورد نشانهای جنون آمیز کمی ضعف دارند. نشان کنونی تویوتا شبیه یک گاوچران با یک کلاه بزرگ است اما در واقع سه بیضی است که معرف قلب مشتری,قلب تولید و قلب” پیشرفت فنی در حال گسترش و فرصتهای بیکران”است که دور دو بیضی دیگر قرار گرفته است.
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
زني با لباسهاي كهنه و نگاهي مغموم، وارد خواروبار فروشي محل شد و با فروتني از فروشنده خواست كمي خواروبار به او بدهد.
وي گفت كه شوهرش بيمار است و نميتواند كار كند، كودكانش هم بيغذا ماندهاند.
فروشنده به او بياعتنايي كرد و حتي تصميم گرفت بيرونش كند. زن نيازمند باز هم اصرار كرد. فروشنده گفت نسيه نميدهد.
مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را ميشنيد به فروشنده گفت: ببين خانم چه ميخواهد خريد او با من.
فروشنده با اكراه گفت: لازم نيست، خودم ميدهم!
- فهرست خريدت كجاست؟ آن را بگذار روي ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستي ببر !
زن لحظهاي درنگ كرد و با خجالت، تكه كاغذي از كيفش درآورد و چيزي روي آن نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت.
همه با تعجب ديدند كه كفه ترازو پايين رفت.
خواروبار فروش باورش نميشد اما از سرناباوري، به گذاشتن كالا روي ترازو مشغول شد تا آنكه كفهها با هم برابر شدند.
در اين وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوري، تكه كاغذ را برداشت تا ببيند روي آن چه نوشته است.
روي كاغذ خبري از فهرست خريد نبود، بلكه دعاي زن بود كه نوشته بود:
اي خداي عزيزم! تو از نياز من باخبري، خودت آن را برآورده كن.
فروشنده با حيرت كالاها را به زن داد و در جاي خود مات و مبهوت نشست.
زن خداحافظي كرد و رفت و با خود انديشيد:
فقط خداست كه ميداند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است...

اثری دیگر از کارگردانی بین المللی ایران، بهمن قبادی
با بازی جنجالی هدیه تهرانی و گلشیفته فراهانی

فیلم توقیف شده در ایران ! 



با آواز خوانی هدیه تهرانی در فیلم !
و همچنین برنده چندین و چند جایزه بین المللی...!!!
خلاصه داستان:
مامو، نوازنده پير و سرشناس كردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي كنسرت در عراق پس از صدام آغاز ميكند. در اين سفر، كاكو مرد ميانسالي كه خود را ارادتمند مامو ميداند، به عنوان راننده و با اتوبوسي كه از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي ميكند. مامو يكييكي فرزندانش را كه در نواحي مختلف زندگي ميكنند جمع ميكند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر ميخواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو ميگويد كه پير روستا گفته كه بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي كه ماه كامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو ميگويد به هر طريق كه باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سالهاست جلوي كارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خوانندهاي به نام هشو (به معناي خوشه انگور) ميرود كه سالهاست همراه 1334 زن ديگر در تبعيد زندگي ميكند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آنها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبهرو ميشوند.
هدیه تهرانی و گلشیفته فراهانی در نقشی متفاوت با گریمی متفاوت ...

جوایز دریافتی(نمیه ماه)
جايزه بزرگ صدف طلايي (golden shell)،از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه بهترين فيلمبرداري از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه انجمن منتقدان بينالمللي (فيپرشي)، از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه تماشاگران در بخش بينالملل، از بيستوششمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم استانبول، تركيه،
جايزه بينالمللي آمنستي (Amnesty) از چهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم مستقل اينديليزبوآ، كشور پرتغال
تقديرنامه از بهترين فيلمنامه (Honorable Mention for Screenplay) از جشنواره بينالمللي فيلم ترايبكا، نيويورك، آمريكا
كليد طلايي شهر از يازدهمين دوره جشنواره فيلم آمبريا، كشور ايتاليا
جايزۀ بزرگ (گراندپريكس) از چهارمين دورۀ جشنوارۀ بينالمللي فيلم اوراسيا، قزاقستان از
جايزۀ اول از هشتمين دورۀ فيلم اوجاي،(Ojai Film Festival) از جشنوارۀ كاليفرنيا (آمريكا)، در بخش مسابقه،
نيوه مانگ ساخته بهمن قبادي از سوي مايکل اتکينسن منتقد امريکايي به عنوان يکي از بهترين فيلم هاي سال 2008 انتخاب شد.
از نظر گاندي هفت موردي که بدون هفت مورد ديگر خطرناک هستند :
-
ثروت ، بدون زحمت
-
لذت، بدون وجدان
-
دانش، بدون شخصيت
-
تجارت، بدون اخلاق
-
علم، بدون انسانيت
-
عبادت، بدون ايثار
-
سياست، بدون شرافت
اين هفت مورد را گاندي تنها چند روز پيش از مرگش بر روي يک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد.
اعتقاد بر اين است که وي اين موارد را در جست و جوي خود براي يافتن ريشه هاي خشونت شناسايي کرد
در نظر گرفتن اين موارد، بهترين راه جلوگيري از بروز خشونت در يک فرد و يا جامعه است.
خشونتي که آن را "خشونت پنهان" مي نامند ...
نظرسنجی دو سایت در مورد کاندیداها
آرش معتمد
با آنكه صدا وسیمای جمهوری اسلامی و دیگر رسانه های رسمی خط تخریب رقبای احمدی نژاد در انتخابات رادنبال می کنند، نظرسنجی ها حاكی از آن است كه میرحسین موسوی از وضعیت مناسب تری نسبت به گذشته برخوردار شده و از دیگر کاندیداها پیشی گرفته است.
محمد سلامتی، دبیر كل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیش از این در گفت وگو با خبرنگار سایت كلمه یادآور شده بود كه پیش از این "عملكرد صدا و سیما به طرفداری این رسانه از جناحی خاص خلاصه می شد، اما متاسفانه ما در اكثر موارد مشاهده می كنیم كه رسانه ملی علیه جناح اصلاحطلب عمل و اخبار این جناح را به صورت مشوش و به صورت كاملا منفی منتشر میكند كه این رفتار، عملا خلاف عرف، قانون و كار ویژههای رسانه ملی است."
با این وجود نظر سنجی ها نشان می دهد که این سیاست نتوانسته بر مخاطبان تاثیر چندانی بگذارد. در همین ارتباط سایت دیپلماسی ایرانی در یك نظر سنجی از مخاطبان خود پرسیده است كه با معیار دیپلماسی به كدام یك از افراد شامل سه كاندیدای مطرح در كشور یعنی 1- احمدی نژاد 2- كروبی و 3- موسوی رای می دهند.
براساس گزینش های صورت گرفته درسایت مذكور میرحسین موسوی با 09/68 درصد دررتبه اول، احمدی نژاد با 64/22درصد رتبه دوم و مهدی كروبی با 27/9 درصد دررتبه سوم قرار دارند.
سایت سلام خاتمی نیز فعالیت یا انحلال ستاد 88 را به نظرسنجی مخاطبین خود گذاشته است حاصل این نظر سنجی نشان می دهد كه با كناره گیری محمد خاتمی ازمبارزات انتخاباتی، خللی براراده مخاطبان سایت مذكور ایجاد نشده وبرای ادامه راه به میرحسین موسوی گرایش پیدا كرده اند. این سایت در نظر سنجی خود با طرح این سوال كه شما كدام گزینه را برای ادامه روند ستاد 88 پیشنهاد می كنید، 4 گزینه را مطرح كرده است:
1- حمایت از حجت الاسلام مهدی كروبی
2- حمایت از مهندس میرحسین موسوی
3- عدم حمایت از گزینه خاص وانحلال ستاد
4- حمایت از گزینه دیگر.
در پاسخ های مطرح شده، بیشترین رای به گزینه دوم یعنی مهندس میرحسین موسوی 3/73 داده شده است. گزینه اول یعنی حمایت از حجت الاسلام كروبی 1/5 درصد ازآراء را به خود اختصاص داده است. حمایت از گزینه دیگر 2/9 درصد رای آوری داشته وانحلال ستاد نیز 4/12 درصد رای را به خود اختصاص داده است.
این درحالی بود كه دریك نظرسنجی دیگر درهمین سایت، این پرسش مطرح شده بود كه به فرض عدم نامزدی آقای خاتمی درانتخابات ریاست جمهوری، به كدام یك از افراد زیررای می دهید؟ از مجموع رای دهندگان به 8 گزینه مطرح شده شامل 1- قالیباف 2- محمدرضا عارف و....8- درصورت عدم حضور خاتمی رای نمی دهم، حدود 40 درصد به گزینه هشتم رای داده بودند كه با مراجعه به نظر سنجی راجع به تعیین تكلیف ستاد، این گرایش تغییر کرده و به سوی حمایت از كاندیداتوری مهندس میرحسین موسوی رفته است.
البته همین نظرسنجی ها نشان می دهد که خاتمی همچنان مهمترین شخصیتی است كه می تواند با حضور در انتخابات موجب تغییر آرایش انتخابات شود. در همین ارتباط نظرسنجی سایت سایه، نزدیك به اصول گرایان میانه رو مبنی بر اینکه كدام اتفاق، موجب تغییر آرایش انتخابات خواهد شد ؟ نشان می دهد بازگشت خاتمی به صحنه انتخابات با 24/32 درصد سنگین ترین وزن برای برهم زدن آرایش انتخابات موجود به شمار می رود. دراین میان عدم ثبت نام احمدی نژاد نیز با 29 درصد درمقام بعدی قرار دارد كه تحول معنی داری به شمار می رود.
خداوند بينهايت است و لامكان و بي زمان
اما :
به قدر فهم تو كوچك ميشود
به قدر نياز تو فرود ميآيد،
به قدر آرزوي تو گسترده ميشود،
به قدر ايمان تو كارگشا ميشود،
به قدر نخ پير زنان دوزنده باريك ميشود،
به قدر دل اميدواران گرم ميشود...
پــدر ميشود يتيمان را و مادر.
برادر ميشود محتاجان برادري را.
همسر ميشود بي همسر ماندگان را.
طفل ميشود عقيمان را.
اميد ميشود نااميدان را.
راه ميشود گمگشتگان را.
نور ميشود در تاريكي ماندگان را.
خداوند همه چيز ميشود همه كس را.
به شرط اعتقاد؛
شرط پاكي دل؛
به شرط طهارت روح؛
چنين كنيد تا ببينيد كه: خداوند، چگونه بر سفرهي شما، با كاسه يي خوراك و تكهاي نان مينشيند
بر بند تاب، با كودكانتان تاب ميخورد، و در دكان شما كفههاي ترازويتان را ميزان ميكند
و "در كوچههاي خلوت شب با شما آواز ميخواند"...
مگر از زندگي چه ميخواهيد ؟!
- تينا :
پارس خودرو مجوزهای توليد داخل اين دو خودرو را دريافت كرده و قرار است كه امسال ساخت داخلی آنها در اين شركت به انجام رسد.
تينا كه قرار است جايگزين ماكسيمای فعلی شود، دارای مصرف سوخت 9.9 ليتر در 100 كيلومتر است. همچنين اين خودرو ضمن بهرهگيري از موتور 2496 سیسی دارای قدرت موتوری برابر با 134 كيلووات در شش هزار دور در دقيقه است. گيربكس اين خودرو از CVT بوده و نيروی كمكی آن فرمان هيدروليكی است. همچنين اين خودرو از سيستمهاي ترمز ABS و EBD بهره میبرد. ظرفيت مخزن سوخت آن نيز 70 ليتر است.
نيسان تينا دارای امكانات جانبی كامپيوتر سفری، صندلی با تنظيم برقی، قابليت تنظيم ارتفاع چراغ جلو، آينه جانبی همراه با گرمكن، سيستم كنترل سرعت، كنترل گشتاور و كنترل ديناميكی خودرو است. قيمت نوع وارداتی اين خودرو نيز چيزی حدود 50 ميليون تومان ارزيابی شده است.

- قشقايی :
اما محصول دوم، قشقايی نام دارد. اين خودرو دارای مصرف سوخت 9 ليتر در 100 كيلومتر است و ضمن داشتن حجم موتوری معادل 1997 سیسی دارای قدرت موتوری معادل 104 كيلووات در دور در شش هزار دقيقه است. گيربكس اين خودرو CVT و قابل تبديل به شش سرعته دستی است. اين خودرو از سيستمهای ترمز ABS و EBD بهره ميبرد و دارای ظرفيت مخزن سوخت 65 ليتری است.
از ديگر امكانات نيسان قشقايی میتوان به كامپيوتر سفری، چراغ جلوی زنون، تزئينات داخلی چرم، سيستم تهويه مطبوع اتوماتيك، قابليت تنظيم ارتفاع چراغ جلو و كيسه هوا اشاره كرد. قيمت مدل وارداتی اين خودرو نيز حدود 42 تا 43 ميليون تومان ارزيابی شده است.
از قرار معلوم زمان عرضه دو خودرو فوق بهمنماه خواهد بود.

- مگان اتوماتيك و هفت دنده :
اما در اين مراسم دو خودرو مگان اتوماتيك و هفت دنده نيز رونمايی شدند. مگان 2000 سی سی ساخت داخل پارس خودرو دارای گيربكس اتوماتيك چهار سرعته با قابليت تعويض دنده دستی است و از سيستمهای ترمز ABS +EBV + EBD بهره میبرد. همچنين شتاب صفر تا 100 كيلومتر را در 11.1 ثانيه ميپيمايد. مصرف سوخت تركيبی آن 7.5 ليتر در 100 كيلومتر اعلام شده و حداكثر سرعت آن نيز 195 كيلومتر بر ساعت است. قيمت خودرو نيز زير 30 ميليون تومان خواهد بود.

- مروارید ( سایپا 111 ) :
در همين حال سايپا نيز از خودرو تغيير چهره داده شده پرايد نسيم رونمايی كرد. اين خودرو كه قرار است تا دو ماه آينده عرضه شود، داراي سيستم تهويه مطبوع، برفپاكن شيشه جلو با قابليت تنظيم سرعت، چراغ خطر سوم روي سپر، چراغ هشداردهنده عيبياب موتور، فرمان هيدروليك، رينگ آلومينيومی و مجهز به ترمز ABS است. تغييراتی كه در اين خودرو داده شده، بيشتر در نمای صندوق عقب و تغييراتی در جلوی اين خودرو ديده میشود.
نامی كه سايپا برای اين خودرو انتخاب كرده، مرواريد (سايپا 111) است.وي همچنين گفت: قيمت سايپا 111 يا مرواريد نيز در حدود قيمت پرايد صباي شركت سايپا خواهد بود.

حتما تا حالا توی اینترنت با عبارت "هرز نامه" برخورد کردین. هرز نامه به ایمیلهایی می گن که به صورت ناخواسته برای افراد ارسال می شه. مث ایمیلای تبلیغاتی. لابد اینم می دونین که توی کشورای اروپایی و امریکایی ارسال هرز نامه ممنوعه و جرم محسوب می شه. ولی تو ایران افرادی هستن که ایمیل افراد فارسی زبان رو جمع می کنن و به صورت مجموعه به کسایی که می خوان کالای خودشون رو تبلیغ کنن می فروشن. و قطعا اینم می دونین که هرز نامه ها بیشتر از 90% بار ترافیکی رو به خودشون اختصاص دادن. وقتی همه اینا رو می دونین پس من چی بگم؟
ولی احتمالا تا حالا با اصطلاح "هرز اف" مواجه نشدین. چون خودم ساختمش. هرز اف به افایی می گن که حاوی مقادیری چرت و پرته. که شکر خدا ایرانیا این روزا تو چرت و پرت گویی استاد شدن. حالا می خوام چن نمونه از هرز اف های ساخت خودم رو براتون بذارم.
1. دختری هستم نود ساله. تمام پزشکان از ازدواج کردن من قطع امید کرده بودن. تا اینکه یه شب تو خواب "بی نظیر بوتو" رو دیدم که پاهاشو تا آخر توی حلقم فرو کرد(بخاطر احترام به نظر انوشه و چلمن این قسمت عوض شد). فرداش برام خواستگار اومد. یه شب بعد از ازدواج دوباره بی نظیر بوتو رو دیدم که به خوابم اومد و ازم خواست که این قضیه رو برای نه نفر بفرستم. برای چند نفر فرستادم. یه دختر بهش بی توجهی کرد و ریش در اورد. یه تاجر بهش توجه کرد و پسردار شد؛ ولی چون اونو برای نه نفر ارسال نکرد خودشم حامله شد. یه زن بهش خندید و وقتی خواب بود، پای شوهرش رفت رو شکم بچه ش و بچه ش مرد. خواهش می کنم بهش بی توجهی نکن. التماس می کنم. ترو خدا. ترو امام حسین. تا آخر عمر مدیونی اگه بی توجهی کنی. به جون مادر کنه های گربه سر کوچه تون بی توجهی نکن.
2. این افو با دقت بخون. یه مدت پیش یه پسری رفت سینما و وقتی خواست روی صندلی بشینه، زیر خودش احساس ناراحتی کرد. کم کم این ناراحتی احساس خودش رو به خیسی داد. وقتی دست کشید پشت خودش؛ دید دستش خیس شده. فندکش رو از جیبش در اورد و روشن کرد. ولی تا خواست به دستش نگاه کنه؛ کنترلچی ازش خواست که فندک رو خاموش کنه و اگه می خواد سیگار بکشه بره بیرون. خواست به کنترلچی بگه که نمی خواد سیگار بکشه. ولی بغل دستیاش بهش اعتراض کردن که سرو صداش نمی ذاره فیلم نگاه کنن. بلند شد و رفت بیرون و دستش رو نگاه کرد. دید دستش خونیه. دوباره برگشت و رو صندلی دست کشید. این دفه دستش زخمی شد. آخ گفت و سریع دستشو کشید. برای بار سوم دست گذاشت و بالاخره یه کاغذ اومد تو دستش. تو همین موقه فیلم تموم شد و چراغا روشن شد. دید روی صندلی کلی سوزن گذاشتن و یه کاغذم رو صندلیه. کاغذه رو باز کرد و دید نوشته: به جمع ما خوش اومدی. "انجمن کسایی که نتونستن فیلم رو کامل ببینن". اینو برای همه ارسال کن که وقتی می رن سینما حواسشون باشه.
3. دختری هستم دو و نیم ساله. مامان گل و خوشگل و ماه هفتاد و نه ساله م تو آی سی یو داره رو تخت بال بال می زنه. پرستارا بهش نمی رسن و دکترا توجهی بهش نمی کنن. ترو خدا واسه ش دعا کنید که اینقد بال بال نزنه و پرواز کردنو یاد بگیره.

گزارشی جذاب در مورد قبض موبایل چهره های فوتبالی ها باز هم علیرضا واحدی نیكبخت در بالاهای جدول است! او نسبت به اكثر بازیكنان مطرح فوتبال ایران بیشتر با تلفن صحبت كرده. قبض تلفن مهاجم پرسپولیس برای تاریخ اول خرداد تا اول مرداد كه دومین قبض سال 87 به حساب می آید، 300 هزار و 700 تومان شده. فرهاد مجیدی، مهاجم استقلال باید تا چند روز دیگر 482 هزار تومان به حساب مخابرات بریزد. در غیراینصورت تلفن او قطع می شود. اگر هنوز به خواندن این گزارش ترغیب نشده اید، واقعا سطح تان بالاست! اما اگر مثل ما اهل حاشیه هستید و از زردبازی لذت می برید، خواندن این گزارش را كه با هزار زحمت تهیه شده، از دست ندهید. 1-داربی تمام می شود. بازیكنان استقلال و پرسپولیس به رختكن می روند. هنوز روی زمین ننشسته اند كه زیپ كوچك ساك ورزشی خود را باز می كنند. دست می كنند و تلفن همراهشان را از ساك بیرون می آورند. تلفن را روشن می كنند و سریع شماره می گیرند. انگار كه یادشان رفته باشد یك نكته خیلی مهم را به یك نفر بگویند. انگار كه عجله داشته باشند تا خبری مهم را به كسی بدهند، اما اینطوری نیست. همه آنها با آرامش خاصی دست شان را گرفته اند جلوی میكروفن گوشی و دهانشان تا هم صدایشان را كسی نشنود، هم امكان لب خوانی وجود نداشته باشد! این اتفاقی است كه در مورد اكثر بازیكنان فوتبال یك امر عادی محسوب می شود. اصلا عجیب نیست كه آنها بلافاصله بعد از بازی تیمشان مشغول مكالمه تلفنی شوند. 2-بازیكن تیم ملی در لابی هتل استقلال نشسته. هنوز سرشب است. كاپیتان تیم ملی به او می گوید كه به اتاقش برگردد. بازیكن زیرلب قر می زند كه در اتاق هیچ تفریحی ندارد، اما به طرف اتاقش می رود. وارد اتاق كه می شود، تلفن همراه را از جیبش بیرون می آورد و شماره می گیرد. تلفن او تا ساعت حدود یك نیمه شب اشغال می ماند و بعد هم خاموش می شود! «كسی كه سالی 300-200 میلیون تومان پول می گیرد، ترسی از زیاد صحبت كردن با موبایل ندارد.» این هم حرف جالبی است. به هرحال بازیكنی كه قرارداد نجومی می بندد و تنها كار مفیدش روزی دو، سه ساعت تمرین یا مسابقه است، باید بقیه ساعات روزش را هم پر كند. هرچقدر هم كه زیاد بخوابد و به رستوران و... برود، باز هم روزی چند ساعت وقت خالی دارد. صحبت كردن با تلفن هم یكی از راه های پر كردن اوقات فراغت است. به خصوص برای بازیكنان خوش تیپ و ستاره فوتبال كه هواداران بیشتری هم دارند. بین بازیكنان مطرح فوتبال، باز هم علیرضا واحدی نیكبخت در بالاهای جدول است! او نسبت به اكثر بازیكنان مطرح فوتبال ایران بیشتر با تلفن صحبت كرده. قبض تلفن مهاجم پرسپولیس برای تاریخ اول خرداد تا اول مرداد كه دومین قبض سال 87 به حساب می آید، 300 هزار و 700 تومان شده، اما نیكبخت هرچقدر كه در زمین فوتبال سرتر از فرهاد مجیدی است، در قبض تلفن به گرد پای فرهاد مجیدی هم نمی رسد. مهاجم استقلال باید تا چند روز دیگر 482 هزار تومان به حساب مخابرات بریزد. در غیراینصورت تلفن او قطع می شود. احتمالا امیر قلعه نویی از مبلغ قبض موبایل مجیدی خبر دارد كه او را به زمین نمی فرستد! علی انصاریان و حسین كعبی هم از آن بازیكنانی هستند كه پول زیادی خرج حرف زدن می كنند. قبض این دوره موبایل انصاریان 216 هزارتومان و قبض كعبی 206 هزار تومان شده. این وسط می شود به بازیكنانی مثل منصوریان (176 هزارتومان)، مجتبی جباری (165 هزار تومان)، كریم باقری (146 هزار تومان)، محسن خلیلی (144 هزارتومان)، عباس آقایی (135 هزار تومان)، صابر میرقربانی (130 هزار تومان) و سیاوش اكبرپور (124 هزار تومان) هم اشاره كرد كه از زبان خود زیادی كار می كشند. حسین بادامكی هم یكی از بازیكنانی است كه قبلا زیاد با تلفن صحبت می كرده، اما حالا به این نتیجه رسیده كه نباید زیاد حرف بزند. او كه یك بار قبض 300 هزار تومانی هم داده، می گوید: «به نظر من پول حرف زدن را دادن زور دارد. وقتی حرف می زنی نمی فهمی چه اتفاقی افتاده، اما بعدا می فهمی كه چه كار كرده ای. اگر مكالمه كاری باشد، اشكال ندارد، اما صحبت های دیگر خوب نیست! با وجود درآمدی كه دارم، باز هم فكر می كنم 300 هزارتومان پول زیادی است. آدم نباید این همه با تلفن صحبت كند.» اما بین بازیكنان معروف فوتبال خیلی ها هم هستند كه قبض موبایلشان كم می شود. البته خیلی از فوتبالیست ها دو یا سه خط تلفن همراه دارند كه غیر از یكی، بقیه اش خط ایرانسل است. وحید طالب لو از بازیكنانی است كه با مبلغ قبض تلفن همراهش باید او را یكی از كم حاشیه ترین فوتبالیست های ایران دانست. قبض او فقط 32 هزار و 600 تومان شده كه این در مقابل قبض بازیكنان دیگر فوق العاده كم است. حسین كاظمی هم با قبض 84 هزار تومانی اش نشان می دهد زیاد اهل زنگ زدن نیست. این را هم در نظر بگیرید كه بین بازیكنان معروف فوتبال غیر از طالب لو و كاظمی كسی پیدا نشد كه قبض موبایلش كمتر از 100 هزارتومان شده باشد.
سالهاي بسيار دور پادشاهي زندگي ميكرد كه وزيري داشت.
وزير همواره ميگفت: هر اتفاقي كه رخ ميدهد به صلاح ماست.
روزي پادشاه براي پوست كندن ميوه كارد تيزي طلب كرد اما در حين بريدن ميوه انگشتش را بريد،وزير كه در آنجا بود گفت: نگران نباشيد تمام چيزهايي كه رخ ميدهد در جهت خير و صلاح شماست !
پادشاه از اين سخن وزير برآشفت و از رفتار او در برابر اين اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زنداني كردن وزير را داد...
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش براي شكار به نزديكي جنگلي رفتند. پادشاه در حالي كه مشغول اسب سواري بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهي شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالي كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبيلهاي رسيدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قرباني براي خدايانشان بودند،
زماني كه مردم پادشاه خوش سيما را ديدند خوشحال شدند زيرا تصور كردند وي بهترين قرباني براي تقديم به خداي آنهاست!!!
آنها پادشاه را در برابر تنديس الهه خود بستند تا وي را بكشند،
اما ناگهان يكي از مردان قبيله فرياد كشيد : چگونه ميتوانيد اين مرد را براي قرباني كردن انتخاب كنيد در حالي كه وي بدني ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنيد !!!
به همين دليل وي را قرباني نكردند و آزاد شد.
پادشاه كه به قصر رسيد وزير را فراخواند و گفت:اكنون فهميدم منظور تو از اينكه ميگفتي هر چه رخ ميدهد به صلاح شماست چه بوده زيرا بريده شدن انگشتم موجب شد زندگيام نجات يابد اما در مورد تو چي؟ تو به زندان افتادي اين امر چه خير و صلاحي براي تو داشت؟!!
وزير پاسخ داد: پادشاه عزيز مگر نميبينيد،اگر من به زندان نميافتادم مانند هميشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زماني كه شما را قرباني نكردند مردم قبيله مرا براي قرباني كردن انتخاب ميكردند،
بنابراين ميبينيد كه حبس شدن نيز براي من مفيد بود!!!
ايمان قوي داشته باشيد و بدانيد هر چه رخ ميدهد خواست خداوند است 
تصادف خاور حامل سمند LX، انتقال پنهانی اتومبیل 950 میلیون تومانی به آن سوی دریای خزر را فاش كرد.
به گزارش «شفاف»، این سمند LX استثنایی كه بدنه آن روكش طلا است، قرار بود بدون سر و صدا و جنجال خبری از طریق بندر انزلی به روسیه فرستاده شود، اما انتشار عكسها و تصاویر بلوتوثی، برنامهها و تدابیر امنیتی صاحبانش را بر هم زد.
بنابراین گزارش صبح روز پنجشنبه 16 اسفندماه، به دنبال آسیبدیدگی شدید خاور حامل محموله در تصادف با یك وانت نیسان در جنوب تهران، سمند طلایی قدم بر تهران گذاشت و مجبور شد تا برای چند ساعت در پایتخت گشت بزند.
این سمند طلایی كه توسط دو شریك طلاكار و در اصفهان تیونینگ شده، از سوی هیچیك از شركتهای بیمه كشور تحت پوشش قرار نگرفته و انتقال آن از اصفهان تا تهران و سپس بندر انزلی، با مشكلات و دردسرهای بسیاری همراه بوده است

با توجه به این كه این محموله حدود 1 میلیون دلار (950 میلیون تومان) میبایست پیش از آغاز تعطیلات نوروزی به گمرك تحویل میشد، پس از یك روز اقامت در تهران، اكنون روی آب و در راه بندر آستاراخان روسیه است.
به گزارش «شفاف» و به نقل از نشریه دنیای خودرو، «فرزاد فخرالدین»، یكی از صاحبان سمند طلایی در گفتگو با یك نشریه خودرویی ایران، درباره جزئیات این محموله توضیح داده است:
تصادف خاور، چطور اتفاق افتاد؟
بیاحتیاطی راننده وانت نیسان باعث آن حادثه شد. كاری هم از كسی ساخته نبود. او بدون زدن راهنما، ناگهان تصمیم گرفت داخل خروجی اتوبان بپیچد.
سمند طلایی در این تصاف آسیبی دید؟
خوشبختانه چون اطراف آن را با حجم زیادی از فیبر فشرده پر كرده بودیم، اتفاقی نیفتاد. اما خاور دیگر قادر به حركت نبود. سمند را از پشت آن خارج كردیم و به دنبال یك خاور جدید و سالم گشتیم.
ایده اتومبیل طلایی از كجا آمد؟
در اخبار تلویزیون و اینترنت، اتومبیلهایی مانند پورشه 911 و مرسدس طلایی را دیده بودیم. چند ماه قبل فكر كردیم كه ما هم خودرو داریم و هم طلا. پس چرا خودمان یك اتومبیل طلایی نداشته باشیم.
تمام بدنه این سمند از طلا است؟
خیر. فقط روی قاب كاپوت، صندوق عقب، درها و گلگیرها كار كردیم و به سقف و ستونها و همچنین جز آینهها به اجزای لاستیكی مانند سپرها دست نزدیم.
چرا؟ فرصتتان كم بود؟
ما محدودیت زمانی نداشتیم. اما در هر حال چون از مسایل فنی و اتومبیلساطزی اطلاع نداریم، نمیتوانستیم با تغییر نصب سپرهایی از جنسی دیگر، ایمنی خودرو را با خطر مواجه كنیم. به همین علت بود كه سمند با رنگ نوكمدادی را انتخاب كردیم تا تناسب آن با رنگ طلا، كافی نباشد.
ابتدا سفارش گرفتید، یا بعد از اتمام كار به دنبال مشتری گشتید؟
تقریبا هر دو! به ما گفتند اگر اتومبیل طلایی بسازید، آن را میخریم.
چرا سمند؟
برای این كه ایرانی است و همه آن را میشناسند.
مشتری آن هم ایرانی است؟
خیر. سمند از چد سال قبل به روسیه صادر میشود و الان خریدار سمند طلایی هم یك فرد روس است كه قرار نیست با اتومبیل طلاییاش در شهر گشت بزند. آن را برای كلكسیون خودش میخواهد. اما با این حال به سپرها دست نزدیم.

همه ایرانیها از پیكان خاطرههای زیادی دارند. میتوانستید این طرح را روی این خودرو پیاده كنید. نظرتان چیست؟
تصمیم گروه، این بود كه روی LX كار كنیم و كسی هم مخالفتی نداشت. در هر حال، خودرو ملی است و همه آن را میشناسند.
چه مقدار از مبلغ توافق شده را از مشتری دریافت كردهاید؟
هنوز پرداختی صورت نگرفته. باید صبر كنیم تا محموله ابتدا به آنجا برسد، بعد رابط ما ترتیب باقی امور را میدهد.
سود حاصل از معامله نسبت به هزینهها و وقت صرف شده برای LX طلایی، برایتان به صرفه خواهد بود؟
بخشی از جلو داشبورد این اتومبیل، خاتمكاری شده و هنوز به هنرمندی كه این كار را انجام داد، بدهكار هستیم. اما بعد از پایان معامله و رسیدن پول، با او تسویهحساب میكنیم و سود خودمان را هم برمیداریم.
غیر از این موارد، چه كارهای دیگری روی خودرو انجام داده اید؟
من همیشه پیش خودم فكر میكردم، خودرویی مانند سمند كه نشانگر ملیت ما در صنعت است، باید دارای بخشی از نمادهای فرهنگیمان باشد. برای همین هم در تزئینات داخلی به خاتمكاری پرداختیم و حتی تنها به این مورد بسنده نكردیم. مثلا در كف خودرو هم از فرش زیبایی استفاده كردیم.
كارهای شما فقط در تزئینات داخلی بوده؟
خیر. موتور خودرو را هم تقویت كردیم. پلتفرم سمند، همان پلتفرم پژو 405 است. یعنی اتاق 4 پژو برای همین موتور پژو 407 و گیربكساش را میتوان روی خودرو سمند نصب كرد. ما همین كار را كردیم.
شما كه گفتید از مسایل فنی خودرو، سر رشته ندارید. چطور پلتفرم را عوض كردید؟
خیلی اتفاقی بود. هنگامی كه درگیر طلاپوش كردن بدنه خودرو بودیم، با یك توریست فرانسوی آشنا شدیم كه برای گردش به اصفهان آمده بود. با او همكلام شدیم و او هم گفت یكی از مهندسان قسمت موتور كمپانی پژو است و میتواند به ما كمك كند تا كارهای بهتری انجام دهیم. البته پول زیادی هم به خاطر این كار از ما گرفت.
چرا با رسانهها صحبت نكردید؟
از ابتدا چنین قراری نداشتیم. حضورمان در تهران، گذری بود. قصد شلوغ كردن قضیه را هم نداشتیم. مسوول تیم اسكورت هم مخالف بود.
فكر نمیكنید كه جنجال رسانهای برای چنین خودرویی، میتوانست جالب باشد؟
نه! فقط امنیت محموله را به خطر میانداخت. ما كلی تلاش كردیم تا كسی متوجه چیزی نشود.
پس چطور در خیابانهای تهران، آزادانه گشت زدید؟
ما این كار را نكردیم.
اما عكسهایی كه ما در اختیار داریم، نشان میدهد در تهران چرخیدهاید. این را هم تكذیب میكنید؟
ما فقط به خیابان عباسآباد رفتیم تا با چند نفر از نمایشگاهدارهای آنجا صحبت كنیم. خلاف كه نكردایم!
ریسك بزرگی نبود؟
تیم حفاظت اطراف ما بودند و نگرانی زیادی نداشتیم.
فكر نمیكنید بهتر بود این اتومبیل را در موزه قرار دهید؟
مطمئن هستیم كه كسی پولش را نمیداد و آن را نمیخرید. الان خیلی از اتومبیلهای قدیمی هم در موزه خودرو، خاك میخورند.
در آینده، باز هم روی اتومبیل دیگری كار میكنید؟
اگر مشتری داشته باشیم، كار میكنیم. با توجه به این كه سمند هم تجربه نخستمان بود و الان ایدههای دیگری هم داریم. به این نتیجه هم رسیدم كه اگر روزی ایرانخودرو سمندLX طلایی رنگ تولید كند، مطمئن باشید كه مشتری آن، خودم خواهم بود.
مطلب امروز يك تست خود آزمايي در مورد سنجش شعور و تربيت آدم هاست.اصولا آدم ها از هر نژاد و قوم و قبيله اي كه باشند 3 دسته هستند.يا بسيار با نزاكت و با ادب و با شعور و يا بسيار بي نزاكت و بي تربيت.دسته سوم هم حالت بينابني دارند.شما از كدوم دسته هستيد؟به سوالات زير جواب بديد تا خودتون بفهميد چه جور موجودي هستيد
نكته: براي هر پاسخ الف «1» امتياز و براي هر پاسخ ب «2» امتياز و براي هر پاسخ ج «3» امتياز در نظر بگيريد:
1-در حالي كه روي مبل لم داده ايد و داريد برنامه مورد علاقه تون رو از تلويزيون تماشا مي كنيد ، ناگهان فشار عجيبي در ناحيه شكم خود ايجا ميكنيد.براي راحت شدن از دست اين فشار :
الف- مثل بچه آدم به دست شويي مراجعه مي كنيد و اونجا خودتون رو تخليه مي كنيد
ب- ابتدا كلي با خودتون كلنجار ميريد و تا جايي كه بتونيد در مقابل اين گاز بي محل ايستادگي مي كنيد و در نهايت در حاليكه صورتتون از شدت فشار وارد آمده به شكمتون در حال قرمز شدنه ، بدو بدو به سمت دست شويي مي دويد.
ج-با خونسردي تمام در حاليكه همچنان روي مبل دراز كشيده ايد كمي باسن مبارك را جابه جا مي كنيد تا عطر دل انگيزي را در هوا منتشر نماييد و سپس از همسرتون مي خواهيد پنجره رو باز كنه!
2-با دوستانتان در حال بدست آوردن متراژ خيابان ها هستيد.ناگهان سوژه اي بسيار خوش خط و خال را مشاهده مي كنيد.مي خواهيد سر صحبت را با وي باز كنيد.به او چه مي گوييد؟
الف-معذرت مي خوام كه مزاحم اوقات شريف شدم.مي تونم جسارتاً شماره ام رو تقديم شما كنم تا بيشتر با هم آشنا بشيم؟
ب-ببين كوچولو بيا بالا من ميبرمت پيش مامانت!
ج-....ت رو بخورم قناري!بپر تو ماشين. مكان هم دارم.50 تومن هم سر ميدم!
3- در ماشين خود نشسته ايد و در حال رانندگي هستيد.ناگهان يكي از اعضاي جناح سياسي رقيب(ترجيحاً اصلاح طلب) را مشاهده مي كنيد كه در حال گذر از خيابان است.در اين صورت:
الف-سرعت خود را كم كنيد و با خوشرويي سرتان را تكان مي دهيد و به او اجازه مي دهيد تا رد شود و در دل خودتان زمزمه مي كنيد «زنده باد مخالف من!»
ب-اين سياستمدارا همشون نامرد و دروغگو هستند.با سرعت از كنارش رد ميشيد و بهش اجازه نميديد رد شه تا ياد بگيره به مقابله با حزب شما نپردازه.
ج-سرعت خود را كم مي كنيد و مي گذاريد كه طرف تا وسط خيابان برسد سپس ناگهان پايتان را روي پدال گاز فشار ميدهيد و اون بنده خدا را زير ميگيريد و بعد با خونسردي تمام دنده عقب مي گيريد و تمام سعي تان را ميكنيد حتي الامكان رد لاستيك هايتان روي گردن ايشان باقي بمونه! در نهايت در حاليكه احساس خنكي فوق العاده اي در ناحيه جيگرتان مي كنيدبه راه خود ادامه مي دهيد.
4-شما به چه شغلي علاقه داريد؟
الف-شغلي بر مبناي كرامت انساني و ارزش هاي معنوي كه بتونه نياز واقعي جوامع بشري رو تأمين كنه
ب-هر چي كه توش پول باشه
ج-خفه شو مرتيكه .... برو در اون ....تو ببند با اين سوالهاي ...ات وگرنه خودم پا ميشم ميام ...مو توي اون حلقت مي كنم ها!
5-كداميك از منظره هاي زير حس شاعرانه و تخيل شما رو بر مي انگيزد؟
الف-يك آبگير بهشتي در جنگلي زيبا همراه با صداي آواز پرندگان رنگين بال در حالي كه انوار خورشيد سفره مهرباني خود را بر فراز طبيعت بيكران گسترانيده است
ب-يه تخت خواب دو نفره كه روش يه خانم با لباس قرمز يا صورتي يا اصلاً بدون لباس دراز كشيده
ج-چاه خلا و مگس هايي كه شاعرانه بر روي مخلفات چاه پرواز مي كنند!
6-به نظر شما زيبا ترين مكان تهران كجاست؟
الف-بام تهران
ب-خانه عاطفه؟
ج-استاديوم آزادي!
7-از كداميك از همكاران مارشال-مدرني خوشتان مي آيد؟
الف-فرهاد راد
ب-همشون اسكولند.با هيچكدومشون حال نمي كنم.
ج-نريمان تدين نيا
8-نامزد خود را با چه واژه اي خطاب مي كنيد
الف-خانومم
ب-دوست دخترم
ج-زيدم!
9-فرض كنيد به همراه خانواده خود در حال مسافرت بين شهري هستيد.ناگهان ماشين شما وسط بيابان خاموش مي شود.عكس العمل شما چيست؟
الف-عزيزم شماره اين امداد خودروي سيار رو داري؟
ب- آهاي بچه اون كاپوتو بزن بالا بينم اين ماشينه چه مرگشه
ج-اي بر سگ پدرش لعنت با اين ماشين ساختنشون.فقط بلدند ...بزنن توي سيستم ما.فلانم تو فلانشون!
10-اگر يكدفعه و سر زده وارد خانه شديد و خداي نكرده مشاهده كرديد كه پسر نوجوانتان مشغول تماشاي كانال هاي بي عفتي و محدوده سني است به او چه مي گوييد؟
الف-ببين پسرم اين برنامه در شأن تو نيست.لطف كن نصيحت من رو به عنهوان پدرت گوش كن و دنبال تفريحات سالم برو.بيا اين پولو بگير و برو براي خودت پسته بخر!
ب-حسابي با پسرم دعوا مي كنم و نام كانال را در ذهنم به خاطر مي سپارم تا خودم نصفه شب كه همه خوابند بيام ببينمش!
ج-ما تو خونمون ماهواره نداريم!
و اما نحوه امتياز دهي:
اگر امتياز شما بين 10 تا 15 است:
بابا با ادب.با تربيت.بابا مرتب. بابا امير حاج رضايي!تو كه ما رو كشتي با اين شخصيتت.شما از اون دسته آدم هايي هستيد كه حتي جواب فحش را هم با محبت مي دهند.آفرين به پدر و مادرت كه هچين دسته گلي رو تربيت كرده اند.بپا موش تورو نخوره.
اگر امتياز شما بين 15 تا 25 است:
شما نه با ادبيد و نه بي ادب.به گونه اي ديگر شما يه سيب زميني بي خاصيت خنثي هستيد.براي شما مهم نيست چه اتفاقي اطرافتان مي افتد چون شما فقط به فكر خودتان و منافعتان هستيد.آسه ميريد و آسه مياييد تا گربه شاختون نزنه.به اصطلاح بهتر شما يك ايراني هستيد!در ضمن اگه الان داريد با خودتون ميگيد اين نتيجه گيري چه ربطي به سوال ها داشت بايد بگم خيلي هم ربط داره.فكر كرديد ما از اين تست هاي خودشناسي الكي ميگيريم كه همه ملت از روي سوالا مي تونن بفهمند كه هدف سوال كننده چيه؟نخير آقا جان ما كارمون درسته. ما روانشناسيم.شما كه نيستيد!وقتي ميگيم شما خنثي هستيد يعني هستيد.پررو بازي هم در نيار كه من اعصاب ندارم قاطي مي كنم ها!
اگر امتياز شما بين 25 تا 30 است:
به به سلام آقاي شريعتمداري.خيلي مخلصيم.آقا اوضاع احوال روزنامه تون در چه حاله؟شنيديم تازگيا حتي به آقاي خاتمي هم فحش ميديد.بابا كارت درسته.ما كه جرأت نداريم بت بگيم بالا چشمت ابرو قرار داره.انگشت وسط دست عالي مستدام! آقا بودجه ي نهاد .... رو بزن به بدن و حالشو ببر!
یا میدانید زرتشت یعنی ستاره زرین!
آیا میدانید قطر شاهرگ گردن ۶ میلیمتر میباشد
آیا میدانید ناخن انگشت میانی سریعتر از دیگر انگشتها رشد میکند
آیا میدانید نروژ سومین کشور صادر کننده نفت میباشد
آیا میدانید با برداشتن تخمدانها عمر بیمار بطور متوسط ۸ سال کمتر میشود
آیا میدانید اسکنر ۴۸ سال پیش اختراع شده است
آیا میدانید ۱۰۰ سال پیش پزشکان آمریکایی میگفتند زنانی که باهوش هستند باردار نمی شوند
آیا میدانید ستاره دریایی فاقد مغز میباشد
آیا میدانید سالانه ۵۰۰۰ کارگر در معادن چین جان خود را از دست میدهند
آیا میدانید مروارید درون سركه ذوب میگردد
آیا میدانید ارزش مادی تمام عناصر بدن انسان کمتر از ۱۰۰۰ تومان است.
آیا میدانید ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند
آیا میدانید بال زدن یک پروانه هم زمین را تکان میدهد
آیا میدانید ما مغزمان رو کنترل میکنیم یا مغزمان ما را؟
آیا میدانید ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از انها است
آیا میدانید یک قطره اب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است
آیا میدانید ایران به ۲۰ کشور تسلیهات نظامی صادر میکند
آیا میدانید ۸۰ ٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند
آیا میدانید تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است
آیا میدانید روباه همه چیز را خاکستری می بیند
آیا میدانید گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد
آیا میدانید یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد
آیا میدانید حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است
آیا میدانید لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد.
آیا میدانید قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می تپد. گنجشک ها روی زمین می پرند.
آیا میدانید فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد.
آیا میدانید یک موش کور ۱۴ سانتی می تواند در یک شب تونلی به طول ۹۱/۴ متر حفر کند.
آیا میدانید مرغ ها برای تخمگزاری احتیاجی به خروس ندارند. خروس فقط برای بارور کردن تخم است
آیا میدانید کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
آیا میدانید داركوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند
آیا میدانید زمان گردش سیاره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشید میباشد
آیا میدانید ۹۰ ٪ سم مارها از پروتئین تشكیل یافته است
آیا میدانید قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد
آیا میدانید گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری كند
آیا میدانید سطح شهر مكزیك سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میكند
آیا میدانید موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند
آیا میدانید بیشترین سرعت که انسان دست یافته ۴۰,۰۰۰ کیلومتربا سفینه آپالو ۱۰ است
آیا میدانید چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است
آیا میدانید موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند
آیا میدانید کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود
آیا میدانید درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به ۳ متر میرسد
آیا میدانید قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد
آیا میدانید اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند
آیا میدانید شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند
آیا میدانید قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه میتپد
آیا میدانید درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش ۵۵ متر میرسد
آیا میدانید اولین كلیسای ساخت بشر یعنی كلیسای پطرس مقدس در انطاكیه ترکیه میباشد
آیا میدانید تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد.
آیا میدانید رشد تعداد ماشینها در جهان ۳ برابر رشد جمعیت انسانهاست.
آیا میدانید وزیر دفاع اسراییل و ریس حزب کارگر آن ایرانی الاصل میباشند.
آیا میدانید ایران زمان شاه دارای ورزیده ترین خلبانان دنیا بود و تیم اکرو جتش حرف اول را در دنیا میزد
آیا میدانید بیشترین آمار طلاق در جهان متعلق به ایران است
آیا میدانید كوكا كولا در اصل سبز رنگ است
آیا میدانید اسم قاره ها با همان حرفی كه آغاز میشود پایان میابد
آیا میدانید شما نمیتوانید با حبس نفستان خود كشی كنید
آیا میدانید محال است آرنج دستتان را بلیسید
آیا میدانید خوكها به دلیل فیزیك بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند
آیا میدانید فندك قبل ازكبریت اختراع شد
آیا میدانید بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن اب است
آیا میدانید زکریای رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست
آیا میدانید رکورد ضربه زدن به توپ پیگ پنگ در مدت زمان ۶۰ ثانیه ۱۷۳ ضربه است
آیا میدانید مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است
آیا میدانید ۷۰ در صد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند و ایران جوانترین جمعیت دنیا را دارد
آیا میدانید خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد
آیا میدانید برای جلو گیری از جوانه زدن سیب زمینی درون سبد ان یک عدد سیب قرار دهید
آیا میدانید اب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن اب است
آیا میدانید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد
آیا میدانید ۳۵۰ هزار نوع کفش دوزک در جهان وجود دارد
آیا میدانید وال برای شکار از صدای بسیار بلندی که دارد استفاده میکند و طعمه را فلج یا میکشد
آیا میدانید سریعترین قطار دنیا سرعت ۵۸۱ کلیومتر دارد، این نوع قطارها در ژاپن وجود دارند
آیا میدانید چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد
آیا میدانید مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید
آیا میدانید صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد
آیا میدانید در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده ، از نمک برای نگهداری غذا استفاده میشده است
آیا میدانید شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است
آیا میدانید در حدود ۹۷٪ از زنان چینی فاسد می باشند.
آیا میدانید توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت.
آیا میدانید چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است.
آیا میدانید الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد.
آیا میدانید مورچه ها نمیخوابد.
آیا میدانید اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند
آیا میدانید ادامس توسط یک فرمانده جنگی اختراع شد.
آیا میدانید کد کشور روسیه ۰۰۷ است.
آیا میدانید ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض وانبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند.
آیا میدانید عقرب میتواند سه سال بدون غذا زندگی کند
آیا میدانید یک سوسک حمام میتواند ۹ روز بدون سر زندگی کند تا اینکه از گرسنگی بمیرد.
آیا میدانید یک کوروکودیل نمیتواند زبانش را بیرون در بیاورد.
آیا میدانید حلزون میتواند ۳ سال بخوابد.
آیا میدانید به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر میترسند تا از مرگ!
آیا میدانید خطوط هوایی آمریکا با کم کردن ۱ زیتون از سالاد هر مسافر توانست ۴۰,۰۰۰$ جمع کند.
آیا میدانید ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳,۰۰۰ متر مربع پیتزا میخورند.
آیا میدانید بچهها بدون کشکک زانو متولد میشوند که در سن ۲ تا ۶ سالگی ظاهر میشوند.
آیا میدانید پروانهها با پاهایشان میچشند.
آیا میدانید گربهها میتوانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگها کمتر از ۱۰
آیا میدانید کوبیدن سر به دیوار ۱۵۰ کالری در ساعت مصرف میکند.
آیا میدانید نزدیکترین ستاره به ما ۱ سال نوری فاصله دارد
آیا میدانید انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳ پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند
آیا میدانید ۱۵۰ میلیون سال پیش امریکایی ج از افریقایی ج از نظر جغرافیایی جدا شده است
آیا میدانید جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت
آیا میدانید گرمترین سیاره زهره می باشد این سیاره درجه حرارت ثابتی دارد که ۴۶۲ می باشد
آیا میدانید عمر خورشید ۵ میلیارد سال می باشد
آیا میدانید عمر کهکشان راه شیری ۱۰ میلیارد سال می باشد
آیا میدانید نقره ۱۰۰ ها بار از مواد ضد عفونی قوی تر است و ۶۵۰ نوع میکروب را از بین می برد
آیا میدانید مساحت کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر است
آیا میدانید کهکشان راه شیری بیش از ۱۰۰ ملیون ستاره دارد
آیا میدانید حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است
آیا میدانید تنها غذائی که فاسد نمی شود عسل است
آیا میدانید پلک زدن زنان ۲ برار پلک زدن مردان است
آیا میدانید قدیمترین بنا در شمال توکیو است ۵۰ هزار سال قدمت دارد
آیا میدانید روزانه ۱۴,۰۰۰ نفر به بیماری ایدز مبتلا می شوند
آیا میدانید مقاوم تریم ماهیچه در بدن زبان است
آیا میدانید لایه پوستی که آرنج دست را پوشیده هر ۱۰ روز یکبار عوض میشود
آیا میدانید در هر قطره آب ۳۳ میلیارد الکترون وجود دارد
آیا میدانید مرغ با شنیدن موسیقی بزرگترین تخم را میگـــذارد
آیا میدانید مورچه کارگر تا ۵ سال و مورچه ملکه تا ۲۵ سال عمر میکند
آیا میدانید زنبور عسل ۲ معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا
آیا میدانید مورچه نسبت به بدن اش بزرگترین مغز را دارد
آیا میدانید جنین انسان بعد از ۱۷ هفته می تواند خواب هم ببیند یا ۴ ماه!
آیا میدانید گربه و سگ ۵ نوع گروه خون دارند در حالیکه انسان ۴ نوع گروه خون دارد
آیا میدانید ۱۳۰۰ تا از کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد
آیا میدانید در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال میشود در آن باران نباریده
آیا میدانید خرگوش و طوطی تنها حیواناتی اند که بدون برگشتن به عقب پشت سر خود را ببینند
آیا میدانید طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست
آیا میدانید شبکه چشم انسان ۱۳۵ میلیون سلول دارد که مسولیت تشخیص رنگها را بر عهده دارند
آیا میدانید بدن انسان ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد
آیا میدانید تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است
آیا میدانید چشم سالم انسان میتواند ۱۰ ملیون رنگ مختلف را ببیند و از هم دیگر جدا نماید
آیا میدانید همه نوزادان میگو نر میشوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل میشوند
آیا میدانید افرادی که در اثر گزندگی زنبور میمیرند بیش از افرادی استند که در اثر مار گزدگی میمیرند
آیا میدانید حس بویایی خرس تقریباً ۱۰۰ برابر قوی تر از حس بویایی انسان است
آیا میدانید عریض ترین آبشار جهان خن است عرضی ۱۱ کیلو متر و ارتفاع بین ۱۶ تا ۲۱ متر دارد
آیا میدانید بدن انسان قادر است در ظرف ۱ ساعت ۲ لیتر عرق تولد کند
آیا میدانید با چشم غیر مجهز به تلسکوب می توان ۶ هزار ستاره را در آسمان مشاهده کرد
آیا میدانید کشور تایوان از نظر موقیعت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد
آیا میدانید در جهان فقط ۷ هزار ببر وجود دارد
آیا میدانید تشکیل و تولد سیاره ای مشابه زمین حداقل به ۳ میلیون سال نیاز دارد
آیا میدانید برای فرار از جاذبه زمین به سرعت ۱۱ کلیومتر در ثانیه نیاز است
آیا میدانید ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند
آیا میدانید آب گرم زودتر از آب سرد یخ میزند
آیا میدانید از یک درخت معمولی می توان ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ کیلو کاغذ تولید کرد
آیا میدانید آهن فلزی است که بیشتر از دیگر فلزات در جهان مصرف دارد
آیا میدانید مغز بیشتر انرژی را در بدن مصرف میکنند به همین دلیل هم از سایر نقاط بدن گرمتر است
آیا میدانید انجیر خشک کرده ۶ برابر انجیر تازه مقوی تر است
آیا میدانید سالانه ۸۶ ملیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود
آیا میدانید با پیشرفت علم هنوز برای دانشمندان ساختن عسل کشف نشده است
آیا میدانید ۹۰%مردم در نیمکره شمالی زندگی میکنند
آیا میدانید درخت خرما نر هرگز بار نمی آورد
آیا میدانید پروتین تخم مرغ بیشتر از شیر و گوشت است
آیا میدانید سرکه قدیمیترین تیزابی است که توسط مصریان در حدود ۳ هزار سال قبل کشف شد
آیا میدانید در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره میباشد
آیا میدانید خرس كوالا هرگز آب نمینوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین میكند
آیا میدانید دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است ، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال میرسد
آیا میدانید مساحت خیلج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد
آیا میدانید اولـیـن تــمـاس تـلفـنی ایـران سـال ۱۲۸۵ خـورشـیـدی در تـهـران برقرار شد
آیا میدانید نوعی كوسه دارای ۳۵۰۰ دندان می بـــاشد كه از هیچ یك از آنها استفاده نمیكند
آیا میدانید بـدن انـســان برای حفظ تعادل خود در حـال ایستادن از ۳۰۰ عضله استفاده میكند
آیا میدانید سرعت سریعترین حلزون ۲.۳ میلیمتر در ثانیه میباشد یعنی ۱ کیلومتر در ۵ شبانه و روز
آیا میدانید چـگـالـی زمـیـن از سیارات دیـگر منظومه شمسی بیشتر است
آیا میدانید هر فرد هنـگام غــذا خوردن بطور مـتـوسط ۲۹۵ بار عمل بلعیدن را انجام می دهد
آیا میدانید خواب كمتر از ۶ ساعت و بیشتر از ۸ خطر ابتلا به دیابت را افزایش میدهد
آیا میدانید خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد
آیا میدانید که دروان حاملگی کرگدن نیز به ۴۹۰ روز است
آیا میدانید پستانداران بغیر از انسان و میمون، رنگها را بدرستی تشخیص نمیدهند
آیا میدانید مونالیزا فاقد ابرو میباشد زیرا در دوران رنسانس تراشیدن ابرو مد بوده است
آیا میدانید تقریبا نیمی از كل نشریات جهان در دو كشور آمریكا و كانادا منتشر میگردند
آیا میدانید نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند
آیا میدانید شش چپ اندكی از شش راست كوچكتر تا فضای كافی برای قرارگیری قلب فراهم آید
آیا میدانید هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی میباشد
آیا میدانید مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر میباشد
آیا میدانید جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد
آیا میدانید تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد میرسد
آیا میدانید اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و كافئین است
آیا میدانید فاصله سطح كره زمـیـن تـا مـركز آن حدود ۶۳۷۰ كیلومتر است
آیا میدانید اغلب ماتیكها حاوی فلسهای ماهی میباشند
آیا میدانید دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود
آیا میدانید فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند.
آیا میدانید عمومی ترین نام در دنیا محمد است.
آیا میدانید بلندترین زن دنیا ۲.۳۶ سانتی متر قد دارد
آیا میدانید طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است
آیا میدانید روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است.
آیا میدانید جلیقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برفپاككن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند
آیا میدانید تمامی خرسهای قطبی چپ دست هستند
آیا میدانید فیلها تنها جانورانی هستند كه قادر به پریدن نیستند
آیا میدانید بطور متوسط ، مردم آنقدر از عنكبوتها میترسند كه نمیتوانند آنها را بكشند
آیا میدانید مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میكند
آیا میدانید صندلی الكتریكی توسط یك دندانپزشك اختراع شد
آیا میدانید استفاده از هدفون در هر ساعت باكتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد
آیا میدانید نظیر اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است
آیا میدانید زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند.
آیا میدانید انسانهای راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دستها عمر میکنند.
آیا میدانید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
آیا میدانید درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی است.
آیا میدانید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود.
آیا میدانید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.
آیا میدانید هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب میخورد.
آیا میدانید گربه ماهی بیش از ۲۷,۰۰۰ عضو چشایی دارد.
آیا میدانید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱.۵ متر حرکت میکند
آیا میدانید هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد.
آیا میدانید حشراتی مانند مورچه و زنیور و � هم دیکتاتوری دارند
آیا میدانید اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد
آیا میدانید سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلو متر است
آیا میدانید طول همه ریشه های یک نیشکر ۲۰ کیلومتر است
آیا میدانید ملکه میوه ها جوز هندی است
آیا میدانید وزن ۱ قاشق چایخوری از سیاه چاله ها ۲ میلیارد تن است
آیا میدانید این مطالب را از آبیته می خوانید
آیا میدانید وزن خورشید ۲ میلیارد میلیارد میلیارد تن است
آیا میدانید نعره یک نوع شیر تا ۳ کیلومتری شنیده میشود
آیا میدانید چشم جغد ۸۰ بار از چشم انسان قوی تر است
آیا میدانید ۵۰ ٪ جمعیت جهان هیچگاه در طول حیات خود از تلفن استفاده نكرده است
آیا میدانید مورچه در مایکروویو زنده میماند
آیا میدانید دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مواد قندى در پوسیدگی دندان کودکان نقش دارد
آیا میدانید پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به ۱۸ هزار می رسد
آیا میدانید یک نوع پشه وجود دارد که در ثانیه ۱۰۰۰ بار بال میزند
آیا میدانید نمک از ۵ هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است
آیا میدانید قانون تبدیل ماده به انرژی انشتین چیست >> انرژی = جرم ضرب در مجذور سرعت نور
آیا میدانید كره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد
آیا میدانید اگر در ۱ سال هیچ مگسی نمیرد حجم مگسهای متولد شده با حجم زمین برابر میشود
آیا میدانید تعداد چینیهای که انگلیسی بلدند، از آمریکاییهای که انگلیسی بلدند، بیشتر است
آیا میدانید وزن كوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است
آیا میدانید که در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر الودگی هوا جان خود را از دست می دهند.
آیا میدانید قدمت انرژی تاریک در فضا به ۹ میلیارد سال میرسد
آیا میدانید انسان سالانه بیش از ۱۰ میلیون مرتبه پلک می زند
آیا میدانید ناخنهای انگشتان دست، تقریبا چهار برابر ناخنهای پا رشد میکنند
آیا میدانید دلفینها هم مانند گرگها هنگام خواب یك چشمشان را باز میگذارند
آیا میدانید مغز انسان ۲ ٪ از وزن بدن است ولی ۲۵% اكسیژن دریافتی را به تنهایی مصرف میكند
آیا میدانید بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب می باشد.
آیا میدانید که یک چهارم خاک روسیه در سال پوشیده از برف است
آیا میدانید ابررسانا موادی که میتواند در حرارت پایین جریان را بدون مقاومت از خود عبور دهند
آیا میدانید ظروف پلاستیكی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فساد مقاومند.
آیا میدانید در تمام وجود شما بیش از یك مشت گچ �كلسیم� وجود دارد.
آیا میدانید موش دو پای افریقائی از میدان دیدی برابر ۳۶۰ درجه برخوردار است.
آیا میدانید زمان بارداری فیل به ۲ سال می رسد.
آیا میدانید بیشترین ضربان قلب راقناریها با ۱۰۰۰ بار در دقیقه دارد
سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند.
يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد.
نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.
نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار.
برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟
نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود !!!
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.
وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است...
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم....
پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟
مادرش گفت: چون من زن هستم.
پسر بچه گفت: من نميفهمم.
مادر گفت: تو هيچگاه نخواهي فهميد.
بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بيدليل گريه ميکنند؟
پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند.
پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نميدانست که چرا زنها بيدليل گريه ميکنند.
گروه الف)
افراد اين گروه کساني هستند که سهميه ي بنزين خود را در يک سوم ابتدايي دوره سهميه بندي مصرف مي کنند .اين افراد بهترين گزينه براي زماني هستند که شما کارت سوخت خود را همراه نداريد !
صفات برجسته ي افراد گروه الف، اجتماعي ، خوش مشرب ، معتقد مي باشد .
روابط کاري افراد گروه الف :
روابط عشقي :
دو فرد از اين گروه مي توانند رابطه ي دوستي بسيار عالي داشته باشند
گروه ب)
در صورتي که از ايشان درخواست چند ليتر بنزين کنيد از شما دریغ نخواهد کرد
لباسهاي مورد علاقه اين افراد معمولا لباسهاي ساده با رنگ هاي تيره � که کمتر جلب توجه
افرادي خود دار ، مطين (متين) ، آرام ، مفيد که سعي ميکنند با بزرگي و ابهت خود مرکز توجه
روابط کاري گروه ب)
روابط کاري اين افراد با افراد گروه الف به هيچ وجه توصيه نمي شود . چون شوق و اشتياق
زن گروه ب با مرد گروه الف نيز ميتوانند زندگي موفقي داشته باشند ، يک زندگي ايده آل ، آرام ، که مي تواند حسادت خيلي ها را بر انگيزد ،
اين افراد که بيشتر متولدين شهريور و مهر را مي توان در اين گروه جاي داد ،
روابط کاري گروه ج)
ولي خودتان براي شرکت در مناقصه ها برويد .
اگر براي چنين فردي کار ميکنيد خواهيد ديد که براي خريد آهن آلات و اشياء قابل لمس بسيار
روابط عشقي :
ازدواج دو فرد از اين گروه مي تواند آغاز يک سلسله ي فاميلي قوي باشد .
رابطه ي افراد گروه ج با گروه ب :
در مورد رابطه ي افراد گروه ج با افراد گروه ب چيز خاصي نميتوان گفت آغاز زندگي ايشان با تفاهم خواهد بود و با اندگي گذشت که خودشان هم متوجه آن نمي شوندرابطه ي افراد گروه ج با گروه الف :
فرد گروه الف مي تواند به اين ارتباط گرمي دهد ولي با سردي فرد گروه ج بر خورد ميکند .
گروه (د)
البته احتمال دارد نگذارند که سهميه سوختشان بسوزد و آن را بفروشند که اين نيز بسيار ناشايست است !
گروه (ه)
آنچه در مورد افراد اين گروه بيش از همه جالب توجه است اين است که به شدت کمياب
پسر كوچكي وارد مغازه اي شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد و بر روي جعبه رفت تا دستش به دكمه هاي تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره.
مغازه دار متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش مي داد.
پسرك پرسيد: خانم، مي توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن هاي حياط خانه تان را به من بسپاريد؟
زن پاسخ داد: كسي هست كه اين كار را برايم انجام مي دهد !
پسرك گفت: خانم، من اين كار را با نصف قيمتي كه او مي دهد انجام خواهم داد!
زن در جوابش گفت كه از كار اين فرد كاملا راضي است.
پسرك بيشتر اصرار كرد و پيشنهاد داد: خانم، من پياده رو و جدول جلوي خانه را هم برايتان جارو مي كنم. در اين صورت شما در يكشنبه زيباترين چمن را در كل شهر خواهيد داشت.
مجددا زن پاسخش منفي بود.
پسرك در حالي كه لبخندي بر لب داشت، گوشي را گذاشت.
مغازه دار كه به صحبت هاي او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پسر...، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اينكه روحيه خاص و خوبي داري دوست دارم كاري به تو بدهم.
پسر جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملكردم را مي سنجيدم. من همان كسي هستم كه براي اين خانم كار مي كند
آيا ما هم ميتوانيم چنين خود ارزيابي از كار خود داشته باشيم؟














