
اثری دیگر از کارگردانی بین المللی ایران، بهمن قبادی
با بازی جنجالی هدیه تهرانی و گلشیفته فراهانی

فیلم توقیف شده در ایران ! 



با آواز خوانی هدیه تهرانی در فیلم !
و همچنین برنده چندین و چند جایزه بین المللی...!!!
خلاصه داستان:
مامو، نوازنده پير و سرشناس كردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي كنسرت در عراق پس از صدام آغاز ميكند. در اين سفر، كاكو مرد ميانسالي كه خود را ارادتمند مامو ميداند، به عنوان راننده و با اتوبوسي كه از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي ميكند. مامو يكييكي فرزندانش را كه در نواحي مختلف زندگي ميكنند جمع ميكند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر ميخواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو ميگويد كه پير روستا گفته كه بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي كه ماه كامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو ميگويد به هر طريق كه باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سالهاست جلوي كارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خوانندهاي به نام هشو (به معناي خوشه انگور) ميرود كه سالهاست همراه 1334 زن ديگر در تبعيد زندگي ميكند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آنها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبهرو ميشوند.
هدیه تهرانی و گلشیفته فراهانی در نقشی متفاوت با گریمی متفاوت ...

جوایز دریافتی(نمیه ماه)
جايزه بزرگ صدف طلايي (golden shell)،از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه بهترين فيلمبرداري از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه انجمن منتقدان بينالمللي (فيپرشي)، از پنجاهوچهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم سنسباستين، اسپانيا،
جايزه تماشاگران در بخش بينالملل، از بيستوششمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم استانبول، تركيه،
جايزه بينالمللي آمنستي (Amnesty) از چهارمين دوره جشنواره بينالمللي فيلم مستقل اينديليزبوآ، كشور پرتغال
تقديرنامه از بهترين فيلمنامه (Honorable Mention for Screenplay) از جشنواره بينالمللي فيلم ترايبكا، نيويورك، آمريكا
كليد طلايي شهر از يازدهمين دوره جشنواره فيلم آمبريا، كشور ايتاليا
جايزۀ بزرگ (گراندپريكس) از چهارمين دورۀ جشنوارۀ بينالمللي فيلم اوراسيا، قزاقستان از
جايزۀ اول از هشتمين دورۀ فيلم اوجاي،(Ojai Film Festival) از جشنوارۀ كاليفرنيا (آمريكا)، در بخش مسابقه،
نيوه مانگ ساخته بهمن قبادي از سوي مايکل اتکينسن منتقد امريکايي به عنوان يکي از بهترين فيلم هاي سال 2008 انتخاب شد.

یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم سفیری خوب برای ایران باشم ، من در هر شرایطی به شدت عاشق ایران هستم، اما فردا همه چیز را مشخص می کند؛ من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.،داستان حضور «گلشیفته فراهانی» و حواشی بعضاً تأسف انگیزی که پیرامون حضورش در تازه ترین ساخته سینمایی «رایدلی اسکات» بوجود آمد تقریباً در ایران رو به فراموشی است اما عاقبت حضور سینمایی این بازیگر توانا، در ایران هنوز به نقطه ی قطعی نرسیده است.

اگرچه پس از حضور بدون حجاب و خلاف عرف و فرهنگ ایرانی فراهانی روی فرش قرمز مراسم افتتاحیه فیلم «مجموعه دروغ ها» و مصاحبه منتشر شده از او، بسیاری رسانه ها، قطعیت نظرش را بر ماندن در آمریکا و ادامه فعالیت در سینمای هالیوود دانسته بودند، اما او کماکان بر این باور است که «ایران بهترین جایی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند.»
«گلشیفته فراهانی» که برای حضور در نشست پرسش و پاسخ فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به لس آنجلس رفته بود، در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماندو یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:«آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلاً در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری است که بعد از انقلاب رخ می دهد اما مسئله این است که من کارغیرقانونی نکرده ام و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند صادق است، همانطور که می بینیم مهمان هایی هم که به ایران می آیند روسری سر می کنند.
جهنسوز شاهی معروف به سارا شاهی ندیده فتعلی شاه قاجار پادشاه قرن ۱۹ ایران از پدری و مادری ایرانی تبار به نام های عیاس و ماه منیر جهانسوز شاهی در تگزاس متولد شده است ُ
او تا کنون در تعداد بیشماری از فیلمها و سریالهای هالیوود بازی کرده است که معروف ترین آنها
(دنیای لیزین ها)L-Word است .
سارا شاهي با نام اصلي آهو جهانسوز شاهي در 10 ژانويه 1980 در تگزاسآمريكا به دنيا آمداو از سن نوجواني در مسابقات زيبايي شركت كرد و موفق به گرفتن جوايز متعددي شد. اصل و نسب او به فتعلي شاه قاجار مي رسد. سارا موفق به گرفتن جوايز متعددي در رشته بازيگري نيز مي باشد و در سريالهاي زيادي در آمريسكا بازي كرده است . سارا به زيبانهاي انگليسي و فارسي و اسپانيايي صحبت مي كند و داراي كمربند قهوه اي در كاراته مي باشد . در سال 2005 رتبه 90 را در ليست صد نفر اول هات در مجله ماكسيم به دست آورد. در سال 2006 اين رتبه به 66 ارتقا پيدا كرد.

روحانگیز سامینژاد/همسرش
1-ماجرا از اولین فیلم ناطق سینمای ایران یعنی «دختر لر» به کارگردانی عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی شروع شد. با ساخت این فیلم و نمایش آن در سال 1312 یک طلاق واقعی اتفاق افتاد. این فیلم آنقدر برای ایرانیها جذاب بود که به مدت 3سال در سینماهای تهران و شهرستانها نمایش داده شد و به عنوان پرفروشترین فیلم زمان خودش انتخاب شد. اما خانواده بازیگر زن این فیلم، روحانگیز سامینژاد که از حضور او در این فیلم ناراضی بودند، او را طرد کردند و همسرش هم او را طلاق داد.
این اولین طلاق یک چهره سینمایی در تاریخ سینمای ایران است؛ اتفاقی که سالهای بعد کمی شایعتر شد و به یکی از ویژگیهای زوجهای سینمایی، به خصوص در دوران قبل از انقلاب، بدل گشت.
با پیروزی انقلاب و آغاز دوران جدید سینمای ایران، طلاق زوجهای سینمایی هم کمتر شد و الان خیلی از زوجهای سینمایی را میتوان مثال زد که سالهاست با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکنند.
سوسن تسلیمی/داریوش فرهنگ
2-سی و پنج سال پیش، داریوش فرهنگ آدم خیلی معروفی بود و سوسن تسلیمی را كسی نمیشناخت، اما پس از ازدواج و در سالهای دهه شصت، ماجرا برعكس شد و تسلیمی شهرتی فراوان پیدا كرد. در این سالها اگرچه داریوش فرهنگ فیلمساز بود و بعضی كارهایش خیلی مطرح شد، اما حضور ثابت تسلیمی در فیلمهای بهرام بیضایی، این بازیگر هنرمند را به اوج رساند. این دو كه از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدتها زندگی مشترك سرانجام فرصت پیدا كردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی كنند. تسلیمی، پس از این فیلم، به همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز یكی از چهرههای سرشناس تئاتر سوئد است. اما داریوش فرهنگ مانده و فیلمسازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است.
خسرو شكیبایی/تانیا جوهری
3-شاید خیلیها ندانند كه شكیبایی در دهه 40 كار خودش را با دوبلوری شروع كرد و پس از ناكامی در این رشته به تئاتر رفت و سالها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود كیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سالهای دهه 50 بازیگر تئاتر بود. این رابطه كه منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ یك از این دو، آدمهای معروفی نبودند و در سالهای بعد در حرفهشان سرشناس شدند. شكیبایی كماكان یكی از بازیگران محبوب و سرشناس سینمای ایران است اما تانیا جوهری در سالهای اخیر بسیار كمكار شده است. جالب است كه مشهورترین فیلم شكیبایی یعنی«هامون»، داستان مرد روشنفكری است كه تمایلی برای جدایی از همسرش ندارد اما زن و خانوادهاش اصرار دارند كه این جدایی هر چه زودتر اتفاق بیفتد.
آیدین آغداشلو/شهره آغداشلو
4-آیدین آغداشلو كه نقاش، طراح، گرافیست و نویسندهای تواناست، سالها قبل، پس از یك ازدواج ناموفق و در حالی كه دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج كرد. شهره در فیلمهای علی حاتمی (سوتهدلان) و عباس كیارستمی (گزارش) بازی كرده بود و با تحسین مواجه شده بود و کمکم داشت به بازیگری توانا تبدیل میشد. شهره آغداشلو كه با بازی در فیلم «خانهای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده كه ظاهرا آن هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت وگوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان كسی یاد کرده است كه دوران سعادتمندی را با هم سپری كردند؛ بر خلاف عادت بسیار زشتی كه خیلیها دارند و پس از جدایی، با لحنی زننده درباره همسر سابقشان صحبت میكنند. ظاهرا نه ازدواج و نه جدایی این دو، در مسیر پیشرفت حرفهایشان هیچ تاثیری نگذاشته و هر دو همچنان از چهرههای فعال در حیطه کاری خود هستند.
ابوالفضل پورعرب/ آناهیتا نعمتی
5-زمانی كه ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج كرد، بازیگر بسیار معروفی بود. او محبوبیتش را كه با بازی در فیلم «عروس»، ساختهی بهروز افخمی، به دست آورده بود؛ تا سالها حفظكرد.
از آن طرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوشساخت «هیوا»، ساختهی رسول ملاقلیپور، وارد سینما شده بود و به عنوان یك چهره جوان و بااستعداد، اول راه بود. از این ماجرا حدود 8 سال میگذرد. ابوالفضل پورعرب از آن زمان، سیر نزولی را در كارش تجربه كرد و آناهیتا نعمتی هم در حاشیهی سینمای ایران به كار خود ادامه داد.
حالا این روزها پس از سالها جدایی این زوج هنرمند، هم آناهیتا نعمتی دوباره به سینمای جدی بازگشته و هم ابوالفضل پورعرب در تلویزیون پركارتر شده است.
بابك ریاحی پور/مهتاب كرامتی
6-بابک ریاحی پور یکی از معروفترین نوازندههای ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت میکند. او در آلمان موسیقی را آموخته، آن را در ایران ادامه داده و با خوانندههایی مثل محمد نوری و گروههایی مثل اوهام و آویژه که نوعی موسیقی تلفیقی را دنبال میکردهاند، همکاری داشته است.
مهتاب کرامتی از سال 1377 با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد.
جالب این که ریاحی پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال 1374 برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی پور کمتر سراغ آن رفت. ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و رشد كرد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی میكند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یك موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول ست.
نیما بانكی/ لیلی رشیدی
7-خانم رشیدی سوای این كه دختر احترامالسادات برومند و داود رشیدی است و از بچگی در محافل هنری بزرگ شده، بازیگر خوبی هم هست. بیشتر ما او را با «مادرخانمی زیزیگولو» میشناسیم. اما بعضیها شاید بولتن جشنواره فیلم كودك را به یاد بیاورند که عكسهای كودكی او را در کنار لیلا حاتمی به چاپ رسانده بود. این دو لیلی و لیلای محبوب، از كودكی همبازی بودهاند؛ هرچند بعدها، لیلی یك چهره تلویزیونی شد اما لیلا یك ستاره سینما.
لیلی رشیدی همسر پیشین نیما بانكی است كه به اندازه رشیدی مشهور نیست اما در عكاسی استعداد داشت و رفتهرفته در كارش به موفقیت دست پیدا كرد تا اینکه امروزه به چهرهای مطرح در عالم تبلیغات تبدیل شده است. نیما بانكی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهیهای سامسونگ با لباس برزیل، یا با كت و شلوار در حالی که پایش را از قاب السیدی بیرون گذاشته، دیدهاید. حاصل زندگی مشترك این دو، پسری است كه با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی میكند.
یوسف مرادیان / سارا خویینیها
8- همین اواخر بود كه از سارا خویینیها فیلم پر حرف و حدیث «نقاب» اكران شد كه داستانش درباره سوء استفادههای متقلبانه از موضوع ازدواج بود. چندی پیش از تلویزیون هم سریالی پخش میشد كه داستانش درباره سیاوش و رستم شاهنامه بود و نقش سیاوش را مرادیان بازی میكرد.
خویینیها در «معصومیت از دست رفته» هم بازی خوبی داشت اما نقشی كه مرادیان در «سربازهای جمعه» بازی كرد، به هر دلیل، آن قدر كوتاه شد كه اصلا به چشم نیامد. این دو بازیگر كه زمانی با یكدیگر زیر یك سقف زندگی میكردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلیشان كه همان بازیگری در سینما و تلویزیون است ادامه میدهند؛ از جمله خویینیها که چهرهاش را در نقش اصلی «بیصدا فریاد کن» حتما دیدهاید.
فریبرز عرب نیا/آتنه فقیه نصیری/ عسل بدیعی
9-این 3 بازیگر، معروفتر از آن هستند كه بخواهیم معرفیشان كنیم. فریبرز عربنیا به ترتیب با آتنه فقیهنصیری و عسل بدیعی ازدواج كرد و از آنها جدا شد.
عربنیا که اغلب، او را با بازیهای چشمگیرش در فیلمهای مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر میآورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیكی كریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه میشود. آتنه فقیهنصیری نیز که در فیلمها و سریالهای متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش «خاله سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاهها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم «بودن یا نبودن»، ساختهی کیانوش عیاری، شروع شد.
مادرم بعد تماشای فیلم گفت خوب بازی کردی؛ ولی تا آخر فیلم نبودی!

سینمای ما - کریم نیکونظر: مهناز افشارحالا دیگر تنها ستاره فیلمهای پرفروش سینمای ایران نیست. در سالهای اخیر او توانسته در كنار بازی در فیلمهای پرفروش سینمای بدنه، در آثار هنریتر هم ظاهر شود و با كارگردانهای مشهور كار كند. نقشش در فیلم«رئیس» و همكاری با تهمینه میلانی در فیلم «آتشبس» این فرصت را به او داد تا نشان دهد، میتواند نقشهای متفاوتتر از همیشه را هم بازی كند. به هر حال 10 سال سابقه بازیگری، تجربه او را بالا برده و دیگر كسی با دیدن او، نقشهای فیلمهای كماهمیتش را به یاد نمیآورد. مهناز افشار از فیلم «دوستان» و«شور عشق» تا «دعوت» مسیر سختی را پیموده است. گفتوگوی ما با او به مناسبت اكران تازهترین فیلمش، «دعوت» بود. اما در آن به موضوعات دیگر هم پرداخته شد؛ مسائلی كه میتواند دغدغههای یك بازیگر مشهور را نشان دهد.
فیلم «دعوت» را با مردم دیدهاید؟
نه. هنوز فرصت نكردهام. تنها یكبار در یك نمایش خصوصی بود كه فیلم را دیدم.
همان چیزی بود كه از اول فكر میكردید یا اینكه خیلی با ایده اولیه فرق میكرد؟
تماشایش مثل همان روز اولی كه قرار بود بروم و با آقای حاتمیكیا كار كنم، لذتبخش بود. راستش من همیشه وقتی فیلمهای خودم را میبینم احساس میكنم از خودم راضی نیستم. یعنی خودم را در فیلمها دوست ندارم...
و این اتفاق در مورد«دعوت» هم افتاد؟
تقریبا. نه اینكه نقشم خوب نباشد،نه. همیشه فكر میكنم میتوانستم بهتر بازی كنم. شاید از سختگیری زیاد است. اینكه مثلا ایكاش این سكانس یا آن لحظه بازیام جور دیگری بود. در مورد همه فیلمها همینطور هستم. خب، در دعوت هم همین اتفاق افتاد. وقتی فیلم را دیدم احساس كردم كه میتوانستم بعضی جاها بهتر ظاهر شوم.
در واقع یكجور قانعنشدن از دیدن تصویر خودتان است.
فكر میكنم الان حسرتهای سینمایی مهناز افشار كم شده. به هر حال در فیلم چند كارگردان مشهور كار كرده و با تجربهتر شده است. ضمن اینكه در فیلمهای متفاوت هم بازی كرده،دیگر تنها بازیگر فیلمهای گیشهای نیست...
صادقانه بگویم، من از كار كردن با همه كارگردانها چیز تازهای یاد گرفتهام. اما خب، حرف شما هم درست است. من بازیگری بودم كه به كلاسهای مختلفی رفتم، روی بیانم كار كردم و حتی در پشت صحنه تئاتر هم بودهام. من خیلی كارها برای حرفهام كردهام. شاید گاهی به خودم بگویم چرا این اتفاقهای خوب برای تو دیر افتاده. اما الان خوشحالم كه پلهپله جلو میروم. من فیلم «رئیس» را ندیدهام و نمیدانم فیلم خوبی شده یا نه. اما مهمتر از همه اینها تجربهای است كه در فیلم به دست آوردم و نكتههایی است كه از آقای كیمیایی یاد گرفتم. برای همین از كارم لذت بردم. در مورد «دعوت» هم همینطور. ژانر آقای حاتمیكیا با همه فرق میكند و من دیدم كه ایشان چطور با متانت كار را جلو بردند. برای من اخلاق حرفهای و احترام در كار از همهچیز مهمتر است و در «دعوت» من همه اینها را داشتم.
مدل بازیگیری ابراهیم حاتمیكیا با بیشتر كارگردانها فرق میكند. او معمولا بازیگردانی دارد كه بخش عمدهای از هدایت و كنترل بازیها بر عهده اوست. شما با این موضوع مشكلی نداشتید؟
البته ما سر این كار با بازیگردان طرف نبودیم. در واقع در اپیزود «شیدا» كسی نبود و مستقیم با آقای حاتمیكیا درگیر بودیم و ایشان به ما میگفت كه چطور باید ظاهر بشویم. من خودم معتقدم كه حضور بازیگردان خیلی كمك میكند اما در نهایت ما باید تبدیل به همان چیزی بشویم كه كارگردان میخواهد. برای همین هر چقدر ارتباطمان با كارگردان بیشتر باشد بهتر میتوانیم نقش را بسازیم. در اپیزودی كه بازی كردیم خانم یثربی نبودند و با خود كارگردان مستقیما حرف میزدیم و روبهرو بودیم.
قبل از شروع كار كه تمرین كردید؟
سه یا چهار جلسه تمرین و روخوانی داشتیم كه در آن جلسات خانم یثربی هم بودند و به ما كمك میكردند. ما قصههایی كه در ابتدا نوشته شده بود را خواندیم و بعد به ما فیلمنامه را دادند كه بر اساس آن كار كنیم. من خودم هم برای نقش تمرینهایی كردم چه تمرینهایی؟
خب، اول از همه كلاس اسبسواری رفتم. با اینكه این بخش از فیلم خیلی طولانی نیست اما به نظرم لحظه حساسی از قصه در آن اتفاق میافتد. من هم تجربه اسبسواری نداشتم و رفتم كلاس تا بتوانم به اندازهای كه لازم است یاد بگیرم. موقع روخوانی هم كه بازیها روتوش میشد. یادم میآید كه یك روز از ساعت پنج صبح سر صحنه فیلمبرداری بودم و من حدود 12،11 ساعت در استخر فیلمبرداری داشتم و با لباس خیس بازی كردم. آقای حاتمیكیا به من گفت كه باورش نمیشود من این كارها را بكنم...
چرا؟ از شما توقع نداشت كه این همه ساعت بدون اعتراض بازی كنید؟
آره. فكر نمیكرد كه من راضی بشوم بدون حرف و گلایه كار كنم .شاید این ناباوری به كارنامه شما برگردد. شما بیشتر از فیلمهای متفاوت در فیلمهای سینمای بدنه ظاهر شدهاید و برای همین شاید كسی باور نكند كه مهناز افشار هم میتواند در یك فیلم این قدر انرژی بگذارد و برای كارش زحمت بكشد...
شاید. اما اینجوری نیست كه من فقط فیلمهای تجاری بازی كرده باشم. بازی در فیلم «سالاد فصل» یكی از اتفاقهای خوبی بود كه برای من افتاد. تا قبل از آن حرف شما درست است؛ من در فیلمهای سینمای بدنه بازی میكردم و اصلا بازیام دیده نمیشد. صرفا هم به عنوان یك چهره مطرح شدم. اما تلاش خودم غیر از این بود.با اینكه همه به چهرهام اطمینان میكردند، اما من خودم میخواستم كه مسیرم را عوض كنم.
پس چرا كسی به چهره تازه مهناز افشار اطمینان نمیكند؟
این را باید از آنها بپرسید. من آمادگی بازی در فیلمهای متفاوت را دارم و به شدت علاقهمندم در نقشهای سخت و مشكل بازی كنم.خب، این اتفاقها باعث نمیشود كه شما ناامید بشوید و بخواهید قید بازی در سینما را بزنید؟
من همیشه در لحظه زندگی میكنم و البته نگاهی هم به آینده دارم. اما چون همیشه به الان فكر میكنم خیلی به دام ناامیدی نمیافتم. اگر روزی تصمیم بگیرم كه دیگر بازی نكنم، مطمئن باشید سراغ فیلمبرداری میروم. به هرحال دست از سر سینما برنمیدارم.
الان كه نمیخواهید بازیگری را كنار بگذارید؟
معلوم نیست. شاید یكدفعه فردا تصمیم بگیرم. گفتم كه من در لحظه زندگی میكنم.
اما این اصلا بد نیست كه شما چهره مشهور باشید و مردم برای دیدنتان به سینما بیایند. شاید باید تنها به آن اعتقاد پیدا كنید...
برای خودم هم خیلی دردناك نیست. من كارهایم را كردهام و میدانم كه چقدر قابلیت دارم. ما اول با چهرههایمان فیلم را معرفی میكنیم تا مخاطب بیاید و فیلم را ببیند و جذب شود. این هم بد نیست. اما من الان نقشهای متفاوتی بازی كردهام. در «دعوت» كه شبیه هیچكس نیستم.
اتفاقا درباره نقش شما در فیلم، خیلیها میگویند كه انتخاب مناسبی نبودهاید...
چطور؟
چون در فیلم شما نقش بازیگری را بازی میكنید كه تازه اول راه است و میترسد با حامله شدن، موقعیتش به خطر بیفتد و نتواند جایی برای خودش دست و پا كند. خب، تماشاگر با دیدن شما و این همه تلاش برای جا افتادن در سینما، فیلم را باور نمیكند. اصلا نمیپذیرد كه این بازیگر مشهور یك تازهكار است...
این از آن تحلیلهایی است كه باید در موردش حرف بزنیم. وقتی در یك فیلم، در نقشی قابل لمس و باورپذیرتر بازی میكنی، كسی آن را نمیبیند. نمیخواهم از خودم تعریف كنم اما بازی رئال خیلی سختتر از انواع دیگر است. اینجا هیچچیز نیست كه با كمك آن بشود نقش را ساخت. فقط حس است كه باید منتقل شود. برای همین فكر میكنم كار سادهای نیست. نقش من در این فیلم هم همینطور بود. به هر حال تماشاگر باید بعد از چند دقیقه با چهره دیگری روبهرو میشد و آن تصورات از بین میرفت. من فكر میكنم این اتفاق افتاده است.
برای درآوردن نقش تحقیق هم كردید یا به فیلمنامه اكتفا كردید؟
خب، چون من تجربهای مثل آنچه در مورد شخصیت فیلم اتفاق افتاد نداشتم، دربارهاش تحقیق كردم. مادر و خواهرم خیلی كمك كردند كه بتوانم نقش یك آدم باردار را در بیاورم.
یادم میآید جایی گفته بودید كه در سینما به سرنوشت اعتقاد دارید. اینكه راه مشخص است و شما طبق برنامه جلو میروید...
ببینید من همیشه گفتهام به سرنوشت و قسمت در زندگی اعتقاد دارم. اینكه مسیر مشخص است و شما با تلاش و كوشش یك چیزی را انتخاب میكنید و به ایدهال میرسید. به نظرم فیلمهای خوبی كه در آنها بازی كردهام محصول همین تلاش است. اینكه توانستهام در مسیر زندگیام مكث كنم و خودم انتخاب كنم. در واقع بازی در فیلم «دعوت» جزء اتفاقهایی بود كه با هوشمندی رخ داد و حاصل انتخاب دقیق در زمان مناسب بود. وگرنه ممكن بود این شانس و فرصت هم از بین برود و همهچیز مثل سابق ادامه پیدا كند. اما خوشبختانه در تقدیر من این بود كه در فیلم خاص ابراهیم حاتمیكیا بازی كنم. در یكی از متفاوتترین آثارش.
به نظر شما عجیب نبود كه حاتمیكیا بعد از آن فیلمها یكدفعه سراغ قصهای درباره زنان برود؟
چرا. راستش برای خودم خیلی جالب بود، ببینم كه حاتمیكیا چطور این فیلم را میسازد. كنجكاو بودم، ببینم نتیجهاش چه میشود. خوشبختانه با اینكه تغییر ژانر دادهاند اما فیلم حس لطیف زنانه را منتقل كرده.
این خوششانسی شما بود كه در فیلمی زنانه بازی كنید و حداقل پیشنهادهایتان شنیده شود.
شاید. واقعا هم آقای حاتمیكیا به نظراتمان گوش میداد. اینكه در فیلم متفاوتی بازی كردم خودش عالی است.الان هم در فیلم «شبانهروز» بازی میكنید كه آن هم قاعدتا جزء فیلمهای معمول سینمای ایران دستهبندی نمیشود.
بله. «شبانهروز» فیلمی است كه چهار داستان و چهار قهرمان دارد و من یكی از قهرمانهای آن هستم.
مثل اینكه بازیگر ثابت فیلمهای اپیزودیك شدهاید؟
آره خودم هم متوجه شدهام. برای همین به دوستانم گفتهام دیگر در فیلمهای اپیزودیك بازی نمیكنم. مادرم بعد از دیدن «دعوت» گفت بازیات خوب بود اما چرا تا آخر فیلم نبودی؟!
مجموعه دروغها علاوه بر اینکه با حضور لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو در هالیوود گرد و خاکی به پا کرده برای ما ایرانیان به سبب حضور خانم گلشیفته فراهانی در بخشهایی از این فیلم ، طوفانی راه انداخته و برای اولین بار شاهد حضور یک هنرپیشه موفق و منتخب از سینمای ایران به طور همزمان در سینمای ایران و هالیوود شدیم
هر چند که بعد از بازی خانم فراهانی در این فیلم شایعاتی مبنی بر ممنوع التصویر و ممنوع الخروج ایشون از ایران شنیده میشد اما وی هم اکنون برای بررسی سایر پیشنهادات بازیگری در امریکا بسر میبرد ...
بهر حال اکثر سایتها اقدام به پخش 2 ، 3 عکس از این فیلم و قسمتهایی که گلشیفته در آن بازی کرده بود پرداختند و خب من برای شما چند عكس از اين فيلم را براتون گذاشتم... ببينيد و لذت ببريد.





بهنوش بختياري بازيگري كه در اكثر ساختههاي مهران مديري حضور داشته و با نقشهاي متفاوت بر محبوبيت خود در بين سريالهاي تلويزيون افزوده است.
بهنوش بختياري متولد 29/2/1354 در بيمارستان اقبال تهران و ساكن شهرك ژاندارمري است.
پدرش بختياري و مادرش تهراني است. بهنوش عضو آخر يك خانواده 6 نفري است. يك خواهر و دو برادر بزرگتر از خود دارد كه هر سه متاهلند.
در رشته مترجمي زبان ليسانس گرفته و با توجه به علاقه فراواني كه به اين رشته دارد به محض اينكه فرصتي پيدا كند، به سراغ اين رشته و ترجمه متون ميرود.
با توجه به شايعات فراواني كه در مورد ازدواج او بر سر زبانهاست هنوز مجرد است و به قول خودش شايد اصلا ازدواج نكند.
با مجموعه هواي تازه ساخته محمد رحمانيان پا به عرصه بازيگري گذاشت و بعد از آن در مجموعههاي وكيل محله، خانه قديمي، سايهها و معجزه وكيل هم بازي كرد.
قبل از بازيگري به عنوان منشي صحنه فعاليت ميكرد كه اين كار او را بسيار مسئوليتپذير و منظم بار آورد كه پايهگذار موفقيتهاي او در بازيگري بود.
سال 75 به مدت يك سال زيرنظر خانم مهتاب نصيرپور در مدرسه رسام هنر دوره يك ساله تئاتر را گذراند كه به واسطه آن با ادبيات بازيگري آشنا شد.
به موسيقي علاقه فراواني دارد، پدرش هم در اين وادي كار ميكند و يكي از دو برادرش هم در زمينه موسيقي فعال است.
در مجموعه زير آسمان شهر(3) و ورود ممنوع ممنوع به عنوان دستيار كارگردان در كنار مهران غفوريان حضور داشت.
علاقه زيادي به فوتبال ندارد اما فوتبالهاي ملي رادنبال ميكند در صورتي كه فرصت پيدا كند به ورزش بدنسازي ميپردازد.
علاقهاي به بيزينس ندارد. به قول خودش هر كسي جلوي او از پول و حساب و كتاب حرف بزند احساس ميكند او سرگرم صحبت به زبان اسپانيايي است.
عاشق خطاطي است و خيلي دلش ميخواهد اين هنر را به صورت حرفهاي دنبال كند.
با توجه به مشغله كاري فراوان زياد به كارهاي خانهداري و آشپزي نميرسد اما بسيار منظم و خوشسليقه است. چلوكباب از غذاهاي مورد علاقه اوست.
عاشق لهجه بختياري پدرش است اما خودش به لهجه بختياري صحبت نميكند.
علاقه فراواني به مسافرت دارد. آخرين مسافرتش به شهر مقدس مشهد بود و سرعين اردبيل به يادماندنيترين نقطهاي بود كه به مسافرت رفته است.
علاقه فراواني به مطالعه دارد و تا فرصتي به دست آورد به مطالعه ميپردازد. او عاشق مطالعه كتابهاي روانشناسي و رمان است. آخرين كتابي كه مطالعه كرده سلاخ خانه شماره 5 بود.
در دوران كودكي برخلاف بسياري از بچهها كه خيلي شلوغ و شر هستند دختر آرام و دوستداشتني بوده.
به موسيقي كلاسيك علاقه فراواني دارد و از بين خوانندگان پاپ به صداي رضا صادقي، مرحوم ناصر عبداللهي و مازيار علاقه فراواني دارد.
در صورتي كه وقت كند به سينما ميرود. او سعي ميكند همه فيلمهاي روز را ببيند. آخرين فيلمي كه در سينما ديده «وقتي همه خواب بودن» است.
علاقه فراواني به مهمانداري هواپيما دارد. او پذيرايي در اوج آسمان را عاشقانه دوستدارد.
از خواندن شعر لذت ميبرد، اما اصلا نميتواند شعر بگويد و يا شعر حفظ كند ولي بسيار روحيه رمانتيكي دارد.
آخرين كارهايش مستند ايرانگردي و كار 90 دقيقهاي «يك روزي زنجيرش رو پاره ميكنم» ساخته آقاي عباسي است كه هنوز پخش نشده.
به بازي خانمها ثريا قاسمي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ليلا حاتمي، سحر ولدبيگي و شقايق دهقان علاقه فراواني دارد.
تا به حال در اكثر كارهاي مهران مديري به ايفاي نقش پرداخته و در اكثر نقشهايش موفق ظاهر شده است، به هيچ عنوان از بازي كسي ايراد نميگيرد و اهل بدگويي نيست.
براي بازي چندين پيشنهاد دارد كه به خاطر بازي در مجموعه باغ مظفر به پيشنهادهايش جواب نه داده. او شرط بازي در كارهاي روتين را متن و كارگردان و عوامل خوب عنوان ميكند.

بعضی از جوایز :
برنده اسکار بازیگر مرد نقش اصلی برای مارلون براندو
برنده اسکار بهترین فیلم
برنده اسکار فیلمنامه اقتباسی برای کاپولا و پوزو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای جیمز کان
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای ال پاچینو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای رابرت دووال
نامزد اسکار کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
نامزد اسکار طراحی صحنه برای آنا هیل جانستون
نامزد اسکار تدوین برای ویلیام رینولدز و پیتر زینر
نامزد اسکار موسیقی متن برای نینو روتا
نامزد اسکار صدابرداری برای چارلز گرنزبچ، ریچارد پورتمن و کریستوفر نیومن
برنده اسکار بازیگر مرد نقش مکمل برای رابرت دنیرو
برنده اسکار کارگردانی برای فرانسیس فورد کاپولا
برنده اسکار موسیقی متن برای نینو روتا و کارمینه کاپولا
برنده اسکار بهترین فیلم
برنده اسکار فیلمنامه اقتباسی برای فرانسیس فورد کاپولا و ماریو پازو
نامزد اسکار بازیگر نقش اصلی مرد برای ال پاچینو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای مایکل گازو
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای لی استراسبرگ
نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل زن برای تالیا شایر
نامزد اسکار طراحی صحنه برای تئادورا ونرانکل
سلام دوستان عزيز اميد وارم كه هميشه مثل الان شاداب و سرزنده باشيد
در
اينجا شما نامه خانم لي يانگ اه رو كه در انجمن MBCكه من اون رو ترجمه كردم و براي شما دوستان اينجا گذاشتم ولي بهتون توصيه ميكنم كه از روي متن اصلي اون رو بخونيد چون احساس بيشتري درش وجود داره كه من نتونستم با اين ترجمه منتقل كنم.ايشون متن اول رو قبل از شروع فيلم برداري سريال و متندوم رو بعد از تمام شدن سريال نوشتند پست كرده اند رو ميتونيد بخونيد.اميد وارم لذت ببريد . اگر امشب وقت داشتم سعي خودمم رو ميكنم كه خلاصه داستان قسمت 26 رو براي شما دوستان ارسال كنم.موفق باشيد. من اين نامه رو از يكي از گروه هاي دوستدار يانگوم گرفتم و براي راعايت قانون كپي اون آدرس رو اينجا قرار ميدهم
متن اصلي
Lee
Young Ae's Writing to Dae Jang Geum's FansHi, this is Lee
Young-Ae.Hello everyone, I'd been meaning to send greetings to you all,
butI'm still somewhat unfamiliar with internet bulletin boards,
soplease understand if I sound a bit awkward or stiff.Right now I'm
writing from my room. The shooting starts tomorrow. Ihope that all our
Dae Jang Geum staffs will finish shooting safelyand smoothly.May this
board become a warm and comforting space for you. I'lllisten to your
words and reflect upon myself too.Wish you all happiness and
health.Posted on MBC Dae Jang Geum forum at 19th September 2003Thank
you. This is Lee Young-Ae.Hello everyone, this must be the last time I
will greet you as Jang-Geum. I guess I was deeply absorbed in Jang-Geum
too. Sorry about mybelated message.Looks like the time has finally
arrived to let go of Jang-Geum,whose life I have lived with all my
heart for so long. It's toodifficult for me to leave her behind alone.
Even though we mayforget Jang-Geum as time goes on, she will continue
to go her way asshe has so far.I would like to thank Jang-Geum, who had
been buried in history forhundreds of years and came back to awaken me
to many valuabletruths, as well as all Dae Jang Geum viewers, from our
children whosaw Dae Jang Geum through with Jang-Geum-like curiosity, to
ourloving grandmothers and grandfathers.I'm also deeply grateful to all
Dae Jang Geum staffs, including LeeByeong-Hoon the producer, Kim
Young-Hyeon the scriptwriter, and therest of the staffs and fellow
actors. Looking back, it was tough yetenjoyable time.I wish all you Dae
Jang Geum viewers health and happiness. I hopethat you will always
remember to cheer up like Jang-Geum even inhard times.With that,
Jang-Geum bids farewell to you.Posted on MBC Dae Jang Geum forum at
30th March 2004Thu Jan 25, 2007 9:11 am
ترجمه فارسي
سلام
من لي يونگ اه (Lee Yeoung Ae) هستم
سلام به همگي
ميخواستم
براي تك تك شما اين پيغام را بفرستم اما چون تا اندازه اي با انجمن هاي
اينترنتي نا آشنا هستم پس از شما ميخواهم كه اگر ناشيانه اين كار را انجام
داده ام مرا درك كنند.فيلم برداري از فردا شروع ميشود و من اميد وارم كه
همه بازيگران و دستندركاران سريال به خوبي و سلامتي اين كار را به پايان
برسانند.
اميد وارم كه اين انجمن جايي گرم و باصفا و مايه دلداري براي شما بشود.من به حرف ها و نظرات شما گوش ميكنم و در خودم تاثير ميگذارم
براي شما آرزوي خوشحالي و سلامتي دارم
ارسال شده در تاريخ نوزدهم سپتامبر 2003 درMBC Dae Jang Geum forum
از شما ممنونم.من لي يونگ اه هستم
سلام
به همگي . اين آخرين باري است كه من به عنوان يانگوم به شما سلام ميدهم.من
به طور عميق در نقش يانگوم جذب شده بودم مانند شما . به خاطر يغام ديرم
معذرت ميخواهم
به نظر ميرسه زمان خارج شدن از نقش يانگوم رسيده كسي كه
براي مدتي باعشق در نقشش زندگي ميكردم.اين براي من خيلي سخت است كه يانگوم
را تنها بگذارم و رها كنم.حتي اگر ما در اثر مرور زمان يانگوم را فراموش
كنيم او زندگي و راه خودش را مانند قبل ادامه خواهد داد
من ميخواهم از
يانگوم تشكر كنم كسي كه براي صدها سال در تاريخ مانده بود و دوباره آمد و
چشم مرا به واقعيت هاي با ارزشي باز كرد مانند بقيه بينندگان يانگوم .از
بچه هايي كه يانگوم را ميبينند و از او كنجكاوي و عشق به پدر بزرگ و مادر
بزرگ را ياد ميگيرند.من از تمامي دستندركاران سريال از جملهLee
Byeong-Hoon تهيه كننده سريال و Kim Young-Hyeon نمايشنامه نويس و بقيه
اعضا و تشكر ميكنم و ممنونم و هنوز لذت و شادي آن زمان را به ياد دارم و
ياد آن موقع باعث خوشحالي براي من است.من براي شما بينندگان سريال آرزوي
سلامتي و خوشحالي دارم و اميد وارم شما هم مانند يانگوم هميشه خوشحال و با
انرژي باشيد حتي در زمان هاي سخت.
يانگوم از شما خداحافظي ميكند
ارسال شده در تاريخ سي مارس 2004 درMBC Dae Jang Geum forum
در آخر لطفا نظرات زيباي خودتون رو براي من ارسال كنيد.ممنون
Gyeon Mi-ri در نقش Choi Seong-geum (مادام چویی)

مادام چویی با خانواده چویی که در قصر نفوذ دارند فامیل است و از اوان ورود به قصر در کودکی به طرح و اجرای نقشه های حیله انگیزی جهت حصول اهداف شیطانی خانواده چویی می پردازد و در این مسیر گیومیونگ را نیز همراه خود ساخته و بالاخره به عنوان بانوی اول دربار شناخته می شود او یانگوم را به عنوان یک خطر بزرگ برای خانواده چویی می داند و همواره در پی نابودی اوست ولی یانگوم با هوش و قدرت جاذبه خود بسیاری از نقشه های او را ناکام می سازد و در نهایت چهره واقعی او را به دیگران نشان می دهد ولی در این مسیر یانگوم بسیار رنج می کشد و مادام هن و مادام یانگ را از دست می دهد !
مشخصات فردی :
تاریخ تولد : September 19, 1964
وزن : ۴۲ کیلوگرم
قد :۱۵۹ سانتی متر
سرگرمی : شنا
متاهل
فیلم هایی که او در آنها به ایفای نقش پرداخته است :
Miniseries include: Dallaene Jip (Dallae’s House),
Ajumma (Aunty),
Dae Jang-Geum,
Nae Sarang Nugulkka (Who's My Love),
Eommarang Narang (With My Mom and I),
Sarangui Jeonseol (Legends of Love),
Uriga Namingayo (Tender Hearts),
Somunnan Yeoja (Well known Woman), Eunsasinamu (Aspen),
Ibeuui Modeungeot (All about Eve),
Kkureogi (Overindulger),
In-hyeon Wanghu (Queen Inhyeon),
Mudongine Jip (Mudong’s House),
Han Myeong-Hoe,
Hanjibung Segajok (Three Families under a Roof),
LA Arirang,
Jang Hui-Bin,
Hangangui Ppeokkugi (Cuckoo of the Hangang River),
Gwiyeoun Yeoja (Cute Woman)
Yang Mi-gyeong در نقش Han Ae-jong (مادام هن)

مادام هن یک آشپز ماهر و معلم یانگوم در قصر است و به صورت ناخودآگاه و از کودکی به یانگوم علاقمند می شود و در نهایت متوجه می
شود که یانگوم فرزند بهترین دوست زندگی او بوده است او برای مدت کوتاهی بانوی اول دربار شده ولی در نهایت در دام نقشه های مادام چویی قرار گرفته و قربانی طرح های شیطانی او می شود!
مشخصات فردی :
تولد : January 27, 1961
وزن : ۴۴ کیلوگرم
قد : ۱۶۳ سانتی متر
متاهل
مذهب : کاتولیک
فیلم هایی که او در آن ها به ایفای نقش پرداخته است :
Miniseries include: Dae Jang-Geum,
Geu Haetsari Naege (Sunshine),
Saeeomma (Stepmother), Cool,
Gilmotungi (Street Corner),
Pureun Gyosil (Blue Classroom),
Haengchon Apateu (Haengchon Apartment),
Hyeong (Older Brother),
Dujamae (Two Sisters),
Banguri (Bell),
Baramcheoreom Padocheoreom (Like Winds Like Waves),
Bulkkot (Fireworks),
Yeojaui Sigan (Time of Women)
Movies include: Sillagwon (Paradise Lost)
Im Ho در نقش Jungjong (پادشاه)

یازدهمین پادشاه و فردی با شخصیت ولی گاهی با تصمیمات نا عاقلانه و موثر از دیگران قضاوت می کند ولی در نهایت به هوش و زکاوت یانگوم پی می برد و عاشق و دلباخته او می گردد!
فیلم هایی که او در آن ها به ایفای نقش پرداخته است :
Films- Gongpo Taxi (Taxi of Terror),
Yeopgijeogin Geunyeo (My Sassy Girl),
Don’t Tell Papa.
TV- Geudae Isseume (Due to Your Being),
Jang Hui-Bin, Sarangui Ireumeuro (In the Name of Love),
ManGang (Full-Heartedness),
Yongmangui Bada (Sea of Ambition), Jeonwonilgi (Rural Diary),
Daewangui gil (The Great King’s Road),
Sing Sing SonJaByeongBeop (Fresh Son-Ja’s tactics),
Heo Jun,
Dangsinttaemune (Due to You, Darling), Yeouido Jeonseon Isang Eopda (Front Yeouido is Fine),
Jajeongeo Doduk (Bicycle Theif),
Sonyeoneun Ulji Anneunda (A boy does not cry),
Sarangui Changa (Song of Love),
Geu Yeojane Jip (Her House),
Honey Honey,
Naega Beorin Yeoja (Woman I dumped),
Naega Taekan Sarang (Love I chose),
Tainege Malgeolgi (Talking to Another Man)
Hong Li-na در نقش Choi Geum-young (گیومیوم)

گیومیوم همزمان با یانگوم در کودکی به قصر وارد می شود ولی او از بستگان خانواده چویی است که در دربار نفوذ بسیاری دارند او آرام
آرام به بانوی چویی بسیار نزدیک می شود او از اوان کودکی به "افسر مین جو" علاقمند می شود ولی هنگامیکه از عشق "افسر مین جو" به "یانگوم" مطلع می
شود قلب او پر از نفرت می شود و با یانگوم به رقابت می پردازد و در نهایت در صدد نابودی یانگوم بر می آید...
فیلم هایی که او در آن ایفای نقش نموده است :
Miniseries include: Dae Jangggeum,
Ddokbaro Sarara (Honest Living),
Jegugui Achim (The Dawn of the Empire),
Geuraedo Saranghae (Still Loving You),
Nunaui Geoul (Sister’s Mirror),
Pureun Gyosil (Blue Classroom),
Gaeure On Sonnim (Guest came in Autumn),
Naui Eomeoni (Gamyeoninsaeng My Mother’s Life in Disguise),
Yamangui Sewol (Tide of Ambition),
MujigaeJanggun (General Rainbow), SonJaByeongBeop (Son-Ja’s tactics),
Du Yeoin (Two Ladies),
Nampyeonui Yeoja (Husband’s Woman), Saranghaneun Dangsin (Loving You, My Darling I love),
Irwol (The Sun and the Moon),
Miseuteorimello Wiheomhan Seontaek (Mystery Melodrama – Dangerous choice),
Jamaedeul (Sisters),
Jonghapbyeongwon (General Hospital),
Adeurui Yeoja (My son’s Woman),
Jo Gwang-Jo,
MiMang (Illusion),
San(Mountain),
Daewangui Gil (The Great King’s Road)
Movies include: Ije Neoreul Ijeuri (Now I will Forget about You),
Insaengi Mwo Gaekgwansik Siheommunjeingayo (Is Life a multiple choice Problem),
Abeoji (Father)
Ji Jin-Hee در نقش Min Jung-ho (افسر مین جو)

او مردی خوش قیافه و زیرک است که به صورت تصادفی با یانگوم آشنا می شود و به او علاقمند می شود همچنین او تنها فردی است که
توجه یانگوم را به خود جلب می کند او بارها در کل سریال به یانگوم کمک می کند و حتی بسیاری از سمت های خود را به خاطر او از دست می دهد و او را از
مشکل بزرگ در جزیره می رهاند ، همچنین با اعمال زیرکانه دست بسیاری از سودجویان دربار را رو میکند و خود را بارها به خطر می اندازد و در نهایت
به عشق خود در راه یانگوم قدم می نهد....
Lee-Young ae در نقش Jang-geum (یانگوم)

به عنوان یک دختر زیرک و باهوش با نقش مثبت در فیلم ظاهر می شود و او با تلاش و صبر خود مشکلات مختلفی را طی می کند به امید
آنکه در نهایت به آرزوی نهایی خود دست یابد.
او ابتدا در سن 10 سالگی به قصر وارد می شود و با دل و جان به یادگیری آشپزی می پردازد پس از مدتی به علت استعداد ، هوش و تلاش
، حسادت و ترس بانوی با تجربه ای از دربار را بر می انگیزاند که همین امر مشکلاتی گوناگونی را برای او پدید می اورد بطوریکه به یک جزیره تبعید می
شود ولی او با هوش و تلاش دوباره توجه افراد گوناگون را به سوی خود جلب می کند و اینبار به عنوان یک پزشک به قصر وارد می شود و در نهایت به برترین
لقب دربار با نام "یانگوم بزرگ" و عنوان اولین افسر زن و پزشک زن را در تاریخ دریافت می کند و بسیار مورد توجه شاه قرار می گیرد و...
همونطور که همگی متوجه شدید فیلم سنتوری که حتی پروانه نمایش گرفته بود و بیلبوردهاش هم در شهر به نمایش دراومده بود به یک باره 2 روز قبل از اکران (3 مرداد ماه) این فیلم ، وزیر ارشاد جلوی اکران این فیلم را گرفت
این بار می خوام پوستر های این فیلم رو براتون بزارم


برای دیدن بقیه پوستر ها روی ادامه مطلب کلیک کنید

برخي كارگردانهاي سينما و تلويزيون با ساخت يك اثر شناخته ميشوند. شايد بتوان گفت اكبر خواجويي هم يكي از همان كارگردانهايي است كه با سريال پدر سالار در حافظه ما جاي گرفته است. او اين روزها در حال ساخت فيلم جديد خود با نام «محيا» است.
اين فيلم سومين تجربه سينمايي اين كارگردان بعد از فيلمهاي«خانه ابري » و «سيرك بزرگ» است و قرار است بعد از دوري پانزده ساله اين كارگردان حضور مجدد او را در سينما رقم بزند.
در فيلم محيا بازيگران مختلفي ايفاي نقش ميكنند. الهام حميدي، شهاب حسيني، آزيتا حاجيان، مريم بوباني، تقي سيف جمالي و پروين ميکده برخي از اين بازيگران هستند. بد نيست بدانيد داستان اين فيلم درباره جواني به نام جاويد است كه دلبسته دختري به نام محيا مي شود اما محيا زندگي ويژه اي دارد که نمي تواند آن را براي جاويد فاش کند، به همين دليل براي جاويد که اصرار دارد با او ازدواج کند، شرط بسيار سختي را تعيين مي کند و...
لازم به ذکر است گروه فيلم سينمايي محيا طي روزهاي گذشته در بيمارستاني واقع در تهرانپارس به کار خود ادامه مي دهد.
اين فيلم به زودي به پايان فيلمبرداري ميرسد و پس از آن مراحل مختلف آماده سازي آن آغاز خواهد شد.
قرار است به زودي در نخستين فيلم بلند سينمايي پريسا بختآور سازنده سريالهايي چون «من يك مستاجرم» و «پشت كنكوريها»، ايفاي نقش كند. بنابراين گزارش، اين فيلم «دايره زنگي» نام دارد و توسط سيدجمال ساداتيان (بشري فيلم) تهيه ميشود.

دستاندركاران توليد فيلم بنا دارند پس از صدور پروانه ساخت اين فيلم از سوي اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي اخبار مربوط به اين فيلم را در اختيار رسانهها قرار دهند. هديه تهراني در سالهاي اخير، در زمينه بازيگري كمكار بود اما به عنوان دستيار و بازيگر نقشي كوتاه در پروژه گريهها و رومئوي من كجاست؟ (عباس كيارستمي)فعاليت كرده بود. او شهريور سال گذشته، بازي در فيلم «نسل جادويي»(ايرج كريمي) را كه به تازگي پروانه نمايش گرفته، به اتمام رسانده بود.
تهراني همچنين فيلمهايي چون نيوهمانگ(بهمن قبادي)، شبانه (اميد بنكدار و كيوان عليمحمدي) را آماده نمايش دارد و بخشهايي از بازي در فرزند صبح(بهروز افخمي) را نيز بهار سال گذشته به پايان برده است.
(روان آتكينسون) معروف به (مستربين) كمدين معروفي كه سالهاست خنده را بر لبان مردم دنيا مينشاند، در 6 ژانويه 1955 در (نيوكاسل) انگليس در منطقه (تينه) متولد شد. پدرش (اريك آتكينسون) و مادرش (الا مي) نام داشت. او دو برادر بزرگتر به نامهاي (روبرت) و (رودني) دارد. پدرش يك مزرعهدار ساده بود. (روان) بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي و دبيرستان در دانشگاه (نيوكاسل) در رشته مهندسي برق مشغول به تحصيل شد. مدتي بعد دانشگاهش را به(آكسفورد) منتقل كرد و تحصيلاتش را در همان رشته در دانشگاه (آكسفورد) به پايان رساند.

او از نوجواني به بازي در نقشهاي كمدي علاقه فراواني داشت. او در اين زمينه از استعداد خاصي برخوردار بود. (روان) در دانشگاه (آكسفورد) با فيلمنامهنويس طنز معروف (ريچارد كورتس) آشنا شد و فعاليتهايش را در زمينه بازيگري كمدي زيرنظر اين فيلمنامهنويس آغاز كرد. او در چند نمايش كوتاه طنز كه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه اجرا شد ايفاي نقش كرد و بسيار مورد توجه تماشاچيان قرار گرفت. (روان) كار حرفهاي خود را در اين زمينه در سن 23 سالگي و در سال 1978 با ايفاي نقش در يك نمايش كمدي با نام oclock news شروع كرد.
اين نمايش يك تقليد خبر طنزآميز بود كه از شبكه BBC انگليس پخش ميشد. اين نمايش كمدي كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقيت چشمگيري به دست آورد و در اين مدت چهار سال (روان) جوايز ملي و بينالمللي فراواني را از اتحاديههاي مختلف از آن خود كرد. (روان) كه با بازي در اين سريال محبوبيت خاصي در انگليس پيدا كرده بود در سال 1980 به اين ترتيب عنوان بازيگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدير قرار گرفت. (روان) در سال 1981 در يك نمايش تك نفره طنز در تئاتر (وست اندلندن) بازي كرد و بعد از اتمام يك فصل كامل بازي جايزه بازيگر كمدي سال اتحاديه تئاتر (وست اندلندن) را از آن خود كرد. او جوانترين فردي بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازي كرده بود. دومين نمايش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نيويورك، استراليا، نيوزلند و خاورميانه بسيار موفقيتآميز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاري فيلمنامهنويس (ريچارد كورتيس) نمايش طنز( )Black Adder(افعي سياه) را براي BBC ساخت كه اين سريال نيز برنده جوايز فراواني در سطح بينالمللي شد و (روان) به واسطه بازي در نقش اول اين سري نمايشها براي دومين بار عنوان بهترين بازيگر سال BBC را از آن خود كرد. اين سريال در چهار دوره متوالي پخش شد.
معروفترين كار تلويزيوني بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. اين سريال كمدي صامت، مجموعه نمايشهاي (مستربين) بود كه براي شبكههاي ITV و HBO توسط شركت (تايگر اسپكت) ساخته شد. در اين مجموعه نمايشهاي طنز، (روان) نقش يك شهروند انگليسي دست و پا چلفتي را بازي ميكرد كه بدون كلام و بيشتر با شكلكهاي صورت و حركات خندهدار، خنده را بر لبان تماشاگران مينشاند. اين سريال برنده جوايز بينالمللي فراواني از جمله (رز طلايي مونترايكس) شد و در سال 1995 نيز عنوان بهترين نمايش كمدي را از آن خود كرد.
اين سريال از شروع ساختش بسيار مورد توجه كشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت و در بيش از دويست كشور مهم دنيا فروخته شد و از آن به بعد (روان) به عنوان (مستربين) در سطح بينالملل معروف شد. اين مجموعه نمايشها از لحاظ اقتصادي براي تلويزيون انگليس پرفروشترين سريال دهه نود به شمار ميرفت. اين مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلويزيون بريتانيا ساخته و پخش ميشد. در سال ( 1997روان) يك فيلم سينمايي را نيز با اين نقش بازي كرد كه (بين، نمايش واقعه ناگوار) نام داشت و در سطح جهان موفقيتهاي فراواني را از آن خود كرد...
يك نويسنده
(روان آتكينسون) نه تنها يك بازيگر بلكه يك نويسنده، تهيهكننده و دوبلر معروف فيلمهاي كمدي در اروپا به شمار ميرود وي ميگويد: يك فيلم كمدي خوب علاوه بر بازي خوب يك كمدين نياز به يك موسيقي زيبا، يك كارگرداني خوب و يك فيلمنامه زيبا دارد.
او در مورد مجموعه (مستربين) ميگويد: من هرگز دوست ندارم از مستربين كه با آن در سطح دنيا شناخته شدهام جدا شوم. من از بازي در اين نقش لذت فراواني ميبرم.(روان) علاوه بر اين مجموعههاي تلويزيوني، فيلمهاي سينمايي بسيار موفقي را هم در كارنامه هنري خود دارد.
(روان) در سال 2006 ساخت دومين مجموعه مستربين را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سينماها آمد. اين مجموعه تعطيلات مستربين نام دارد.

ازدواج مستربين
روان در فوريه 1990 با (سانتراسايستي) ازدواج كرد كه حاصل اين ازدواج دو فرزند به نامهاي (بنيامين) و (ليلي) ميباشد. قابل ذكر است كه مستربين عاشق ماشينهاي سريعالسير از جمله (استون مارتين) است. وي در خصوص ماشينهاي تندرو مقالاتي را در مجلات ماشين منتشر كرده است
او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود.
سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.
ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد . و حیوان خانگی او یک سگ است .


